<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title>احسان و هزاره سوم</title>
<link>http://hezare3.com/weblog/</link>
<description>ياد داشت‌هاي روزانه احسان مطهري</description>
<language>en</language>
<copyright>Copyright 1387</copyright>
<lastBuildDate>۴ شنبه, 26 دیماه 1386 15:56:35 +0330</lastBuildDate>
<generator>http://www.movabletype.org/?v=3.36</generator>
<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

<item>
<title>تجارت پيشگان!</title>
<description><![CDATA[<p>امام حسین (ع) می فرمایند: گروهی خدا را از روی ميل و رغبت (به بهشت) عبادت می كنند كه اين عبادت تاجران است، و گروهی خدا را از روی ترس (از دوزخ) می پرستند و اين عبادت بندگان است و گروهی خدا را از روی شكر(و شايستگی پرستش) عبادت می كنند و اين عبادت آزادگان است كه بهترين عبادت است.</p>

<p>نون اضافه:<br />
پاسخ به چند نظر<br />
1- در مطلب <a href="http://hezare3.ir/weblog/archives/post_483.php">يادداشت هاي كامران نجف زاده</a> درخواست ايميل و شماره تلفن كامران خان رو خواستند. <br />
پاسخ: معذورم.<br />
2- در همون مطلب سوال شده چرا نجف زاده گالري عكسش رو فعال نمي‌كنه؟<br />
پاسخ: به زودي.<br />
3- در همون مطلب گفته شده اين كد امنيتي كه تو قسمت نظرخواهي سايت نجف‌زاده است باعث دردسره. <br />
پاسخ: بهتر از اينه كه به جاي هزار تا كامنت دو هزار تا كامنت رو چك كنه!!<br />
4- به ظاهر دوستي در مطلب "<a href="http://hezare3.ir/weblog/archives/post_352.php">حراج دختران در دبي</a>" نوشته:<br />
جالبه آخرين بری که برادرم از دبی امد و تعريف ميکرد ميگفت اينجا *** ايرانی به ايرانی نميده<br />
از بس اين ايرانيا ميخوان حرص اون چند دلاری که دادن رو رو ***خانم پياده کنن<br />
در ضمن ميخواستی ايران بمونه هر روز يه ماموربياد بندازتش بالا گشت ببرتش<br />
خوب ميره اونجا راحت از خوشی هم که نرفته واسه خوشی هم نرفته اينجا کارش همين بوده<br />
رفته اونور هم همين کار رو ميکنه عيبش چيه؟ (با اندكي اصلاح به دليل ادب فراوان نظردهنده!)<br />
پاسخ: خلايق هرچه لايق! مشكلات شخصي شما به ما مربوط نمي‌شود!<br />
5- در مطلب "<a href="http://hezare3.ir/weblog/archives/post_202.php">افزايش بازديد كنندگان وبلاگ!</a>" سوال شده كه: مي خواستم بدونم چرا وبلاگم تو سرچ جستجوگرهايي مانند گوگل نمي آد؟<br />
پاسخ: شما بايد وبلاگ خودتون رو در بخش ثبت نام موتورهاي جستجوگر كه معمولا به اسم submit website نوشته شده وارد كنيد. مثلا براي ثبت سايت در گوگل از اين مسير بايد اقدام كنيد: <a href="http://www.google.com/addurl">http://www.google.com/addurl</a><br />
6- دوستي در مطلب "<a href="http://hezare3.ir/weblog/archives/post_475.php">مرداني از پارس</a>" نوشته: در سایت خود تحریم کالاها و اجناس تولید شده در شهرهای فارس نشین را تبلیغ بکنید.<br />
پاسخ: متوجه منظورتان نشدم!</p>]]></description>
<link>http://hezare3.com/weblog/archives/post_539.php</link>
<guid>http://hezare3.com/weblog/archives/post_539.php</guid>
<category>روزنوشت</category>
<pubDate>۴ شنبه, 26 دیماه 1386 15:56:35 +0330</pubDate>
</item>
<item>
<title>ماضی بعید</title>
<description><![CDATA[<p>وقتي که از تو حرف ميزنم همه فعل هايم ماضي می‌شوند، حتي ماضي بعيد ... ماضي خيلي خيلي بعيد کمي نزديک تر بنشين دلم براي يک حال ساده تنگ شده است...</p>]]></description>
<link>http://hezare3.com/weblog/archives/post_538.php</link>
<guid>http://hezare3.com/weblog/archives/post_538.php</guid>
<category>روزنوشت</category>
<pubDate>۵ شنبه, 06 دیماه 1386 10:04:10 +0330</pubDate>
</item>
<item>
<title>ارسال اس ام اس رايگان با نمايش شماره موبايل شما</title>
<description><![CDATA[<p>به راحتي مي‌توانيد اس‌ام‌اس رايگان به تمام نقاط دنيا ارسال كنيد، طوري كه ارسال كننده به جاي آن كه شماره خط سيستم ارسال اس‌ام‌اس باشد، شماره شما نمايش داده شود.<br />
خوبي اين سيستم اينه كه اگه طرف بخواد جواب اون پيامك رو بده، شماره شما رو داره و به راحتي reply مي‌كنه.<br />
- يكي از مزيت‌هاي ديگه اين سيستم اينه كه اين پيامك بدون تبليغات خاصي ارسال ميشه.<br />
- پيامك‌هاي شما به تمام نقاط دنيا (با نوشتن كد كشور) قابل ارسال است.<br />
- در سايت امكان نمايش وضعيت پيامك‌هاي رسيده و نرسيده وجود دارد.<br />
- ليست تمام پيامك‌هاي ارسال شده براي شما نمايش داده مي‌شود.<br />
- امكان ارسال پيامك‌ در حالت زمانبندي شده وجود دارد.<br />
- داراي دفترچه تلفن براي ارسال هاي بعدي است.<br />
- امكان ارسال پيام‌هاي گروهي و...<br />
توجه داشته باشيد ظاهرا فقط موبايل‌هاي اپراتور اول مي‌توانند از اين سيستم استفاده كنند.</p>

<p>افزايش اعتبار در اين سايت به دو طريق انجام مي‌شود.<br />
- خريد اعتبار<br />
- ارسال دعوتنامه به دوستان</p>

<p>خب! براي اين كه هم در سايت عضو بشيد و هم اعتبار منو افزايش بديد، لطفا رو لينك زير كليك كنيد و وارد سايت شده و از قسمت sign up عضو شويد:</p>

<p>http://www.sms.bi/index.go?refid=496605</p>

<p>مشخصات خودتان را پر كنيد.<br />
يك ايميل واقعي و فعال را بنويسيد.<br />
كشور را انتخاب كنيد و شماره موبايل خودتان را نيز بدون نوشتن صفر اول وارد كنيد. 9123456789<br />
گزينه هفتم نياز به انتخاب ندارد ولي گزينه هشتم را حتما تيك بزنيد.</p>

<p>بعد از ثبت نام لينكي به ايميل شما ارسال مي‌شود. (جهت فعال سازي اوليه)<br />
بعد از آن جهت ارسال sms به شماره موبايل شما يك كد فعال سازي ارسال مي‌شود. آن را هم در سايت (هنگام درخواست كد فعال سازي) وارد كنيد.<br />
در ابتدا مقداري اعتبار به شما مي‌دهد. بعد از آن مي‌توانيد از طريق دو روش ذكر شده اعتبار خود را افزايش دهيد.</p>]]></description>
<link>http://hezare3.com/weblog/archives/post_537.php</link>
<guid>http://hezare3.com/weblog/archives/post_537.php</guid>
<category>اينترنت</category>
<pubDate>۵ شنبه, 29 آذرماه 1386 09:45:16 +0330</pubDate>
</item>
<item>
<title>دنياست ديگه! كاريش نميشه كرد...</title>
<description><![CDATA[<p>دنیا این جوریه دیگه: اگه گریه کنی میگن کم آوردی ، اگه بخندی میگن دیوونست ، اگه دل ببندی تنهات میزارن ، اگه عاشق بشی دلتو میشکنن ، با این حال باید لحظه ای را گریست ، دمی را خندید ، ساعتی را دل بست و عمری عاشقانه زیست. (از پيغام‌هاي رسيده!</p>]]></description>
<link>http://hezare3.com/weblog/archives/post_536.php</link>
<guid>http://hezare3.com/weblog/archives/post_536.php</guid>
<category>روزنوشت</category>
<pubDate>۲ شنبه, 26 آذرماه 1386 17:58:21 +0330</pubDate>
</item>
<item>
<title>روز رويش زمين</title>
<description><![CDATA[<p>قسم به زمين و كسى كه آن را گسترانيده است.<br />
فردا پنج شنبه 86/9/15 مصادف با 25 ماه ذي‌القعده روز دحو الارض است.<br />
در اين روز خشكي از زير کعبه كشيده و گسترانيده شد، و روزي است كه رحمت خدا در آن منتشر گرديده و از براى عبادت و اجتماع بذكر خدا در اين روز، اجر بسيار است. <br />
روايت است که « امام رضا » عليه السلام فرموده اند: درشب بيست و پنجم ماه ذى القعده حضرت ابراهيم (ع) و حضرت عيسى (ع) متولد شده اند.<br />
و نیز در روایتی است که در این روز قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام خواهد نمود.<br />
و نیز در این روز رسول خدا صلى الله علیه و آله ، به قصد حجة الوداع از مدینه به همراه یكصد و چهار هزار یا یكصد و بیست و چهار هزار نفر از راه شجره به مکه عزیمت نمودند که حضرت فاطمه (ع ) و تمامى اهل بيت آن حضرت نیز ایشان را همراهی می کردند .<br />
برای روز دحوالارض اعمالی چون روزه ، عبادت و غسل ذکر شده که ثواب عظیمی نیز برای انجام این اعمال مقررگردیده است .<br />
مشروح اعمال این روز، در کتاب مفاتیح الجنان ، ذیل اعمال ماه ذی القعده بیان شده است.<br />
<a href="http://tebyan.net/index.aspx?pid=30451">درباره دحوالارض بيشتر بدانيد.</a></p>]]></description>
<link>http://hezare3.com/weblog/archives/post_535.php</link>
<guid>http://hezare3.com/weblog/archives/post_535.php</guid>
<category>روزنوشت</category>
<pubDate>۴ شنبه, 14 آذرماه 1386 16:39:49 +0330</pubDate>
</item>
<item>
<title>وسوسه تصوير يا تصوير وسوسه!</title>
<description><![CDATA[<p><img src="http://hezare3.ir/weblog/photo/elyas.jpg" width="283" height="213" alt="الياس" align="left"/>مقاله زير به موضوع تصویرگری ماوراء و سریال اغما اختصاص دارد. نويسنده اين مقاله دوست عزيز سيد محمد حسيني، مدير حوزه هنري شهرستان ري است.</p>

<p>بسم الله الرحمن الرحیم<br />
گشوده شدن درهای آسمان و فروریختن باران وحی بر دل بندگان بختیار  بنام پیامبران و تکامل ترنم حیات بخش این موهبت عظیم الهی یکجا در دل یکی از پیامبران و در یک زمان خاص و طراوت یافتن سرزمین عقول وحیات آدمیان به برکت این باران جان پرور زیبا ترین حادثه هستی است .<br />
نشستن عقل در کنار وحی و تکامل اراده و زهد و خویشتن داری و عاقلانه چشم  از موهبتهای مباه پوشیدن و کوشش در جهت درک ماهیت از دریچه نخواستن ها ، تیز شدن آتش طلب و برخاستن آدمی از تعلقات و تعنیات دون و گشوده شدن روزن دل به سوی آفتاب حق و معنا ،در دل ماهی که خبری از شب در آن و استیلای تاریکی و ابهام بر نفس آدمی نیست . و هم آغوشی نور با تمام لحظات و خطاب ارباب جانهای پاک به بیداری شب و هوشیاری روز و زدوده شدن معنای تاریکی از شب و حیرت میهمانان این خوان گسترده محبت و رحمت از فهمیدن راز وجود و شنیدن بانگ تسبیح حق از بند بند اجزاء جهان و لمس بلافصل تمامی تجربه های عرفانی و آموختن درس سلوک باطنی و ادب حضور در محضر محتشم آفریدگار و شکستن تابوی کبر حاصل از اصالت ثروت و قبول عجز و فنا و پشتوانه ساختن برای اخلاق و سرعت گرفتن تکامل قلبی و عقلی بشر و رسیدن به ارتفاعی که خرد را توان پریدن تا آنجا نیست و خیال را یارای تصور رفعت متعالیش همه و همه از برکات این ماه مبارکند.<br />
کفران نعمت است اگر این هدیه رایگان خالق جواد و تعالیم بی اجرت طبیبان الهی در چنگال کج اندیشی ها و بدفهمی ها و عقب ماندگیها و بی دردیها فرسوده و ضایع شود و برلب آب حیاط جمعی از تشنگی هلاک شوند.</p>]]></description>
<link>http://hezare3.com/weblog/archives/post_534.php</link>
<guid>http://hezare3.com/weblog/archives/post_534.php</guid>
<category>مقاله</category>
<pubDate>۳ شنبه, 13 آذرماه 1386 10:51:13 +0330</pubDate>
</item>
<item>
<title>دامين majles8.com هک شد!</title>
<description><![CDATA[<p><img src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1386/9/10/1953_587.jpg" align="left">چند روز پیش در مورد <a href="http://hezare3.ir/weblog/archives/post_530.php">برگزاری انتخابات ماشینی</a> چیزی نوشتم و راجع به این که وزارت کشور نمی‌تونه چنین برنامه‌ای رو اجرا کنه. و نوشتم بحثی در مورد این که چرا سایتی اینچنین با دامنه ir ارائه نشده است ندارم.<br />
خب! این که بحثی نداشتم واسه این بود که راه اندازی چنین سایتی آن هم تو این دور و زمانه بر روی دامین غیر ir یک اشتباه کاملا فنی و امنیتی است که کاملا روشنه و احتیاجی به بحث ندارم.<br />
خب! نتیجه‌اش هم این شد که که دامین majles8.com امروز هک شد! و از دست گردانندگان سایت خارج شد. گرچه بلافاصله دامين majles8.ir راه اندازي شد ولي مصداق نوشدارو پس از مرگ سهراب شد!<br />
 می‌تونید مشخصات دامین رو از این آدرس مشاهده کنید: http://whois.domaintools.com/majles8.com<br />
دامین منتقل شده به godaddy.com<br />
تو صفحه اول سایت هم چنین چیزی نوشته شده است:<br />
<strong>  This Site Has Been Hacked<br />
دلیل هک شدن این سایت "فقط" برای دادن تذکر به مسئولین سایت بوده که امنیت سایت را تقویت کرده و در آینده با مشکل مواجه نشوند<br />
Majles8Com@Gmail.com<br />
من عضو یا وابسته به هیچ گروهی نیستم و این سایت توسط هیچ گروهی هک نشده<br />
</strong><br />
آیا راه‌‌اندازی چنین سایتی با هزینه کردن مبلغی در حدود 160 میلیون تومان جوابگوی امنیت انتخابات خواهد بود؟</p>

<p>تکمیل خبر:<br />
تابناک خبر کاملا مفصلی واسه این ماجرا زده:<br />
http://www.tabnak.ir/pages/?cid=2484</p>]]></description>
<link>http://hezare3.com/weblog/archives/_majles8com.php</link>
<guid>http://hezare3.com/weblog/archives/_majles8com.php</guid>
<category>اينترنت</category>
<pubDate>شنبه, 10 آذرماه 1386 20:46:53 +0330</pubDate>
</item>
<item>
<title>مرگ در يك قدمي من است...</title>
<description><![CDATA[<p>اينا براي من اتفاقا افتاد. حالا اگه دوست داشتي واسه خودت تصورش كن.<br />
تو جاده پشت فرمانم. ماشين جلويي سرعتش رو كم ميكنه. منم كم كردم. تو آينه عقب رو نگاه مي‌كنم، يه ماشين با سرعت وحشتناك نزديك مي‌شه، دقت كه كردم مثل اين كه يه تريلري بود، سرعتش اين قدر زياد بود كه در چند لحظه به راحتي قابل تشخيص شد. تريلي خيلي نزديك شده و راننده با همون سرعت انگار كه راه فراري نداره به سمت چپ و راست فرمون رو مي‌چرخوند و جلو مي‌اومد و منم همين طوره بدون اين كه هيچ عكس العملي نشون بدم، داشتم از تو آينه نگاش مي‌كردم. يك لحظه گفتم ديگه تموم شد...<br />
تريلري در چند متري (از سرعت زيادش نمي‌دونم واقع چند متر!) منحرف شد و از سمت راست ماشين زوزه كشان رد شد و سرعتش اين قدر زياد بود كه بعد از رد شدن تازه همراهان تو ماشين يكباره از جا پريدند.<br />
يكي دو ساعت بعد وقتي يك جاده ناآشنا رو با سرعت داشتم مي‌رفتم به فاصله چند لحظه متوجه شدم كه جاده يك پيچ شديد داره و جلوش با بلوكهاي بتني بسته شده، اگه همون چند لحظه رو دقت نكرده بود و ترمز نزده بود، من و ماشين و همراهان همون وسطهاي بلوك‌ها خوابيده بوديم!<br />
نيم ساعت بعدش جايي كه راهنما مي زدم و مي خواستم يه دور برگردون رو دور بزنم، يك كاميون با سرعت بسيار زياد ميدان چند ده متر پايين تر رو دور زد و پشت سر من رسيد و با اون بوق اعصاب خورد كنش از كنار ماشين رد شد و رفت.<br />
خلاصه اينو ميدونم كه حداقل تو مورد اول هيچ چيزي دست من و به اختيار من نبود. يعني اگر قرار بود اتفاقي بيافته حتما مي‌افتاد.<br />
دارم با خودم فكر مي‌كنم كه خب اون تريلري زده بود و الفاتحه، الان چي كار مي‌كردم، حساب چيا رو بايد پس مي‌دادم، حالا حساب كتاب خدا (كه ارحم الراحمينه يه طرف) جواب طلب و حق الناس مردم چي مي خواستم بدم؟<br />
وقتي به اون داستان فكر مي‌كنم مي‌بينيم هيچ معلوم نيست همين فردا وقتش نباشه!<br />
با خودم مي‌گم همين الان هم شايد تو وقت اضافه‌ام كه خدا بهم داده و مي‌گه اينم اتمام حجت ببينم چي كار مي‌كني، همه گل‌هاي خورده رو صاف مي‌كني يا چهارتا ديگه هم مي‌خوري كه ديگه حرفي توش نباشه... </p>]]></description>
<link>http://hezare3.com/weblog/archives/post_533.php</link>
<guid>http://hezare3.com/weblog/archives/post_533.php</guid>
<category>روزنوشت</category>
<pubDate>شنبه, 10 آذرماه 1386 09:23:15 +0330</pubDate>
</item>
<item>
<title>سلام سوی حرم</title>
<description><![CDATA[<p>رسید تا فلکه آب و روبروی حرم<br />
گذاشت دست به سینه : سلام سوی حرم</p>

<p>لب زمین دو چشمش دوباره باران خورد<br />
در آستانه دریا گرفت بوی حرم</p>

<p>گذاشت صورت خود را به صورت یک در<br />
نفس کشید و نفس شد به رنگ و روی حرم</p>

<p>تمام حس عطش را به کاسه ها نوشید<br />
و پر شد از تب و تاب لب سبوی حرم</p>

<p>در آن طرف پدری که خمیده . با گریه<br />
گره زده پسرش را به آبروی حرم</p>

<p>چقدر قطره به دریا رسیدنش زیباست<br />
چقدر زمزمه جاری شده به جوی حرم</p>

<p>در ازدحام توسل ز چشم من گم شد<br />
ضریح بود و هزاران دعای توی حرم</p>

<p>شکست بین نماز زیارت آقا<br />
شکست و ریخت قنوتش به گفتگوی حرم</p>

<p>***</p>

<p>شفا گرفته مریضی .....زدند نقاره<br />
صدای معجزه پیدا شد از گلوی حرم</p>

<p>***</p>

<p>گذاشت دست به سینه .عقب عقب برگشت<br />
رسید تا فلکه آب و روبروی حرم</p>

<p>علیرضا لک</p>]]></description>
<link>http://hezare3.com/weblog/archives/post_532.php</link>
<guid>http://hezare3.com/weblog/archives/post_532.php</guid>
<category>روزانه</category>
<pubDate>۵ شنبه, 01 آذرماه 1386 11:48:32 +0330</pubDate>
</item>
<item>
<title>پاسخ به چند نظر!</title>
<description><![CDATA[<p>اول اين كه براي اعتراض به ياهو در قبال حذف نام ايران از ليست كشورها به اين سايت لينك بدهيد: <a href="http://helloyahoomail.net">yahoo mail</a><br />
دوم در مطلب <a href="http://hezare3.ir/weblog/archives/_setup.php">عبور از رمز setup سيستم</a> سوال شده كه اگه كسي پسوورد ادمين ويندوز رو نداشت چه طور وارد سيستم بشه، اگر يادم باشه برنامه‌اي به اسم "Winternals Software LP" هست كه به صورت سي‌دي بوتيبل هست و با اون ميشه پسوورد ادمين رو پاك كرد.<br />
سوم در مطلب <a href="http://hezare3.ir/weblog/archives/post_431.php">اعتياد به چاي</a> آدرس آقاي خدادادي را پرسيده بودند، كه در پاسخ سايت ايشان را به شما معرفي مي‌كنم: <a href="http://www.tebbeghorani.com/">طب قرآني</a><br />
چهارم در پاسخ به سوال "چه طور بازديد كننده وبلاگم را زياد كنم" در مطلب <a href="http://hezare3.ir/weblog/archives/post_196.php">افزايش بازديدكنندگان وبلاگ</a> پيشنهاد مي‌كنم مطالب مفيد بنويسيد!<br />
پنجم در مطلب <a href="http://hezare3.ir/weblog/archives/post_516.php">وبلاگ حرفه‌اي براي خود بسازيد</a> سوال شده كه وبلاگ من به دامينم وصل نميشه، در جواب طبق اون مطالبي كه گفتم، در پنل دامين دي‌ان‌اس رو همون دي‌ان‌اس سرويس دهنده وبلاگ قرار بدهيد و در وبلاگ هم اتصال به دامنه رو انجام بديد بايد پارك دامين انجام بشه. مگر اين كه جايي اشتباه كرديد.</p>]]></description>
<link>http://hezare3.com/weblog/archives/post_531.php</link>
<guid>http://hezare3.com/weblog/archives/post_531.php</guid>
<category>روزنوشت</category>
<pubDate>۱ شنبه, 27 آبانماه 1386 12:12:24 +0330</pubDate>
</item>
<item>
<title>برگزاری انتخابات ماشینی!</title>
<description><![CDATA[<p>وزارت کشور برای نمایش اجرای آزمایش انتخابات کامپیوتری سایتی با نشانی www.majles8.com راه‌اندازی کرده است.<br />
این که در چنین سایتی از نظر فنی چه پیشبینی‌هایی شده است، چرا سایتی اینچنین با دامنه ir ارائه نشده است، آیا سرور این سایت در ایران قرار دارد؟ چرا در فایرفاکس با کدپیج‌های قره و قاطی نمایش داده می‌شود، بحثی ندارم. موضوع راجع به اصلا برگزاری انتخابات کامپیوتری است.<br />
ابتدا باید دید برای برگزاری چنین انتخاباتی بستر مناسبی وجود دارد.<br />
برگزاری انتخابات کامپیوتری باید ببینیم به چه معناست. برای برگزاری انتخابات به صورت اینترنتی یا کامپیوتری می‌توان چنین مواردی را متصور شد:<br />
1- رای گیری به وسیله کامپیوتر<br />
2- بررسی هویت رای دهندگان به وسیله کامپیوتر<br />
3- شمارش صورتجلسات آراء به وسیله کامپیوتر</p>

<p>- رای گیری به وسیله کامپیوتر<br />
این طور باید تصور کنید که مثلا برگ رای ها به صورت فرمهایی کنکوری مانند هستند که رای دهنده باید آنها را پر کند، و یا این که برگه‌هایی هستند که رای دهنده اسم طرف را می‌نویسد.<br />
در فرض اول پرکردن فرمهای کنکوری سطح سوادی نسبتا بالا در حد دبیرستانی و یا کنکوری لازم دارد، چرا که تجربه نشان داده که تا افراد از قبلا با چنین فرمهایی برخورد نداشته و آشنایی کافی نداشته باشند به راحتی نمی‌توانند آنها را پر کنند (البته بیشتر افراد با سطح تحصیلات پایین)<br />
در صورت فرض دوم، وزارت کشور مساله خنده داری را مطرح کرده که برای نام هر نماینده دستخطهای مختلفی را می‌نویسیم، آنها را اسکن می‌کنیم و در مرحله رای گیری برگ رای دهنده اسکن می‌شود، با دستخطهای موجود در سیستم مطابقت داده شده و پس از شناسایی نماینده رای ثبت می‌شود! <br />
که خب اگر قرار بود چنین کاری انجام شود الان تو صنعت ocr باید خیلی پیشرفت کرده باشیم! و در ضمن بفرمایید تکلیف دستخطهایی که خارج از محدوده اسکن شده قبلی شما می‌باشد چه می‌شود؟!</p>

<p>- بررسی هویت رای دهندگان<br />
که ظاهرا سایت <a href="http://www.majles8.com">کذا </a>چنین هدفی را دارد.<br />
منتهی تصور کنید به تعداد صندوق های رای (چیزی حدود 30 هزار رای) باید کامپیوتر در حوزه های اخذ رای مستقر شود و همه به صورت آنلاین متصل به شبکه ای باشند که از ثبت اسناد تغذیه میشوند تا بتواند به صورت آنلاین هویت آنها را  بررسی و تایید کند.<br />
خب! با این فرض، تعداد این همه دستگاه چه طور می‌خواهد مهیا شود، چه کسانی میتوانند از این سیستم استفاده کنند، آیا امکان برقراری شبکه‌ای بدون طی کردن دوره های آزمون و خطا (آن هم در ایران) وجود دارد، در صورتی که چنین بستری مهیا شد؛ در صورت قطعی ارتباط چه کار باید کرد؟ تکلیف آن دسته از حوزه‌های اخذ رای که به صورت سیار در حال اخذ رای هستند چه می‌شود؟</p>

<p>- شمارش صورتجلسات آراء به وسیله کامپیوتر<br />
به این معناست که انتخابات به صورتی همانند گذشته برگزار شود. سپس پس از پایان انتخابات، و شمارش صورتجلسات، این شمارش توسط کامپیوتر انجام شود. و این مساله به این منظور انجام گردد که شمارش آراء (اصطلاحا تجمیع آراء) با وارد کردن آمار هر برگ رأی در سیستم، به وسیله دستگاه و به دور از خطای انسانی باشد. <br />
این مساله دو مزیت می‌تواند داشته باشد. 1- کم شدن خطای انسانی در هنگام شمارش 2- سرعت عمل در اعلام نتایج نهایی<br />
خب اگر این شمارش در همان حوزه اخذ رای توسط کامپیوتر بخواهد انجام شود، همانند موارد ذکر شده بالا تهیه چنین امکاناتی و نیروی انسانی مجرب به راحتی امکان‌پذیر نخواهد بود.<br />
پس تنها چاره این است که هنگام جمع آوری صورتجلسات حوزه‌های اخذ رای در فرمانداری‌ها و بخشداری‌ها این کار در آنجا انجام شود. که ظاهرا از نظر فنی و امکانات و نیروی انسانی فقط این مساله فعلا پذیرفته شده و قابل اجرا خواهد بود. که ظاهرا چنین چیزی اصلا مد نظر وزارت کشور نبوده است.<br />
منتهی این مساله همچنان که گفته شد نیاز به برگزاری‌های دوره‌های آزمایشی، مانورهای انتخاباتی و آزمون و خطای متعدد است نه آن که یکباره اعلام شود که برای انتخابات آتی قصد انجام چنین کاری را داریم.<br />
به همه موارد بالا این مساله را اضافه کنید که در تمام مراحل فرض شده، نیاز به نرم‌افزاری کارا، مفید، مطمئن و امتحان پس داده است که بتوانند تمام موارد مورد نیاز را تامین نموده، و با ارائه آمار صحیح انتخاباتی سالم را تضمین کند.</p>]]></description>
<link>http://hezare3.com/weblog/archives/post_530.php</link>
<guid>http://hezare3.com/weblog/archives/post_530.php</guid>
<category>سياسي، اجتماعي</category>
<pubDate>شنبه, 26 آبانماه 1386 20:17:49 +0330</pubDate>
</item>
<item>
<title>قیصر امین پور هم آرام گرفت...</title>
<description><![CDATA[<p><img src="http://hezare3.ir/weblog/photo/gheisar.jpg" width="171" height="250" align="left" alt="gheisar.jpg"/>قیصر ِ شعر ایران را هم رفت. مردی که نامش پایان ِ عشق را آغازی دوباره بود.<br />
اول صبح که دوستی اس‌ام‌اس زد: «قیصر هم رفت» خبر شوک‌آورتر از آن بود که در لحظه باور کنم. قیصر امین پور را نه فقط همه‌ی اهالی فرهنگ و ادب به شعرهای زیبا و ماندگارش می‌شناسند، شاعری که مثل هیچ‌کس نبود و هیچ‌کس مثل او نبود، که کودکان دبستانی و نوجوانان دانش‌آموز نیز حتی با نام و شعرهای او آشنایند: شاعری که مثل چشمه مثل رود، غمگسار غنچه‌های دل گرفته بود... <br />
<a href="http://www.louh.com/book-poet/696/index.aspx">ادامه...</a> </p>

<p>سراپا اگر زرد وپژمرده‌ایم<br />
ولى دل به پاییز نسپرده‌ایم</p>

<p>چو گلدان خالى لب پنجره<br />
پر از خاطرات ترک خورده‌ایم</p>

<p>اگر داغ دل بود ما دیده‌ایم<br />
اگر خون دل بود ما خورده‌ایم</p>

<p>اگر دل دلیل است آورده‌ایم<br />
اگر داغ شرط است ما برده‌ایم</p>

<p>اگر دشنه‌ی دشمنان، گردنیم!<br />
اگر خنجر دوستان، گرده‌ایم!</p>

<p>گواهی بخواهید اینک گواه:<br />
همین زخم‌هایی که نشمرده‌ایم</p>

<p>دلی سربلند و سری سر‌به‌زیر<br />
از این دست عمری به سر برده‌ایم <br />
(آينه هاي ناگهان، قيصر امين پور)</p>]]></description>
<link>http://hezare3.com/weblog/archives/post_529.php</link>
<guid>http://hezare3.com/weblog/archives/post_529.php</guid>
<category>روزانه</category>
<pubDate>۳ شنبه, 08 آبانماه 1386 17:12:14 +0330</pubDate>
</item>
<item>
<title>ذوق ايراني!</title>
<description><![CDATA[<p>خب اين هم از ذائقه ايراني در ماه مبارك رمضان:</p>

<p>ما غرق گناهیم، ولی پاک سرشتیم /حسرت زده ی یک وجب از خاک بهشتیم<br />
شــــــکرانه ی زایل شدن ِ حالت اغما / از خوردن آن میــوه ی ممنوعه گذشتیم<br />
هر چند که ابليس بسی وسوسه ها کرد/ امّا چو پــری، بنده ی خنّــــاس نگشتیم<br />
غفلت بکُشد یونُس جان، در دل ماهی /چون غمزه هستی به دل مزرعه کِشتيم<br />
افسوس که این مـــاه مبـــارک به سر آمد /در دفتـــــــر اعمــــــال، ثــــوابی ننوشتیم </p>]]></description>
<link>http://hezare3.com/weblog/archives/post_528.php</link>
<guid>http://hezare3.com/weblog/archives/post_528.php</guid>
<category>روزنوشت</category>
<pubDate>۴ شنبه, 18 مهرماه 1386 23:33:56 +0330</pubDate>
</item>
<item>
<title>سرود ملي ايران در زمان قاجار!</title>
<description><![CDATA[<p>داستاني که در زير نقل مي‌شود، مربوط به دانشجويان ايراني است که دوران سلطنت «احمدشاه قاجار» براي تحصيل به آلمان رفته بودند و آقاي «دکتر جلال گنجي» فرزند مرحوم «سالار معتمد گنجي نيشابوري» براي نگارنده نقل کرد :<br />
ما هشت دانشجوي ايراني بوديم که در آلمان در عهد «احمد شاه» تحصيل مي‌کرديم. روزي رئيس دانشگاه به ما اعلام نمود که همه دانشجويان خارجي بايد از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند و سرود ملي کشور خودشان را بخوانند. ما بهانه آوريم که عده‌مان کم است.<br />
گفت: اهميت ندارد. از برخي کشورها فقط يک دانشجو در اينجا تحصيل مي‌کند و همان يک نفر، پرچم کشور خود را حمل خواهد کرد، و سرود ملي خود را خواهد خواند .<br />
چاره‌اي نداشتيم. همه ايراني‌ها دور هم جمع شديم و گفتيم ما که سرود ملي نداريم، و اگر هم داريم، ما به ‌ياد نداريم. پس چه بايد کرد؟<br />
وقت هم نيست که از نيشابور و از پدرمان بپرسيم. به راستي عزا گرفته بوديم که مشکل را چگونه حل کنيم.<br />
يکي از دوستان گفت: اينها که فارسي نمي‌دانند. چطور است شعر و آهنگي را سر هم بکنيم و بخوانيم و بگوئيم همين سرود ملي ما است. کسي نيست که سرود ملي ما را بداند و اعتراض کند.<br />
اشعار مختلفي که از سعدي و حافظ مي‌دانستيم، با هم تبادل کرديم. اما اين شعرها آهنگين نبود و نمي‌شد به‌صورت سرود خواند. بالاخره من [دکتر گنجي] گفتم: بچه‌ها، عمو سبزي ‌فروش را همه بلديد؟ گفتند: آري. گفتم: هم آهنگين است، و هم ساده و کوتاه.<br />
بچه‌ها گفتند: آخر عمو سبزي ‌فروش که سرود نمي‌شود.<br />
گفتم: بچه‌ها گوش کنيد! و خودم با صداي بلند و خيلي جدي شروع به خواندن کردم: «عموسبزي‌فروش . . . بله. سبزي کم‌فروش . . . بله. سبزي خوب داري؟ . . . بله.»<br />
فرياد شادي از بچه‌ها برخاست و شروع به تمرين نموديم. بيشتر تکيه شعر روي کلمه «بله» بود که همه با صداي بم و زير مي‌خوانديم.<br />
همه شعر را نمي‌دانستيم. با توافق هم‌ديگر، «سرود ملي» به اين‌صورت تدوين شد :<br />
عمو سبزي ‌فروش! . . . بله.<br />
سبزي کم‌فروش! . . . . بله.<br />
سبزي خوب داري؟ . . بله.<br />
خيلي خوب داري؟ . . . بله .<br />
عمو سبزي ‌فروش! . . . بله.<br />
سيب کالک داري؟ . . . بله .<br />
زال‌زالک داري؟ . . . . . بله.<br />
سبزيت باريکه؟ . . . . . بله.<br />
شبهات تاريکه؟ . . . . . بله.<br />
عمو سبزي ‌فروش! . . . بله.<br />
اين را چند بار تمرين کرديم. روز رژه، با يونيفورم يک‌شکل و يک‌رنگ از مقابل امپراطور آلمان، «عمو سبزي ‌فروش» خوانان رژه رفتيم. پشت سر ما دانشجويان ايرلندي در حرکت بودند. از «بله» گفتن ما به هيجان آمدند و «بله» را با ما همصدا شدند، به‌طوري که صداي «بله» دراستاديوم طنين‌انداز شد و امپراطور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان به‌خير گذشت<br />
منبع: ارسالي از دوست عزيزم سعيد نجم روشن</p>]]></description>
<link>http://hezare3.com/weblog/archives/post_527.php</link>
<guid>http://hezare3.com/weblog/archives/post_527.php</guid>
<category>سياسي، اجتماعي</category>
<pubDate>جمعه, 06 مهرماه 1386 15:14:54 +0330</pubDate>
</item>
<item>
<title>اگر او بيايد...</title>
<description><![CDATA[<p>خیال کن آمده است،<br />
خیال کن که امروزی هم آمده است،<br />
خیال کن همان طوری باشد که تو در ذهنت تصور می کردی،آشنا،نزدیک،خودمانی !<br />
خیال کن رفته ای برای دیدارش،<br />
خیال کن حالا شده  بروی تا نزدیک اش،<br />
آنقدر که بشود به چشم هایش نگاه کرد و دستش را بوسید،<br />
آن قدر که بشود و مجالی باشد برای گفتن جمله ای یا ابراز ارادتی .<br />
چه کار می کنی ؟<br />
رویت می شود بگویی :  "چه خوب شد که آمدیت،عمری منتظرتان بودیم ؟ "<br />
یا مثلاً در عظمت آغوشش بروی و خستگی قرن های  بی چراغ را زار بزنی ؟<br />
یا مثلاً دسته گلی برایش ببری و رویش کارت بزنی : "ظهورتان مبارک  "؟<br />
یا مثلاً پاهایت قفل شود و قدم از قدم نتوانی برداری ؟<br />
یا مثلاً دلت از شوق هزار تکه شود و ...؟<br />
اگر به هر کدام از این ها گفتی " آره "، خوش به حالت !<br />
از من بپرسی از یک فرسخی فقط نگاه می کنم و جرآت ندارم یک قدم جلوتر بروم مبادا حریم روشن و معطرش را حضور چون منی بیالاید...<br />
مبادا که به رویم بیاورد - حتی به اشارت نگاهی-  دعوی دروغ بزرگ انتظارش را ...</p>

<p>منبع: <a href="http://www.persianblog.ir/posts/?weblog=atashshekan.persianblog.ir&postid=7223945">لاجرعه عطش شكن</a></p>]]></description>
<link>http://hezare3.com/weblog/archives/post_526.php</link>
<guid>http://hezare3.com/weblog/archives/post_526.php</guid>
<category>روزنوشت</category>
<pubDate>۴ شنبه, 07 شهریورماه 1386 00:54:24 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>