<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed version="0.3" xmlns="http://purl.org/atom/ns#" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xml:lang="en">
<title>احسان و هزاره سوم</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://hezare3.com/weblog/" />
<modified>1386-10-26T18:46:26Z</modified>
<tagline>ياد داشت‌هاي روزانه احسان مطهري</tagline>
<id>tag:hezare3.com,1387:/weblog/1</id>
<generator url="http://www.movabletype.org/" version="3.36">Movable Type</generator>
<copyright>Copyright (c) 1386, motahari</copyright>
<entry>
<title>تجارت پيشگان!</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://hezare3.com/weblog/archives/post_539.php" />
<modified>1386-10-26T18:46:26Z</modified>
<issued>1386-10-26T12:26:35Z</issued>
<id>tag:hezare3.com,1386:/weblog/1.1133</id>
<created>1386-10-26T12:26:35Z</created>
<summary type="text/plain">امام حسین (ع) می فرمایند: گروهی خدا را از روی ميل و رغبت (به بهشت) عبادت می كنند كه اين عبادت تاجران است، و گروهی خدا را از روی ترس (از دوزخ) می پرستند و اين عبادت بندگان است و...</summary>
<author>
<name>motahari</name>
<url>http://hezare3.com</url>
<email>ehsan_motahari@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>روزنوشت</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://hezare3.com/weblog/">
<![CDATA[<p>امام حسین (ع) می فرمایند: گروهی خدا را از روی ميل و رغبت (به بهشت) عبادت می كنند كه اين عبادت تاجران است، و گروهی خدا را از روی ترس (از دوزخ) می پرستند و اين عبادت بندگان است و گروهی خدا را از روی شكر(و شايستگی پرستش) عبادت می كنند و اين عبادت آزادگان است كه بهترين عبادت است.</p>

<p>نون اضافه:<br />
پاسخ به چند نظر<br />
1- در مطلب <a href="http://hezare3.ir/weblog/archives/post_483.php">يادداشت هاي كامران نجف زاده</a> درخواست ايميل و شماره تلفن كامران خان رو خواستند. <br />
پاسخ: معذورم.<br />
2- در همون مطلب سوال شده چرا نجف زاده گالري عكسش رو فعال نمي‌كنه؟<br />
پاسخ: به زودي.<br />
3- در همون مطلب گفته شده اين كد امنيتي كه تو قسمت نظرخواهي سايت نجف‌زاده است باعث دردسره. <br />
پاسخ: بهتر از اينه كه به جاي هزار تا كامنت دو هزار تا كامنت رو چك كنه!!<br />
4- به ظاهر دوستي در مطلب "<a href="http://hezare3.ir/weblog/archives/post_352.php">حراج دختران در دبي</a>" نوشته:<br />
جالبه آخرين بری که برادرم از دبی امد و تعريف ميکرد ميگفت اينجا *** ايرانی به ايرانی نميده<br />
از بس اين ايرانيا ميخوان حرص اون چند دلاری که دادن رو رو ***خانم پياده کنن<br />
در ضمن ميخواستی ايران بمونه هر روز يه ماموربياد بندازتش بالا گشت ببرتش<br />
خوب ميره اونجا راحت از خوشی هم که نرفته واسه خوشی هم نرفته اينجا کارش همين بوده<br />
رفته اونور هم همين کار رو ميکنه عيبش چيه؟ (با اندكي اصلاح به دليل ادب فراوان نظردهنده!)<br />
پاسخ: خلايق هرچه لايق! مشكلات شخصي شما به ما مربوط نمي‌شود!<br />
5- در مطلب "<a href="http://hezare3.ir/weblog/archives/post_202.php">افزايش بازديد كنندگان وبلاگ!</a>" سوال شده كه: مي خواستم بدونم چرا وبلاگم تو سرچ جستجوگرهايي مانند گوگل نمي آد؟<br />
پاسخ: شما بايد وبلاگ خودتون رو در بخش ثبت نام موتورهاي جستجوگر كه معمولا به اسم submit website نوشته شده وارد كنيد. مثلا براي ثبت سايت در گوگل از اين مسير بايد اقدام كنيد: <a href="http://www.google.com/addurl">http://www.google.com/addurl</a><br />
6- دوستي در مطلب "<a href="http://hezare3.ir/weblog/archives/post_475.php">مرداني از پارس</a>" نوشته: در سایت خود تحریم کالاها و اجناس تولید شده در شهرهای فارس نشین را تبلیغ بکنید.<br />
پاسخ: متوجه منظورتان نشدم!</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>ماضی بعید</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://hezare3.com/weblog/archives/post_538.php" />
<modified>1386-10-07T03:35:20Z</modified>
<issued>1386-10-06T06:34:10Z</issued>
<id>tag:hezare3.com,1386:/weblog/1.1132</id>
<created>1386-10-06T06:34:10Z</created>
<summary type="text/plain">وقتي که از تو حرف ميزنم همه فعل هايم ماضي می‌شوند، حتي ماضي بعيد ... ماضي خيلي خيلي بعيد کمي نزديک تر بنشين دلم براي يک حال ساده تنگ شده است......</summary>
<author>
<name>motahari</name>
<url>http://hezare3.com</url>
<email>ehsan_motahari@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>روزنوشت</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://hezare3.com/weblog/">
<![CDATA[<p>وقتي که از تو حرف ميزنم همه فعل هايم ماضي می‌شوند، حتي ماضي بعيد ... ماضي خيلي خيلي بعيد کمي نزديک تر بنشين دلم براي يک حال ساده تنگ شده است...</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>ارسال اس ام اس رايگان با نمايش شماره موبايل شما</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://hezare3.com/weblog/archives/post_537.php" />
<modified>1386-09-29T12:16:51Z</modified>
<issued>1386-09-29T06:15:16Z</issued>
<id>tag:hezare3.com,1386:/weblog/1.1131</id>
<created>1386-09-29T06:15:16Z</created>
<summary type="text/plain">به راحتي مي‌توانيد اس‌ام‌اس رايگان به تمام نقاط دنيا ارسال كنيد، طوري كه ارسال كننده به جاي آن كه شماره خط سيستم ارسال اس‌ام‌اس باشد، شماره شما نمايش داده شود. خوبي اين سيستم اينه كه اگه طرف بخواد جواب اون...</summary>
<author>
<name>motahari</name>
<url>http://hezare3.com</url>
<email>ehsan_motahari@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>اينترنت</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://hezare3.com/weblog/">
<![CDATA[<p>به راحتي مي‌توانيد اس‌ام‌اس رايگان به تمام نقاط دنيا ارسال كنيد، طوري كه ارسال كننده به جاي آن كه شماره خط سيستم ارسال اس‌ام‌اس باشد، شماره شما نمايش داده شود.<br />
خوبي اين سيستم اينه كه اگه طرف بخواد جواب اون پيامك رو بده، شماره شما رو داره و به راحتي reply مي‌كنه.<br />
- يكي از مزيت‌هاي ديگه اين سيستم اينه كه اين پيامك بدون تبليغات خاصي ارسال ميشه.<br />
- پيامك‌هاي شما به تمام نقاط دنيا (با نوشتن كد كشور) قابل ارسال است.<br />
- در سايت امكان نمايش وضعيت پيامك‌هاي رسيده و نرسيده وجود دارد.<br />
- ليست تمام پيامك‌هاي ارسال شده براي شما نمايش داده مي‌شود.<br />
- امكان ارسال پيامك‌ در حالت زمانبندي شده وجود دارد.<br />
- داراي دفترچه تلفن براي ارسال هاي بعدي است.<br />
- امكان ارسال پيام‌هاي گروهي و...<br />
توجه داشته باشيد ظاهرا فقط موبايل‌هاي اپراتور اول مي‌توانند از اين سيستم استفاده كنند.</p>

<p>افزايش اعتبار در اين سايت به دو طريق انجام مي‌شود.<br />
- خريد اعتبار<br />
- ارسال دعوتنامه به دوستان</p>

<p>خب! براي اين كه هم در سايت عضو بشيد و هم اعتبار منو افزايش بديد، لطفا رو لينك زير كليك كنيد و وارد سايت شده و از قسمت sign up عضو شويد:</p>

<p>http://www.sms.bi/index.go?refid=496605</p>

<p>مشخصات خودتان را پر كنيد.<br />
يك ايميل واقعي و فعال را بنويسيد.<br />
كشور را انتخاب كنيد و شماره موبايل خودتان را نيز بدون نوشتن صفر اول وارد كنيد. 9123456789<br />
گزينه هفتم نياز به انتخاب ندارد ولي گزينه هشتم را حتما تيك بزنيد.</p>

<p>بعد از ثبت نام لينكي به ايميل شما ارسال مي‌شود. (جهت فعال سازي اوليه)<br />
بعد از آن جهت ارسال sms به شماره موبايل شما يك كد فعال سازي ارسال مي‌شود. آن را هم در سايت (هنگام درخواست كد فعال سازي) وارد كنيد.<br />
در ابتدا مقداري اعتبار به شما مي‌دهد. بعد از آن مي‌توانيد از طريق دو روش ذكر شده اعتبار خود را افزايش دهيد.</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>دنياست ديگه! كاريش نميشه كرد...</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://hezare3.com/weblog/archives/post_536.php" />
<modified>1386-09-26T20:29:43Z</modified>
<issued>1386-09-26T14:28:21Z</issued>
<id>tag:hezare3.com,1386:/weblog/1.1130</id>
<created>1386-09-26T14:28:21Z</created>
<summary type="text/plain">دنیا این جوریه دیگه: اگه گریه کنی میگن کم آوردی ، اگه بخندی میگن دیوونست ، اگه دل ببندی تنهات میزارن ، اگه عاشق بشی دلتو میشکنن ، با این حال باید لحظه ای را گریست ، دمی را خندید...</summary>
<author>
<name>motahari</name>
<url>http://hezare3.com</url>
<email>ehsan_motahari@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>روزنوشت</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://hezare3.com/weblog/">
<![CDATA[<p>دنیا این جوریه دیگه: اگه گریه کنی میگن کم آوردی ، اگه بخندی میگن دیوونست ، اگه دل ببندی تنهات میزارن ، اگه عاشق بشی دلتو میشکنن ، با این حال باید لحظه ای را گریست ، دمی را خندید ، ساعتی را دل بست و عمری عاشقانه زیست. (از پيغام‌هاي رسيده!</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>روز رويش زمين</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://hezare3.com/weblog/archives/post_535.php" />
<modified>1386-09-14T19:18:32Z</modified>
<issued>1386-09-14T13:09:49Z</issued>
<id>tag:hezare3.com,1386:/weblog/1.1129</id>
<created>1386-09-14T13:09:49Z</created>
<summary type="text/plain">قسم به زمين و كسى كه آن را گسترانيده است. فردا پنج شنبه 86/9/15 مصادف با 25 ماه ذي‌القعده روز دحو الارض است. در اين روز خشكي از زير کعبه كشيده و گسترانيده شد، و روزي است كه رحمت خدا...</summary>
<author>
<name>motahari</name>
<url>http://hezare3.com</url>
<email>ehsan_motahari@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>روزنوشت</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://hezare3.com/weblog/">
<![CDATA[<p>قسم به زمين و كسى كه آن را گسترانيده است.<br />
فردا پنج شنبه 86/9/15 مصادف با 25 ماه ذي‌القعده روز دحو الارض است.<br />
در اين روز خشكي از زير کعبه كشيده و گسترانيده شد، و روزي است كه رحمت خدا در آن منتشر گرديده و از براى عبادت و اجتماع بذكر خدا در اين روز، اجر بسيار است. <br />
روايت است که « امام رضا » عليه السلام فرموده اند: درشب بيست و پنجم ماه ذى القعده حضرت ابراهيم (ع) و حضرت عيسى (ع) متولد شده اند.<br />
و نیز در روایتی است که در این روز قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام خواهد نمود.<br />
و نیز در این روز رسول خدا صلى الله علیه و آله ، به قصد حجة الوداع از مدینه به همراه یكصد و چهار هزار یا یكصد و بیست و چهار هزار نفر از راه شجره به مکه عزیمت نمودند که حضرت فاطمه (ع ) و تمامى اهل بيت آن حضرت نیز ایشان را همراهی می کردند .<br />
برای روز دحوالارض اعمالی چون روزه ، عبادت و غسل ذکر شده که ثواب عظیمی نیز برای انجام این اعمال مقررگردیده است .<br />
مشروح اعمال این روز، در کتاب مفاتیح الجنان ، ذیل اعمال ماه ذی القعده بیان شده است.<br />
<a href="http://tebyan.net/index.aspx?pid=30451">درباره دحوالارض بيشتر بدانيد.</a></p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>وسوسه تصوير يا تصوير وسوسه!</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://hezare3.com/weblog/archives/post_534.php" />
<modified>1386-10-14T18:01:23Z</modified>
<issued>1386-09-13T07:21:13Z</issued>
<id>tag:hezare3.com,1386:/weblog/1.1127</id>
<created>1386-09-13T07:21:13Z</created>
<summary type="text/plain">مقاله زير به موضوع تصویرگری ماوراء و سریال اغما اختصاص دارد. نويسنده اين مقاله دوست عزيز سيد محمد حسيني، مدير حوزه هنري شهرستان ري است. بسم الله الرحمن الرحیم گشوده شدن درهای آسمان و فروریختن باران وحی بر دل بندگان...</summary>
<author>
<name>motahari</name>
<url>http://hezare3.com</url>
<email>ehsan_motahari@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>مقاله</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://hezare3.com/weblog/">
<![CDATA[<p><img src="http://hezare3.ir/weblog/photo/elyas.jpg" width="283" height="213" alt="الياس" align="left"/>مقاله زير به موضوع تصویرگری ماوراء و سریال اغما اختصاص دارد. نويسنده اين مقاله دوست عزيز سيد محمد حسيني، مدير حوزه هنري شهرستان ري است.</p>

<p>بسم الله الرحمن الرحیم<br />
گشوده شدن درهای آسمان و فروریختن باران وحی بر دل بندگان بختیار  بنام پیامبران و تکامل ترنم حیات بخش این موهبت عظیم الهی یکجا در دل یکی از پیامبران و در یک زمان خاص و طراوت یافتن سرزمین عقول وحیات آدمیان به برکت این باران جان پرور زیبا ترین حادثه هستی است .<br />
نشستن عقل در کنار وحی و تکامل اراده و زهد و خویشتن داری و عاقلانه چشم  از موهبتهای مباه پوشیدن و کوشش در جهت درک ماهیت از دریچه نخواستن ها ، تیز شدن آتش طلب و برخاستن آدمی از تعلقات و تعنیات دون و گشوده شدن روزن دل به سوی آفتاب حق و معنا ،در دل ماهی که خبری از شب در آن و استیلای تاریکی و ابهام بر نفس آدمی نیست . و هم آغوشی نور با تمام لحظات و خطاب ارباب جانهای پاک به بیداری شب و هوشیاری روز و زدوده شدن معنای تاریکی از شب و حیرت میهمانان این خوان گسترده محبت و رحمت از فهمیدن راز وجود و شنیدن بانگ تسبیح حق از بند بند اجزاء جهان و لمس بلافصل تمامی تجربه های عرفانی و آموختن درس سلوک باطنی و ادب حضور در محضر محتشم آفریدگار و شکستن تابوی کبر حاصل از اصالت ثروت و قبول عجز و فنا و پشتوانه ساختن برای اخلاق و سرعت گرفتن تکامل قلبی و عقلی بشر و رسیدن به ارتفاعی که خرد را توان پریدن تا آنجا نیست و خیال را یارای تصور رفعت متعالیش همه و همه از برکات این ماه مبارکند.<br />
کفران نعمت است اگر این هدیه رایگان خالق جواد و تعالیم بی اجرت طبیبان الهی در چنگال کج اندیشی ها و بدفهمی ها و عقب ماندگیها و بی دردیها فرسوده و ضایع شود و برلب آب حیاط جمعی از تشنگی هلاک شوند.</p>]]>
<![CDATA[<p>ما آدمیان از بهشت رانده و از درک فهوای متعالی وحی مانده تردامنانی خواب آلود ه ایم که در معیشت شیطان زده روزگار سراسر غفلت امروزی ، پیامبرانه سخن گفتن و پیامبرانه عمل کردن را به کل فراموش کرده ایم و اگر نبود فرصتی چنین مغتنم چه بسا هماره دامن تر خویش از انظار عموم باز می پوشیدیم و فیض طهارت آفتاب رحمت را از آن دریغ می داشتیم . <br />
و چه افسوس بالاتر از این که پاره های ابر جهالت و کج فهمی و غفلت گروهی سایه ای از حماقت بر سر مخاطبانشان بگسترد و آنها را از فیض حضور باز دارد.<br />
دیوواره هایی بنام آنتن که مظاهر بلاهت بشر غفلت پرست امروز را نمایان می کنند عنان عقول عوام را در دست گرفته  و مانع فیض و حظ و رفعت خردِ خُرد  آنها در این لحظات طلائی می گردند.<br />
در این بازار مکاره ساخته شده توسط ابزارهای معطوف به توهم بشر مدرن ، مشتی تحریفات و وهنیات برگرفته از معجولات دینی و غیر دینی به همراه تکه پاره هایی از حقایق گزیده شده  از بطن نگرش متعالی معرفت شیعی در دیگ هایی جوشان بنام سریال های مخصوص ماه مبارک با هم طبخ شده و مطبخ رسانه سفره ابطال روزه جانهای انسان های ساده انگار را در گستره ای به وسعت  تمامی کشور می گشاید.<br />
و اگر ایرادی بر تحریفات متداولش گرفته شود خرده ریزیهای حقیقت مستغرق در ورطه این آش شله قلم کار را به رخ می کشد. غافل از اینکه ترکیب حاصل مزه ای سوای حقیقت دارد و سوار کردن پاره هایی از حقیقت متعالی بر مشتی وهنیات خطرناکتر از  ارائه بی دریغ باطل می باشد.<br />
موج جدی به تصویر کشیدن ملکوت عالم و بروز و ظهور ماوراء جهان و نیروهای دخیل در شکل دهی مکنونات هستی زمینه های بطالت اوقات طلائی رمضان را فراهم می سازد . و در این میان آنچه بیش از همه به چشم می خورد شباهت شگفت انگیز این گونه جعل معنا در عرصه دین با ساختارهای انحرافی  صده های نخستین اسلام است. <br />
نفی یا به عبارتی گذر از حدود شریعت برای رسیدن به یک مقصد و مقصود خاص ونشاندن رهبانیت بر کرسی روحانیت و ایجاد توهم به جای تفهیم از خصوصیات این گفتمان پر طمطراق است.<br />
صده های نخستین اسلامی شاهد جعل حدیث در دو صورت کلی بود ، یکی بر اساس حقد و کینه پیروان ادیان دیگر و تازه مسلمانان ظاهر فریب صورت می گرفت که بعد ها به اسرائیلات معروف گردید و دیگری بر اساس ساده انگاری قومی کج فهم شکل گرفت .جماعتی ابله که مشفقانه صورت شرع را بر اساس منویات ذهنی خویش تغییر می دادند و اصطلاحا  اباحیون نامیده می شدند.<br />
به هر صورت در میان اقوال هر دو دسته مذکور مباحث فراوانی در مورد ماوراء و ملکوت می توان یافت که با جعل و بیان گفتارهای متناقض در پی ایجاد انفعال و رعب و وحشت در مخاطبان خویش برای پذیرش اقوالشان بودند. پرواضح است که در چنین اتمسفر آلوده ای چه اکاذیبی که نثار بندگان برگزیده خدا نگردید و چه حتک حرمت هایی  که مبنای شقاق مومنان و دوری آنها از مفاهیم متعالی را فراهم نساخت.<br />
مثال ذیل که از قضا شباهتی هم به ماجرای یکی از سریالهای رمضان امسال دارد      می تواند مبین عمق این فاجعه محتوائی باشد .<br />
افسانه غرانیق<br />
از جمله احادیث مشهور اسرائیلات که در برخی متون اسلامی اعم از برخی تواریخ و تعدادی از تفاسیر اهل سنت هم ذکر گردیده ماجرای غرانیق است.<br />
مطابق این خرافه شیطان با دستبرد در وحی الهی مطالب شرک آمیزی را در قالب آیات قرآن بر رسول خدا القا می کند ، آن حضرت نیز بدون آگاهی از این ترفند به راحتی اغوا شده این شبه آیات را از جانب خدا پنداشته و علارغم تفاوت فاحش معنائی متوجه ماجرا نمی گردد و آیات شیطانی مذکور را برای مردم قرائت می نمایند تا اینکه بعد از اتمام سوره و برخاستن از سجده انتهای سوره النجم جبرئیل او را از این دام شیطان آگاه می کند و به حقیقت رهنمونش می سازد و ایشان نیز استغفار می کنند. <br />
عجیب اینکه در جریان بیان خرافه مذکور لقب حضرت رسول طاها ذکر می شود و این طاها به راحتی پذیرای القائات شیطانی است.<br />
در مقام پاسخ به این خرافه مجعول و مهمل نیستیم تنها بیان قرینه ای از اراجیف جعلی اسرائیلیات بود که شباهتی هم به بن مایه داستان دکتر طاها و شیطان زیبا منظرش داشت. و اگر توجه بیشتری به تکرار واژه برگزیده برای آقای دکتر طاها از طرف شیطان و از سوی بندگان مخلص نظیر پیربابا و دیگران بنمائیم شباهت داستان با ماجرای مهمل غرانیق ما را به فکر وا خواهد داشت .<br />
برای روشن تر شدن مشکلات عمده تصویرگری ماوراء و علی الخصوص داستان سریال اغماء نگاهی گذرا به مکانیزم رفتاری شیطان بر اساس قرآن و احادیث می اندازیم و بحث تطبیق این ماجرا با حقیقت مذکور در فرامتنهای دینی را به عهده مخاطبان می گذاریم.</p>

<p><strong>الف- سه رکن شعورمند وجود در مواجهه با عناصر دوگانه زمان و مکان</strong><br />
در بررسی آنچه از اخبار و اقوال به ما رسیده می توان به راحتی دریافت که سه رکن ذی شعور وجود یعنی فرشتگان ، جنیان و انسانها در مواجهه با عناصر زمان و مکان سه حالت متفاوت دارند .<br />
1.	انسانها که بالاترین نشئه هستی را به خود اختصاص داده اند مقهور زمان و مکان بوده و در زندگی مادی و در طول حیات دنیائی این عناصر بر آنها محیط می باشند و آدمی در تلاش حصول و وصول  خود برای تقرب به ذات احدیت از پوسته زمان می گذرد اما مکان را می بایست به انتظار بنشیند و قیامت آوردگاه گذر آدمی از حصر زمان و مکان می تواند باشد.<br />
2.	اما فرشتگان نقطه مقابل انسان هستند و برای ایشان زمان و مکان معنای خود را از دست می دهند و می توان گفت آنها سیال بین زمان و مکانند که ما را آگاهی چندانی از کم و کیف آن نیست.<br />
3.	گونه سوم حیاط شعورمند یعنی جنیان محصور در زمان بوده و از قید مکان رسته اند شاید به دلیل جنس خلقشان یا هر موضوع دیگر.<br />
و نکته جالب اینکه شیطان متصور در سریال اغماء زمان را به راحتی می شکند و در آن به جلو و عقب می رود و جولان می دهد اما مقهور مکان است. در صحنه ای الیاس نقش فرزاد را با ذهن دخترک عاشق در مقابل بانک بازی می کند و هم زمان دکتر طاها در حال عزیمت به خانه باغ است و فرزاد نگران و پریشان که می بایست به باغ برگردد و به نحوی این دخترک عاشق پیشه را رها می کند  سراسیمه راهی باغ                می شود و صحنه های دیگری از این دست که خلاف نوع خلق شیطان اورا چیره و مسلط بر عنصر زمان و درمانده و مقهور مکان به تصویر کشیده.<br />
<strong><br />
ب- وجوه دوگانه کردار آدمی در عرصه زندگی و تلاش شیطان برای تخریب یکی از آنها</strong><br />
 در مورد کردار آدمی در عرصه هستی می توان گفت کارهای سرزده از انسانها  دو سویه مجزا و مختلف را به خود می گیرد.<br />
1.	سویه ای که معطوف به ماده است و دامنه آن به موجودات و عالم هستی برمی گردد که معمولا به آن اطلاق فعل می شود و دارای خصوصیاتی نظیر محدود بودن دامنه زمانی ومکانی و قلیل بودن بقاء می باشد.<br />
2.	سویه دیگر کردار آدمی معطوف به عالم ماوراء بوده و از آن به عمل یا نیت تعبیر شده است و خصوصیات متفاوتی دارد که از جمله آنها گذر از سیال زمان و مکان ، باقی بودن ، و قائم بودن وضعیت وجودی آدمی در عالم ماوراء به آنها ست.<br />
برای مثال و در جهت روشن شدن موضوع می توان اینگونه بیان کردکه تمامی کارهائی که از ما سر می زند دو وجه فعل و عمل را با خودبه همراه دارد و در صورت بد بودن نیت و عمل ، فعل هر چه هم که باشد تاثیری در رشد وجود آدمی نخواهد داشت نظیر افعال ریائی که مطمئنا شیطان به هیچ وجه دنبال تخریب آنها نیست بلکه این دشمن قسم خورده آدمی سعی در ایجاد یا  ایجاب هر چه بیشتر آنها می نماید.<br />
و لذا قرآن کریم به مومنان توصیه می کند که اعمالشان را با منت و اذی باطل و مخدوش نکنند در مقام توضیح می توان گفت چیزی که با منت گذاردن در قالب اوقات از بین می رود خود فعل نیست بلکه نیت و عمل آن است چراکه ممکن است به طور مثال به شخص کمک مالی کرده باشیم و در صورت منت نهادن بر سر او چیزی از کمک مالی ما کاسته نمی شود اما یقینا قسمت دوم کردار ما که واسطه بین فعل ما و منبع فیض و حظ ربوبی است ، یعنی نیت آن از بین خواهد رفت.از طرفی نیت عنصر مهمتری از خود فعل است چه انکه در بسیاری از روایت اسلامی داریم که سنجش اعمال با نیات آنها ست و ممکن است کرداری را ما اصلا در مقام واقع انجام نداده باشیم .مثل شرکت در میدان جهاد در زمان صلح که اگر نیت آنرا در سر بپرورانیم مطابق اخبار وارده همین نیت برای احراز مقام معنوی مجاهدت در راه خدا کافی است.<br />
این توضیح می توان دریافت اساسا کار اصلی شیطان بعنوان دشمن قسم خورده انسان از بین بردن کردار یا انجام فعل خاصی نیست بلکه هدف  او ابطال افعال معطوف به اهداف متعالی یا به قولی از بین بردن نیت پاک آدمی است. <br />
و شگفت آور است که شیطان آقای دکتر طاها برای او نیت پاک می تراشید و با این کار توجیه خدایی برای  افعالش رقم  می زد.<br />
به عبارتی شیطان در این مجموعه بر خلاف رویه منقول به صرافت منویات و نیات متعالی یک انسان پرداخت که اگر با نیتی که برای او ساخته بود حتی مغز جلادی مانند هیتلر را به قصد رهانیدن از مرگ عمل می کرد . یقینا ایشان عندالله معجور بود چرا که واقعا با نیت خدائی به این عمل دامن می زد و برگزیده شدن خود را مسبب آن می دانست و لذا باید پرسید جناب دکتر از چه نیت پلیدی در انتهای کار توبه می کرد ظاهر عملش نجات مشتی خرده خلاف کار اجتماعی بود اما در بطن هر عمل ، او به واقع با خود  می اندیشید که در خدمت خدا برای نجات بندگان او تلاش می کند؟!</p>

<p><strong>ج-مهلت دادن شیطان به برخی آدمیان و ستاندن حق حیاط از جمعی دیگر</strong><br />
آنچه مسلم است ، و در تحلیل محاوره شیطان با ذات اقدس باری تعالی حاصل می شود. این نکته است که اساسا شیطان کار اصلی را اغوای بندگان خدا می داند و از میان انسانها فقط مخلصین درگاه ربوبی را مثتثنی می کند.<br />
و مهمترین ترفند خود را از یاد بردن ذکر باری تعالی در قلوب انسانها می داند . نسیان ذکر ساحت پروردگار متعال در وجود انسانها باب ورود امیال شیطان برای تاخت و تاز رذائل مد نظر اوست.<br />
اما با این اوصاف ضعف شیطان در خواندن افکار آدمی باعث می گردد که این دشمن دیرین هماره آرزومند انقضای وقت انسان برای جبران خطاها و بازگشت و توبه او باشد . و بسیار خوش می دارد که آدمی در حین ارتکاب جرم جهان را ترک کند و ظرف زمان به او اجازه جبران خطا ندهد.<br />
و در سوی مقابل برای انسانهائی که به هر نحو نتوانسته است  در مخاصمه دیرین خویش با آنها طرفی ببندد آرزومند طول زمان برای مهلت داشتن در راستای اغوای آنهاست .<br />
نکته جالب اینکه در فیلم اغماء شیطان درست به عکس آنچه کار ویژه اوست عمل می کند. به نظرمی رسد دست اندرکاران محترم به تصویر کشیدن شیطان قصد غافلگیر کردن مخاطبان خود را دارند و تشویق ارتکاب جرم ، چرا که به ذعم ایشان آدمی اگر عبد صالح خدا باشد ، مانند پیربابا  شیطان اجازه عمل او را نخواهد داد و اگر بزه کار و مفسد باشد شیطان برای نجاتش دست بکار شده و حتما دکتر طاهائی برایش جور خواهد کرد.<br />
و این رویه و گفتمان سخیف نه تنها از طریق نقلی بلکه به شیوه عقلی نیز به راحتی قابل ابطال می باشد. شیطانی که همیشه قصد نیسان ذکر پروردگار توسط آدمی را آرزومند است و بدنبال گرفتن وقت از اوست به گروهی وقت می دهد و به هیچ وجه نگران بازگشت یا توبه آنها نیست زیرا کارگردان محترم علی رغم میل باری تعالی راه توبه را بر آنها بسته و قرار نیست آنها به چنین امری که در دسترس هر انسانی است نایل آیند.<br />
از طرفی دست از دامان پیربابا کشیده و تسلیم محض اوست و گویی در محاربه خود چنان شکستی از او به جان خریده که به هیچ عنوان قصد اغوایش را در سر نمی پرواند بلکه آرزوی مرگ او را که گوئی واکسن ضد شیطانی زده در سر می پروراند.<br />
و این خود از شگفتی های این سریال است چراکه بنابر اقوال و اخبار رسیده همین جناب شیطان در هیچ    برهه ای از تاریخ دست از سر هیچ انسانی حتی اولیاء برگزیده خدا نظیر پیامبران عظام الهی برنداشته و هماره درآوردگاه محاربه خود با نفس زکیه آدمی او را به مبارزه طلبیده و تنها ، استراتژی هجومی یا دفاعیش را در این بازی مطابق با احوال طرف مقابلش تغییر داده. و لذا با این اوصاف می توان ادعا کرد پیربابا نخستین انسانی است که پیش از مرگ شیطان دست از دامن او برکشیده و آرزوی مرگش را در سر می پرورانده تا بیش از این صد راه او نباشد.</p>

<p><strong>د-خبر داشتن شیطان از زمان استرجاء</strong><br />
از اسرار مهم خلقت که جزء ابتدائی ترین و مهمترین سوالات بشر در طول تاریخ بوده پی بردن به راز وجود و چیستی و چگونگی مرگ است رازی که اگر نبود تعالیم انبیاء بزرگ الهی ، بشر مدرن امروز چیزی فراتر از بشر غار نشین در این حوزه نمی دانست ، از طرفی  طبق مباحث مذکور شیطان نیز به سان انسان مقهور زمان است اما در این فیلم او خبر از و قایعی می داد.که نه تنها مبین گذر او از حصر زمان بود بلکه دخالت او در برخی ارکان وجود را به تصویر می کشید . مدعی در این مجموعه به راحتی در تماشاگه راز حاظر و ناظر بود و تعین می کرد که اگر فلان نشود اتفاق چنان خواهد افتاد و این امر اجتناب ناپذیر امر مکتوم و محتوم است.<br />
و جالب اینکه برخی اخبار مذکور در حوزه اسرار بزرگ هستی بود که به اعتقاد بنده شیطان نه تنها توانائی پی بردن به آنها را ندارد بلکه اجاره چنین امری نیز به او داده نشده و اینکه انسانی می میرد یا می ماند فقط و فقط در قمضه قدرت حضرت باری تعالی است و فرشتگان موکول بر این امر ادای وظیفه می کند ولاغیر دریغ از دست غیبی که شیطان بازیگوش سریال ما را را بر سر جایش بنشاند.</p>

<p><strong>ه-خبر از ضعف شیطان در استیلای همه جانبه بر وجود انسانی </strong><br />
در قرآن کریم به صراحت کید شیطان در مواجهه  و استیلا بر ذات پاک انسانهای مخلص خدا ضعیف شمرده شده اما سریال مذکور موجودی قدرتمند در این عرصه را به تصویر کشید که بیشتر متناظر به ایجاد نوعی رعب به شیوه اباحیون در وجود مخاطبین بود در حالی که قرآن کید شیطان را دارای ضعف تلقی و بیان می کند که انسانهای دارای فکر و ارده به راحتی می توانند آنرا درک و علیه آن اقدام کنند اما شگفت اینکه بزرگترین و با هوشترین دانشمند جراح این مملکت که گذشته درخشانی در عرصه خداشناسی دارد در کشف راز شیطان با انسانی گنگ و عامی یکسان است و تا آخرین لحظه هیچ چیز نمی فهمد و این مشکل یا برخاسته از مشکل فکری دانشمند بزرگ ماست که خود به خود با به کاربردن واژه دانشمند منتفی  می گردد و یا قدرت بلا مناضع شیطان که در این صورت کید شیطان علی رغم بیان قران نه تنها ضعیف نیست بلکه بسیار قدرتمند می نماید.<br />
و-مغرب و مشرق وجود آدمی<br />
یکی از سوالاتی که همواره در عرصه گرایش به شیطان و ارتکاب افعال شیطانی در مقابل گرایش به توحید و کردار و پندار متعالی در ذهن انسان شکل گرفته مقایسه تلذذ گرایش به هر یک از سویه های مذکور است.<br />
به عبارتی دیگر آدمی همواره در مقام این پرسش از خود بوده که چرا گرایش به انجام اعمال شیطانی در ابتدا با نوعی تلذذ مضاعف همراه است اما گرایش به خدا با مرارت و سختی عجین . و آیا این شیطان است که آدمی را در ارتکاب گناهان و افعال پلید محظوظ و سرخ روی می کند؟<br />
وچگونه است که خدا در گرایش به اعمال نیک چنین کاتالیز وری را دستمایه خویش برای گرایش بیش از پیش آدمی به افعال نیک قرار نداده؟<br />
پاسخ شایسته به سوال مجالی موسع می طلبد اما آنچه در این وجیزه مختصر می گنجد بیان این موضوع است که اولا مقصود ما از بکار بردن واژه لذت همان معنای اخص کلمه است نه مفاهیمی چون لذت معقول در مقابل لذت محسوس .غرض ما لذت به معنای ملموس و محسوس کلمه است که با حواس پنجگانه و احساسی نظیر فزون طلبی و جاه طلبی قابل درک می باشد.<br />
و ثانیا نمی توان یا نمی بایست در مقام پاسخ به این سوال اصل لذت موجود در ارتکاب اعمال شیطانی را رد کرد چراکه خاطئین و گنهکاران به صورت ملموس با آن مواجهند در غیر این صورت رغبتی بر انجام آن نداشتند به طور مثال مراوده با غیر همجنس در هر صورت دارای لذت و کشش خاصی است که موجبات مشغول شدن اینگونه آدمی در دنیای معاصر را فراهم ساخته از  طرفی بیان حدود لذت معقول الزاما دلیل بر ابطال لذت محسوس نیست بلکه در غالب اوقات برای حصول و وصول به ساحت لذات معقول                می بایست از حریم لذت محسوس گذر کرد.<br />
با این توصیف پاسخ اجمالی پرسش مطروحه را می توان اینگونه بیان داشت که برآوردن امیال منطبق با فطریات آدمی طرق متفاوتی دارد که شیطانی با رحمانی بودن اعمال را تعین می نماید . برای تبیین ساده تر بهتر است موضوع را برای دو طیف از امیال فطری مورد بررسی قرار دهیم تا با تعمیم آن به پاسخ کلی خود نائل آئیم.<br />
اگر دو میل فطری از امیال را یکی میل به پرستش و دیگری میل به غریزه در نظر بگیریم برآورده شدن این امیال به دو  طریق ممکن است یکی در راه شریعت تشریع ، شده توسط خالق تکوین فطرت پاک و دیگری با گذر از حوزه شریعت . در گونه اول با رعایت قوانین تشریع آدمی علاوه بر بهره جستن از لذت تکوینی مستر در هریک از امیال فطری پرستش یا غریزه با ایجاد تعادل نیل به سعادت خود را تضمین    می کنند و می توان گفت لذت تمامی موارد مذکور که در ارتکاب هر عملی چه رحمانی و چه نفسانی موجودات جزء قوانین تکوینی عالم بوده و شیطان در دادن یا  ستاندن لذت به آن اعمال و دخالتی نداد تنها کاری که او می کند راه رسیدن به تکوینات ذات آدمی را تغییر می دهد . یعنی آنچه نزد شیطان است نیستی پلیدی و پلیشی و سستی است و لذت را خداوند حکیم در بطن اعمال مستر فرموده و قانون تکوینی او بر این امر حاکم  است لذا شیطان نه تنها  در این راستا چیزی به آدمی اعطاء نمی کند بلکه باید گفت او یکی از جنبه های مهم قوانین الهی را نقض و آدمی باز می ستاند کاری که شیطان انجام می دهد اغوا گری آدمی است در اره دور زدن شریعت و برآوردن امیال فطری اوست که اگر این کار را آدمی در ساحت برآوردن میل پرستش انجام دهد در نهایت نه تنها به سعادت نمی رسد بلکه اصطلاحا شرق زدگی و خود شیفتگی حاصل از مشرق وجودش او را فرا می گیرد و اگر در برآوردن امیال غریزی قوانین شرع را به اغوای شیطان زیر پا گذارد حاصل آن غرب زدگی و ارتکاب گناهان آشکار نفس اماره دون انسانی است.</p>

<p><img src="http://hezare3.ir/weblog/photo/ensan-saadat.jpg" width="684" height="266" alt="انسان و سعادت"/></p>

<p>با این اوصاف می توان گفت اثر مذکور تلاش خود را برای بیان مفهوم فوق بکار گرفته و این از نقاط قوت عمده سریال به حساب می آمد که دو گونه اغوای شیطانی را با تلاش به تصویر کشیده اما عدم رعایت ظرایف این ساحت باعث گردید که نتیجه نهائی به نفع شیطان تمام شود.<br />
در بیان خصوصیات شرق زدگی و غرب زدگی باید اشاره کرد که اساسا شرق زدگی در بطن خود لایه عمیق تری از اغوای شیطان را می طلبد و رهیدن از دام او بسیار سخت تر و صعب تر می گردد چراکه انسان شرق زده،  شیفته پرستش خویش است و دیگران را عوام  الناس انگاشته و حاضر به پذیرش هیچ نقدی بر خود نیست فرض بر غفال بودن دیگران و ابدال بودن خود حجابی فراروی این اشخاص بنا می کند که ارتفاع و ضخامتی عظیم دارد . کبر خود شیطان در سجده نکردن بر آدمی و عدم تمکین امر پروردگار از همین نوع است.<br />
اما انسان غرب زده که بدون رعایت شرع به برآوردن امیال غریزی  دامن می زند از همان ابتدا بر خطا بودن راهش واقف است و لذا هرگاه طعنه و گوشه ای بشنود اظهار ندامت می کند و این خود آغاز راه توبه و بازگشت اوست.<br />
پس می توان نتیجه گرفت خلاصی از ورطه شرق زدگی به مراتب سخت تر و صعب تر از غرب زدگی است اما سریال مذکور این موضوع را برعکس به نمایش گذاشت.<br />
در پایان خداوند رحمان را به لحاظ گشودن دریچه نگارش این سطور شکر گفته و از ساحت ربوبی او برای همگان طلب مغفرت و آمرزش می نمایم.<br />
و من الله التوفیق<br />
سید محمد حسینی</p>]]>
</content>
</entry>
<entry>
<title>دامين majles8.com هک شد!</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://hezare3.com/weblog/archives/_majles8com.php" />
<modified>1386-09-11T00:41:00Z</modified>
<issued>1386-09-10T17:16:53Z</issued>
<id>tag:hezare3.com,1386:/weblog/1.1126</id>
<created>1386-09-10T17:16:53Z</created>
<summary type="text/plain">چند روز پیش در مورد برگزاری انتخابات ماشینی چیزی نوشتم و راجع به این که وزارت کشور نمی‌تونه چنین برنامه‌ای رو اجرا کنه. و نوشتم بحثی در مورد این که چرا سایتی اینچنین با دامنه ir ارائه نشده است ندارم....</summary>
<author>
<name>motahari</name>
<url>http://hezare3.com</url>
<email>ehsan_motahari@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>اينترنت</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://hezare3.com/weblog/">
<![CDATA[<p><img src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1386/9/10/1953_587.jpg" align="left">چند روز پیش در مورد <a href="http://hezare3.ir/weblog/archives/post_530.php">برگزاری انتخابات ماشینی</a> چیزی نوشتم و راجع به این که وزارت کشور نمی‌تونه چنین برنامه‌ای رو اجرا کنه. و نوشتم بحثی در مورد این که چرا سایتی اینچنین با دامنه ir ارائه نشده است ندارم.<br />
خب! این که بحثی نداشتم واسه این بود که راه اندازی چنین سایتی آن هم تو این دور و زمانه بر روی دامین غیر ir یک اشتباه کاملا فنی و امنیتی است که کاملا روشنه و احتیاجی به بحث ندارم.<br />
خب! نتیجه‌اش هم این شد که که دامین majles8.com امروز هک شد! و از دست گردانندگان سایت خارج شد. گرچه بلافاصله دامين majles8.ir راه اندازي شد ولي مصداق نوشدارو پس از مرگ سهراب شد!<br />
 می‌تونید مشخصات دامین رو از این آدرس مشاهده کنید: http://whois.domaintools.com/majles8.com<br />
دامین منتقل شده به godaddy.com<br />
تو صفحه اول سایت هم چنین چیزی نوشته شده است:<br />
<strong>  This Site Has Been Hacked<br />
دلیل هک شدن این سایت "فقط" برای دادن تذکر به مسئولین سایت بوده که امنیت سایت را تقویت کرده و در آینده با مشکل مواجه نشوند<br />
Majles8Com@Gmail.com<br />
من عضو یا وابسته به هیچ گروهی نیستم و این سایت توسط هیچ گروهی هک نشده<br />
</strong><br />
آیا راه‌‌اندازی چنین سایتی با هزینه کردن مبلغی در حدود 160 میلیون تومان جوابگوی امنیت انتخابات خواهد بود؟</p>

<p>تکمیل خبر:<br />
تابناک خبر کاملا مفصلی واسه این ماجرا زده:<br />
http://www.tabnak.ir/pages/?cid=2484</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>مرگ در يك قدمي من است...</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://hezare3.com/weblog/archives/post_533.php" />
<modified>1386-09-10T12:04:03Z</modified>
<issued>1386-09-10T05:53:15Z</issued>
<id>tag:hezare3.com,1386:/weblog/1.1125</id>
<created>1386-09-10T05:53:15Z</created>
<summary type="text/plain">اينا براي من اتفاقا افتاد. حالا اگه دوست داشتي واسه خودت تصورش كن. تو جاده پشت فرمانم. ماشين جلويي سرعتش رو كم ميكنه. منم كم كردم. تو آينه عقب رو نگاه مي‌كنم، يه ماشين با سرعت وحشتناك نزديك مي‌شه، دقت...</summary>
<author>
<name>motahari</name>
<url>http://hezare3.com</url>
<email>ehsan_motahari@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>روزنوشت</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://hezare3.com/weblog/">
<![CDATA[<p>اينا براي من اتفاقا افتاد. حالا اگه دوست داشتي واسه خودت تصورش كن.<br />
تو جاده پشت فرمانم. ماشين جلويي سرعتش رو كم ميكنه. منم كم كردم. تو آينه عقب رو نگاه مي‌كنم، يه ماشين با سرعت وحشتناك نزديك مي‌شه، دقت كه كردم مثل اين كه يه تريلري بود، سرعتش اين قدر زياد بود كه در چند لحظه به راحتي قابل تشخيص شد. تريلي خيلي نزديك شده و راننده با همون سرعت انگار كه راه فراري نداره به سمت چپ و راست فرمون رو مي‌چرخوند و جلو مي‌اومد و منم همين طوره بدون اين كه هيچ عكس العملي نشون بدم، داشتم از تو آينه نگاش مي‌كردم. يك لحظه گفتم ديگه تموم شد...<br />
تريلري در چند متري (از سرعت زيادش نمي‌دونم واقع چند متر!) منحرف شد و از سمت راست ماشين زوزه كشان رد شد و سرعتش اين قدر زياد بود كه بعد از رد شدن تازه همراهان تو ماشين يكباره از جا پريدند.<br />
يكي دو ساعت بعد وقتي يك جاده ناآشنا رو با سرعت داشتم مي‌رفتم به فاصله چند لحظه متوجه شدم كه جاده يك پيچ شديد داره و جلوش با بلوكهاي بتني بسته شده، اگه همون چند لحظه رو دقت نكرده بود و ترمز نزده بود، من و ماشين و همراهان همون وسطهاي بلوك‌ها خوابيده بوديم!<br />
نيم ساعت بعدش جايي كه راهنما مي زدم و مي خواستم يه دور برگردون رو دور بزنم، يك كاميون با سرعت بسيار زياد ميدان چند ده متر پايين تر رو دور زد و پشت سر من رسيد و با اون بوق اعصاب خورد كنش از كنار ماشين رد شد و رفت.<br />
خلاصه اينو ميدونم كه حداقل تو مورد اول هيچ چيزي دست من و به اختيار من نبود. يعني اگر قرار بود اتفاقي بيافته حتما مي‌افتاد.<br />
دارم با خودم فكر مي‌كنم كه خب اون تريلري زده بود و الفاتحه، الان چي كار مي‌كردم، حساب چيا رو بايد پس مي‌دادم، حالا حساب كتاب خدا (كه ارحم الراحمينه يه طرف) جواب طلب و حق الناس مردم چي مي خواستم بدم؟<br />
وقتي به اون داستان فكر مي‌كنم مي‌بينيم هيچ معلوم نيست همين فردا وقتش نباشه!<br />
با خودم مي‌گم همين الان هم شايد تو وقت اضافه‌ام كه خدا بهم داده و مي‌گه اينم اتمام حجت ببينم چي كار مي‌كني، همه گل‌هاي خورده رو صاف مي‌كني يا چهارتا ديگه هم مي‌خوري كه ديگه حرفي توش نباشه... </p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>سلام سوی حرم</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://hezare3.com/weblog/archives/post_532.php" />
<modified>1386-09-02T14:35:27Z</modified>
<issued>1386-09-01T08:18:32Z</issued>
<id>tag:hezare3.com,1386:/weblog/1.1124</id>
<created>1386-09-01T08:18:32Z</created>
<summary type="text/plain">رسید تا فلکه آب و روبروی حرم گذاشت دست به سینه : سلام سوی حرم لب زمین دو چشمش دوباره باران خورد در آستانه دریا گرفت بوی حرم گذاشت صورت خود را به صورت یک در نفس کشید و نفس...</summary>
<author>
<name>motahari</name>
<url>http://hezare3.com</url>
<email>ehsan_motahari@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>روزانه</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://hezare3.com/weblog/">
<![CDATA[<p>رسید تا فلکه آب و روبروی حرم<br />
گذاشت دست به سینه : سلام سوی حرم</p>

<p>لب زمین دو چشمش دوباره باران خورد<br />
در آستانه دریا گرفت بوی حرم</p>

<p>گذاشت صورت خود را به صورت یک در<br />
نفس کشید و نفس شد به رنگ و روی حرم</p>

<p>تمام حس عطش را به کاسه ها نوشید<br />
و پر شد از تب و تاب لب سبوی حرم</p>

<p>در آن طرف پدری که خمیده . با گریه<br />
گره زده پسرش را به آبروی حرم</p>

<p>چقدر قطره به دریا رسیدنش زیباست<br />
چقدر زمزمه جاری شده به جوی حرم</p>

<p>در ازدحام توسل ز چشم من گم شد<br />
ضریح بود و هزاران دعای توی حرم</p>

<p>شکست بین نماز زیارت آقا<br />
شکست و ریخت قنوتش به گفتگوی حرم</p>

<p>***</p>

<p>شفا گرفته مریضی .....زدند نقاره<br />
صدای معجزه پیدا شد از گلوی حرم</p>

<p>***</p>

<p>گذاشت دست به سینه .عقب عقب برگشت<br />
رسید تا فلکه آب و روبروی حرم</p>

<p>علیرضا لک</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>پاسخ به چند نظر!</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://hezare3.com/weblog/archives/post_531.php" />
<modified>1386-08-27T14:57:57Z</modified>
<issued>1386-08-27T08:42:24Z</issued>
<id>tag:hezare3.com,1386:/weblog/1.1123</id>
<created>1386-08-27T08:42:24Z</created>
<summary type="text/plain">اول اين كه براي اعتراض به ياهو در قبال حذف نام ايران از ليست كشورها به اين سايت لينك بدهيد: yahoo mail دوم در مطلب عبور از رمز setup سيستم سوال شده كه اگه كسي پسوورد ادمين ويندوز رو نداشت...</summary>
<author>
<name>motahari</name>
<url>http://hezare3.com</url>
<email>ehsan_motahari@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>روزنوشت</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://hezare3.com/weblog/">
<![CDATA[<p>اول اين كه براي اعتراض به ياهو در قبال حذف نام ايران از ليست كشورها به اين سايت لينك بدهيد: <a href="http://helloyahoomail.net">yahoo mail</a><br />
دوم در مطلب <a href="http://hezare3.ir/weblog/archives/_setup.php">عبور از رمز setup سيستم</a> سوال شده كه اگه كسي پسوورد ادمين ويندوز رو نداشت چه طور وارد سيستم بشه، اگر يادم باشه برنامه‌اي به اسم "Winternals Software LP" هست كه به صورت سي‌دي بوتيبل هست و با اون ميشه پسوورد ادمين رو پاك كرد.<br />
سوم در مطلب <a href="http://hezare3.ir/weblog/archives/post_431.php">اعتياد به چاي</a> آدرس آقاي خدادادي را پرسيده بودند، كه در پاسخ سايت ايشان را به شما معرفي مي‌كنم: <a href="http://www.tebbeghorani.com/">طب قرآني</a><br />
چهارم در پاسخ به سوال "چه طور بازديد كننده وبلاگم را زياد كنم" در مطلب <a href="http://hezare3.ir/weblog/archives/post_196.php">افزايش بازديدكنندگان وبلاگ</a> پيشنهاد مي‌كنم مطالب مفيد بنويسيد!<br />
پنجم در مطلب <a href="http://hezare3.ir/weblog/archives/post_516.php">وبلاگ حرفه‌اي براي خود بسازيد</a> سوال شده كه وبلاگ من به دامينم وصل نميشه، در جواب طبق اون مطالبي كه گفتم، در پنل دامين دي‌ان‌اس رو همون دي‌ان‌اس سرويس دهنده وبلاگ قرار بدهيد و در وبلاگ هم اتصال به دامنه رو انجام بديد بايد پارك دامين انجام بشه. مگر اين كه جايي اشتباه كرديد.</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>برگزاری انتخابات ماشینی!</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://hezare3.com/weblog/archives/post_530.php" />
<modified>1386-08-27T15:12:26Z</modified>
<issued>1386-08-26T16:47:49Z</issued>
<id>tag:hezare3.com,1386:/weblog/1.1122</id>
<created>1386-08-26T16:47:49Z</created>
<summary type="text/plain">وزارت کشور برای نمایش اجرای آزمایش انتخابات کامپیوتری سایتی با نشانی www.majles8.com راه‌اندازی کرده است. این که در چنین سایتی از نظر فنی چه پیشبینی‌هایی شده است، چرا سایتی اینچنین با دامنه ir ارائه نشده است، آیا سرور این سایت...</summary>
<author>
<name>motahari</name>
<url>http://hezare3.com</url>
<email>ehsan_motahari@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>سياسي، اجتماعي</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://hezare3.com/weblog/">
<![CDATA[<p>وزارت کشور برای نمایش اجرای آزمایش انتخابات کامپیوتری سایتی با نشانی www.majles8.com راه‌اندازی کرده است.<br />
این که در چنین سایتی از نظر فنی چه پیشبینی‌هایی شده است، چرا سایتی اینچنین با دامنه ir ارائه نشده است، آیا سرور این سایت در ایران قرار دارد؟ چرا در فایرفاکس با کدپیج‌های قره و قاطی نمایش داده می‌شود، بحثی ندارم. موضوع راجع به اصلا برگزاری انتخابات کامپیوتری است.<br />
ابتدا باید دید برای برگزاری چنین انتخاباتی بستر مناسبی وجود دارد.<br />
برگزاری انتخابات کامپیوتری باید ببینیم به چه معناست. برای برگزاری انتخابات به صورت اینترنتی یا کامپیوتری می‌توان چنین مواردی را متصور شد:<br />
1- رای گیری به وسیله کامپیوتر<br />
2- بررسی هویت رای دهندگان به وسیله کامپیوتر<br />
3- شمارش صورتجلسات آراء به وسیله کامپیوتر</p>

<p>- رای گیری به وسیله کامپیوتر<br />
این طور باید تصور کنید که مثلا برگ رای ها به صورت فرمهایی کنکوری مانند هستند که رای دهنده باید آنها را پر کند، و یا این که برگه‌هایی هستند که رای دهنده اسم طرف را می‌نویسد.<br />
در فرض اول پرکردن فرمهای کنکوری سطح سوادی نسبتا بالا در حد دبیرستانی و یا کنکوری لازم دارد، چرا که تجربه نشان داده که تا افراد از قبلا با چنین فرمهایی برخورد نداشته و آشنایی کافی نداشته باشند به راحتی نمی‌توانند آنها را پر کنند (البته بیشتر افراد با سطح تحصیلات پایین)<br />
در صورت فرض دوم، وزارت کشور مساله خنده داری را مطرح کرده که برای نام هر نماینده دستخطهای مختلفی را می‌نویسیم، آنها را اسکن می‌کنیم و در مرحله رای گیری برگ رای دهنده اسکن می‌شود، با دستخطهای موجود در سیستم مطابقت داده شده و پس از شناسایی نماینده رای ثبت می‌شود! <br />
که خب اگر قرار بود چنین کاری انجام شود الان تو صنعت ocr باید خیلی پیشرفت کرده باشیم! و در ضمن بفرمایید تکلیف دستخطهایی که خارج از محدوده اسکن شده قبلی شما می‌باشد چه می‌شود؟!</p>

<p>- بررسی هویت رای دهندگان<br />
که ظاهرا سایت <a href="http://www.majles8.com">کذا </a>چنین هدفی را دارد.<br />
منتهی تصور کنید به تعداد صندوق های رای (چیزی حدود 30 هزار رای) باید کامپیوتر در حوزه های اخذ رای مستقر شود و همه به صورت آنلاین متصل به شبکه ای باشند که از ثبت اسناد تغذیه میشوند تا بتواند به صورت آنلاین هویت آنها را  بررسی و تایید کند.<br />
خب! با این فرض، تعداد این همه دستگاه چه طور می‌خواهد مهیا شود، چه کسانی میتوانند از این سیستم استفاده کنند، آیا امکان برقراری شبکه‌ای بدون طی کردن دوره های آزمون و خطا (آن هم در ایران) وجود دارد، در صورتی که چنین بستری مهیا شد؛ در صورت قطعی ارتباط چه کار باید کرد؟ تکلیف آن دسته از حوزه‌های اخذ رای که به صورت سیار در حال اخذ رای هستند چه می‌شود؟</p>

<p>- شمارش صورتجلسات آراء به وسیله کامپیوتر<br />
به این معناست که انتخابات به صورتی همانند گذشته برگزار شود. سپس پس از پایان انتخابات، و شمارش صورتجلسات، این شمارش توسط کامپیوتر انجام شود. و این مساله به این منظور انجام گردد که شمارش آراء (اصطلاحا تجمیع آراء) با وارد کردن آمار هر برگ رأی در سیستم، به وسیله دستگاه و به دور از خطای انسانی باشد. <br />
این مساله دو مزیت می‌تواند داشته باشد. 1- کم شدن خطای انسانی در هنگام شمارش 2- سرعت عمل در اعلام نتایج نهایی<br />
خب اگر این شمارش در همان حوزه اخذ رای توسط کامپیوتر بخواهد انجام شود، همانند موارد ذکر شده بالا تهیه چنین امکاناتی و نیروی انسانی مجرب به راحتی امکان‌پذیر نخواهد بود.<br />
پس تنها چاره این است که هنگام جمع آوری صورتجلسات حوزه‌های اخذ رای در فرمانداری‌ها و بخشداری‌ها این کار در آنجا انجام شود. که ظاهرا از نظر فنی و امکانات و نیروی انسانی فقط این مساله فعلا پذیرفته شده و قابل اجرا خواهد بود. که ظاهرا چنین چیزی اصلا مد نظر وزارت کشور نبوده است.<br />
منتهی این مساله همچنان که گفته شد نیاز به برگزاری‌های دوره‌های آزمایشی، مانورهای انتخاباتی و آزمون و خطای متعدد است نه آن که یکباره اعلام شود که برای انتخابات آتی قصد انجام چنین کاری را داریم.<br />
به همه موارد بالا این مساله را اضافه کنید که در تمام مراحل فرض شده، نیاز به نرم‌افزاری کارا، مفید، مطمئن و امتحان پس داده است که بتوانند تمام موارد مورد نیاز را تامین نموده، و با ارائه آمار صحیح انتخاباتی سالم را تضمین کند.</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>قیصر امین پور هم آرام گرفت...</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://hezare3.com/weblog/archives/post_529.php" />
<modified>1386-08-08T18:49:08Z</modified>
<issued>1386-08-08T13:42:14Z</issued>
<id>tag:hezare3.com,1386:/weblog/1.1121</id>
<created>1386-08-08T13:42:14Z</created>
<summary type="text/plain">قیصر ِ شعر ایران را هم رفت. مردی که نامش پایان ِ عشق را آغازی دوباره بود. اول صبح که دوستی اس‌ام‌اس زد: «قیصر هم رفت» خبر شوک‌آورتر از آن بود که در لحظه باور کنم. قیصر امین پور را...</summary>
<author>
<name>motahari</name>
<url>http://hezare3.com</url>
<email>ehsan_motahari@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>روزانه</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://hezare3.com/weblog/">
<![CDATA[<p><img src="http://hezare3.ir/weblog/photo/gheisar.jpg" width="171" height="250" align="left" alt="gheisar.jpg"/>قیصر ِ شعر ایران را هم رفت. مردی که نامش پایان ِ عشق را آغازی دوباره بود.<br />
اول صبح که دوستی اس‌ام‌اس زد: «قیصر هم رفت» خبر شوک‌آورتر از آن بود که در لحظه باور کنم. قیصر امین پور را نه فقط همه‌ی اهالی فرهنگ و ادب به شعرهای زیبا و ماندگارش می‌شناسند، شاعری که مثل هیچ‌کس نبود و هیچ‌کس مثل او نبود، که کودکان دبستانی و نوجوانان دانش‌آموز نیز حتی با نام و شعرهای او آشنایند: شاعری که مثل چشمه مثل رود، غمگسار غنچه‌های دل گرفته بود... <br />
<a href="http://www.louh.com/book-poet/696/index.aspx">ادامه...</a> </p>

<p>سراپا اگر زرد وپژمرده‌ایم<br />
ولى دل به پاییز نسپرده‌ایم</p>

<p>چو گلدان خالى لب پنجره<br />
پر از خاطرات ترک خورده‌ایم</p>

<p>اگر داغ دل بود ما دیده‌ایم<br />
اگر خون دل بود ما خورده‌ایم</p>

<p>اگر دل دلیل است آورده‌ایم<br />
اگر داغ شرط است ما برده‌ایم</p>

<p>اگر دشنه‌ی دشمنان، گردنیم!<br />
اگر خنجر دوستان، گرده‌ایم!</p>

<p>گواهی بخواهید اینک گواه:<br />
همین زخم‌هایی که نشمرده‌ایم</p>

<p>دلی سربلند و سری سر‌به‌زیر<br />
از این دست عمری به سر برده‌ایم <br />
(آينه هاي ناگهان، قيصر امين پور)</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>ذوق ايراني!</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://hezare3.com/weblog/archives/post_528.php" />
<modified>1386-07-19T01:21:32Z</modified>
<issued>1386-07-18T20:03:56Z</issued>
<id>tag:hezare3.com,1386:/weblog/1.1120</id>
<created>1386-07-18T20:03:56Z</created>
<summary type="text/plain">خب اين هم از ذائقه ايراني در ماه مبارك رمضان: ما غرق گناهیم، ولی پاک سرشتیم /حسرت زده ی یک وجب از خاک بهشتیم شــــــکرانه ی زایل شدن ِ حالت اغما / از خوردن آن میــوه ی ممنوعه گذشتیم هر...</summary>
<author>
<name>motahari</name>
<url>http://hezare3.com</url>
<email>ehsan_motahari@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>روزنوشت</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://hezare3.com/weblog/">
<![CDATA[<p>خب اين هم از ذائقه ايراني در ماه مبارك رمضان:</p>

<p>ما غرق گناهیم، ولی پاک سرشتیم /حسرت زده ی یک وجب از خاک بهشتیم<br />
شــــــکرانه ی زایل شدن ِ حالت اغما / از خوردن آن میــوه ی ممنوعه گذشتیم<br />
هر چند که ابليس بسی وسوسه ها کرد/ امّا چو پــری، بنده ی خنّــــاس نگشتیم<br />
غفلت بکُشد یونُس جان، در دل ماهی /چون غمزه هستی به دل مزرعه کِشتيم<br />
افسوس که این مـــاه مبـــارک به سر آمد /در دفتـــــــر اعمــــــال، ثــــوابی ننوشتیم </p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>سرود ملي ايران در زمان قاجار!</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://hezare3.com/weblog/archives/post_527.php" />
<modified>1386-07-06T17:37:49Z</modified>
<issued>1386-07-06T11:44:54Z</issued>
<id>tag:hezare3.com,1386:/weblog/1.1119</id>
<created>1386-07-06T11:44:54Z</created>
<summary type="text/plain">داستاني که در زير نقل مي‌شود، مربوط به دانشجويان ايراني است که دوران سلطنت «احمدشاه قاجار» براي تحصيل به آلمان رفته بودند و آقاي «دکتر جلال گنجي» فرزند مرحوم «سالار معتمد گنجي نيشابوري» براي نگارنده نقل کرد : ما هشت...</summary>
<author>
<name>motahari</name>
<url>http://hezare3.com</url>
<email>ehsan_motahari@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>سياسي، اجتماعي</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://hezare3.com/weblog/">
<![CDATA[<p>داستاني که در زير نقل مي‌شود، مربوط به دانشجويان ايراني است که دوران سلطنت «احمدشاه قاجار» براي تحصيل به آلمان رفته بودند و آقاي «دکتر جلال گنجي» فرزند مرحوم «سالار معتمد گنجي نيشابوري» براي نگارنده نقل کرد :<br />
ما هشت دانشجوي ايراني بوديم که در آلمان در عهد «احمد شاه» تحصيل مي‌کرديم. روزي رئيس دانشگاه به ما اعلام نمود که همه دانشجويان خارجي بايد از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند و سرود ملي کشور خودشان را بخوانند. ما بهانه آوريم که عده‌مان کم است.<br />
گفت: اهميت ندارد. از برخي کشورها فقط يک دانشجو در اينجا تحصيل مي‌کند و همان يک نفر، پرچم کشور خود را حمل خواهد کرد، و سرود ملي خود را خواهد خواند .<br />
چاره‌اي نداشتيم. همه ايراني‌ها دور هم جمع شديم و گفتيم ما که سرود ملي نداريم، و اگر هم داريم، ما به ‌ياد نداريم. پس چه بايد کرد؟<br />
وقت هم نيست که از نيشابور و از پدرمان بپرسيم. به راستي عزا گرفته بوديم که مشکل را چگونه حل کنيم.<br />
يکي از دوستان گفت: اينها که فارسي نمي‌دانند. چطور است شعر و آهنگي را سر هم بکنيم و بخوانيم و بگوئيم همين سرود ملي ما است. کسي نيست که سرود ملي ما را بداند و اعتراض کند.<br />
اشعار مختلفي که از سعدي و حافظ مي‌دانستيم، با هم تبادل کرديم. اما اين شعرها آهنگين نبود و نمي‌شد به‌صورت سرود خواند. بالاخره من [دکتر گنجي] گفتم: بچه‌ها، عمو سبزي ‌فروش را همه بلديد؟ گفتند: آري. گفتم: هم آهنگين است، و هم ساده و کوتاه.<br />
بچه‌ها گفتند: آخر عمو سبزي ‌فروش که سرود نمي‌شود.<br />
گفتم: بچه‌ها گوش کنيد! و خودم با صداي بلند و خيلي جدي شروع به خواندن کردم: «عموسبزي‌فروش . . . بله. سبزي کم‌فروش . . . بله. سبزي خوب داري؟ . . . بله.»<br />
فرياد شادي از بچه‌ها برخاست و شروع به تمرين نموديم. بيشتر تکيه شعر روي کلمه «بله» بود که همه با صداي بم و زير مي‌خوانديم.<br />
همه شعر را نمي‌دانستيم. با توافق هم‌ديگر، «سرود ملي» به اين‌صورت تدوين شد :<br />
عمو سبزي ‌فروش! . . . بله.<br />
سبزي کم‌فروش! . . . . بله.<br />
سبزي خوب داري؟ . . بله.<br />
خيلي خوب داري؟ . . . بله .<br />
عمو سبزي ‌فروش! . . . بله.<br />
سيب کالک داري؟ . . . بله .<br />
زال‌زالک داري؟ . . . . . بله.<br />
سبزيت باريکه؟ . . . . . بله.<br />
شبهات تاريکه؟ . . . . . بله.<br />
عمو سبزي ‌فروش! . . . بله.<br />
اين را چند بار تمرين کرديم. روز رژه، با يونيفورم يک‌شکل و يک‌رنگ از مقابل امپراطور آلمان، «عمو سبزي ‌فروش» خوانان رژه رفتيم. پشت سر ما دانشجويان ايرلندي در حرکت بودند. از «بله» گفتن ما به هيجان آمدند و «بله» را با ما همصدا شدند، به‌طوري که صداي «بله» دراستاديوم طنين‌انداز شد و امپراطور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان به‌خير گذشت<br />
منبع: ارسالي از دوست عزيزم سعيد نجم روشن</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>اگر او بيايد...</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://hezare3.com/weblog/archives/post_526.php" />
<modified>1386-06-07T02:41:14Z</modified>
<issued>1386-06-06T21:24:24Z</issued>
<id>tag:hezare3.com,1386:/weblog/1.1113</id>
<created>1386-06-06T21:24:24Z</created>
<summary type="text/plain">خیال کن آمده است، خیال کن که امروزی هم آمده است، خیال کن همان طوری باشد که تو در ذهنت تصور می کردی،آشنا،نزدیک،خودمانی ! خیال کن رفته ای برای دیدارش، خیال کن حالا شده بروی تا نزدیک اش، آنقدر که...</summary>
<author>
<name>motahari</name>
<url>http://hezare3.com</url>
<email>ehsan_motahari@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>روزنوشت</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://hezare3.com/weblog/">
<![CDATA[<p>خیال کن آمده است،<br />
خیال کن که امروزی هم آمده است،<br />
خیال کن همان طوری باشد که تو در ذهنت تصور می کردی،آشنا،نزدیک،خودمانی !<br />
خیال کن رفته ای برای دیدارش،<br />
خیال کن حالا شده  بروی تا نزدیک اش،<br />
آنقدر که بشود به چشم هایش نگاه کرد و دستش را بوسید،<br />
آن قدر که بشود و مجالی باشد برای گفتن جمله ای یا ابراز ارادتی .<br />
چه کار می کنی ؟<br />
رویت می شود بگویی :  "چه خوب شد که آمدیت،عمری منتظرتان بودیم ؟ "<br />
یا مثلاً در عظمت آغوشش بروی و خستگی قرن های  بی چراغ را زار بزنی ؟<br />
یا مثلاً دسته گلی برایش ببری و رویش کارت بزنی : "ظهورتان مبارک  "؟<br />
یا مثلاً پاهایت قفل شود و قدم از قدم نتوانی برداری ؟<br />
یا مثلاً دلت از شوق هزار تکه شود و ...؟<br />
اگر به هر کدام از این ها گفتی " آره "، خوش به حالت !<br />
از من بپرسی از یک فرسخی فقط نگاه می کنم و جرآت ندارم یک قدم جلوتر بروم مبادا حریم روشن و معطرش را حضور چون منی بیالاید...<br />
مبادا که به رویم بیاورد - حتی به اشارت نگاهی-  دعوی دروغ بزرگ انتظارش را ...</p>

<p>منبع: <a href="http://www.persianblog.ir/posts/?weblog=atashshekan.persianblog.ir&postid=7223945">لاجرعه عطش شكن</a></p>]]>

</content>
</entry>

</feed>