سلام سوی حرم
رسید تا فلکه آب و روبروی حرم
گذاشت دست به سینه : سلام سوی حرم
لب زمین دو چشمش دوباره باران خورد
در آستانه دریا گرفت بوی حرم
گذاشت صورت خود را به صورت یک در
نفس کشید و نفس شد به رنگ و روی حرم
تمام حس عطش را به کاسه ها نوشید
و پر شد از تب و تاب لب سبوی حرم
در آن طرف پدری که خمیده . با گریه
گره زده پسرش را به آبروی حرم
چقدر قطره به دریا رسیدنش زیباست
چقدر زمزمه جاری شده به جوی حرم
در ازدحام توسل ز چشم من گم شد
ضریح بود و هزاران دعای توی حرم
شکست بین نماز زیارت آقا
شکست و ریخت قنوتش به گفتگوی حرم
***
شفا گرفته مریضی .....زدند نقاره
صدای معجزه پیدا شد از گلوی حرم
***
گذاشت دست به سینه .عقب عقب برگشت
رسید تا فلکه آب و روبروی حرم
علیرضا لک
Posted by motahari at | Comments (0)
قیصر امین پور هم آرام گرفت...
قیصر ِ شعر ایران را هم رفت. مردی که نامش پایان ِ عشق را آغازی دوباره بود.
اول صبح که دوستی اساماس زد: «قیصر هم رفت» خبر شوکآورتر از آن بود که در لحظه باور کنم. قیصر امین پور را نه فقط همهی اهالی فرهنگ و ادب به شعرهای زیبا و ماندگارش میشناسند، شاعری که مثل هیچکس نبود و هیچکس مثل او نبود، که کودکان دبستانی و نوجوانان دانشآموز نیز حتی با نام و شعرهای او آشنایند: شاعری که مثل چشمه مثل رود، غمگسار غنچههای دل گرفته بود...
ادامه...
سراپا اگر زرد وپژمردهایم
ولى دل به پاییز نسپردهایم
چو گلدان خالى لب پنجره
پر از خاطرات ترک خوردهایم
اگر داغ دل بود ما دیدهایم
اگر خون دل بود ما خوردهایم
اگر دل دلیل است آوردهایم
اگر داغ شرط است ما بردهایم
اگر دشنهی دشمنان، گردنیم!
اگر خنجر دوستان، گردهایم!
گواهی بخواهید اینک گواه:
همین زخمهایی که نشمردهایم
دلی سربلند و سری سربهزیر
از این دست عمری به سر بردهایم
(آينه هاي ناگهان، قيصر امين پور)
Posted by motahari at | Comments (1)
کمک به دسترسی بهتر به منابع فارسی و توسعه محتوای فارسی در وب
خلاصه ماجرا:
محتوای فارسی که در وب قرار گرفته است با کدپیج متفاوتی از حروف "ی" و ک" منتشر شده است. عدهای با حروف "ک" و "ی" و عدهای هم با حروف "ك" و "ي" (كاف همزه دار و ي نقطهدار) مطالب خود را نوشتهاند.
این روش باعث شده است در هنگام جستجوی محتوای فارسی در بسیاری از مواقع نتایج مطلوب به دست نیاید.
راه حل آن مشکل ارسال نامه و فهماندن موتورهای جستجوگر به این موضوع است که در هنگام جستجو فرقی بین حرف "ک" و "ك" و "ی" و "ي" نگذارد. کما این که در حروف لاتین نیز چنین مسألهای وجود داشته و رفع گردیده است.
این مطالب به صورت مفصل به موضوع پرداخته و سعی دارد جهت انعکاس نظر فارسینویس به موتورهای جستجوگر به خصوص گوگل راه حلی پیدا کند.
فارسی زبانانی که اینترنت را با ویندوز 98 آغاز کردند، هنگامی که ویندوز 2000 و پس از آن ویندوز xp به بازار آمد متوجه اختلافاتی در نحوه نوشتن حروف فارسی و همینطور شکل چند حرف شدند.
پیش از بیان اختلاف چند نکته را در این زمینه یادآوری میکنم:
1- پایه فارسیسازی ویندوز 98 ویندوزهای عربی بود. به همین دلیل حروف فارسی به کار برده شده در ویندوزهای فارسی 98 همان حروف عربی به علاوه حروف گچپژ بود. به اضافه این که layout کیبورد عربی نیز به فارسی تغییر کرده بود.
2- فارسینویسی ویندوز 2000 به بعد بر مبنای فارسیسازی قرار گرفت که مایکروسافت به صورت پیشفرض در ویندوز قرار داده بود. مایکروسافت برای فارسی نویس علاوه بر حروف عربی، علاوه بر حروف گچپژ حروف دیگری نظیر " ک" و "ی" برای استاندارد فارسی خود اضافه کرد. تفاوت این دو حروف آخر در شکل ظاهری آنها بود. در عربی "ك" و "ي" و در فارسی " ک" و "ی".
3- همچنین تفاوتهایی هم در layout فارسیسازهای ویندوز 2000 و xp وجود دارد. نظیر تایپ حرف “\” به برای "پ" و shift-c برای "ژ". در حالی که صحیح آن برای حرف "پ" کلید “~” و برای حرف "ژ" کلید “\” است. هنگام تایپ کلید D در صفحه کلید حرف "ی" تایپ میشد، ولی با وجود آن با زدن کلید ترکیبی Shif-x حرف "ي" نیز تایپ میشد. محل قرار گیری حرف نیم فاصله به shift-2 تغییر کرده بود. (نیم فاصله همان کاراکتری است که باید بین "می" و "شود" قرار بگیرد تا بدون آن که فاصلهای بین این دو کلمه نباشد در عین حال به همدیگر هم نچسبد.
کلمه همراه با فاصله: "می شود"
بدون فاصله: "میشود"
با نیمفاصله: "میشود"
در حالی که در حالت استاندارد قدیمی فارسی shift-space کار نیمفاصله را انجام میداد.
برای حروف "،" "؛" و «»، فتحه، کسره، ضمه، تنوینها و خط کشیده "ـ" هم همین تفاوت به وجود آمد.
مشکلاتی که این تفاوت ایجاد میکرد:
1- املای متفاوت حروف.
در واقع هر مطلبی که با ویندوز 98 تایپ میشد با املای حرف "ك" و "ي" نوشته میشد (كاف همزه دار و ي نقطهدار) و در ویندوز 2000 و xp با "ک" و"ی". در این حالت مطلبی که در ویندوز xp تایپ شود اگر در ویندوز 98 مشاهده شود، یا این که آن مطلب در وب قرار گیرد، حرف "ک" دیده نمیشود و به جای آن علامه ؟ نمایش داده میشود و حرف "ی" هم به صورت حرف جداگانه نمایش داده میشود. مثلا: "ویندوز"
همچنین بسیاری از فونتهای استاندارد فارسی که در نشر فارسی نظیر روزنامهها و کتابها به کار میرود این حروف جدید را پشتیبانی نمیکنند و یا با حروف بزرگ نشان میدهند.
2- به دلیل این که اکثر روزنامههای فارسی زبان که بر روی اینترنت منتشر میشود با سیستم استاندارد قدیمی فارسی مطالب خود را نوشته و منتشر میکنند به همین دلیل مطالب منتشر شده آنها در سایتهای اینترنتی هم به همین صورت قرار میگیرد. همچنین اکثر خبرگزاریهای فارسی زبان جهت رفع مشکلات layout صفحهکلید فارسی (نظیر محل قرارگیری صحیح حروف پ، ژ و نیمفاصله، کاما، گیومه و... layout قدیمی را جایگزین layout جدید کرده و مطالب منتشر شده آنها با همان استاندارد قدیمی فارسی است.
این کار باعث شده است حجم عظیمی از محتوای فارسی با سیستم قدیمی بر روی وب قرار گرفته و در حال قرار گرفتن است.
درحالی که اکثر وبلاگنویسان و یا کاربران عادی اینترنت از سیستم جدید فارسی در ویندوز xp استفاده میکنند.
مشکلی که در این حالت با آن مواجه میشویم جستجوی محتوای فارسی است.
تفاوت در جستجوی مطالب فارسی
تصور کنید یک مطلب با سیستم قدیمی فونت فارسی نوشته شده و در اینترنت قرار گیرد و شما با سیستم جدید در آن بخواهید چیزی را جستجو کنید.
تفاوت در جستجو هنگامی به وجود میآید که به عنوان مثال در سایت مورد جستجو حروف کاف و ی عربی نوشته شده باشد (ك ي) و شما با ویندوز xp خود با حروف "ک" و "ی" جستجو کنید.
در این حالت نتایج جستجو به هیچ وجه مطابق میل شما نخواهد بود. در واقع جستجوگرهای اینترنتی بین این دو حروف تفاوت قائل میشوند.
به همین دلیل جستجو با حروف مختلف نتایج کاملا متفاوتی را در بر دارد.
مثالهایی در این زمینه:
جستجو عبارت "كلمه فارسي" با حروف "ك" و "ي"
نتیجه جستجو 33600 یافته
جستجوی عبارت "کلمه فارسی" با حروف "ک" و "ی"
نتیجه جستجو 339 یافته
در واقع کسانی که از ویندوز xp استفاده میکنند در صورتی که دنبال عبارت "کلمه فارسی" باشند از پیدا کردن 33600 یافته محروم خواهند شد.
و تصور کنید این جستجو شامل عبارت بیشتر یا جملهای باشد و مطمئناً در بسیاری از موارد کاربر جستجوگر را نتایجی غیر مطلوب وی خواهد رساند.
به دلیل آن که اکثر مطالب مستند، رسانهای و مقالات و پژوهشها توسط رسانهها و سایتهایی گردآوری شده است که با استفاده از سیستمهای استاندارد قدیمی فارسی گردآوری شده و در وب منتشر شدهاند یک محقق به جای آن به به این مطالب در جستجو دسترسی پیدا کند جستجویش به وبلاگهایی منتهی میشود که در بسیاری از موارد ممکن است مطالب مفید برای آن پژوهشگر را در بر نداشته باشد. چرا که اکثر وبلاگنویسان با استفاده از سیستم جدید فارسی مینویسند.
تاییدی بر این حرف مثال زیر است:
جستجوی عبارت "وبلاگ فارسی" با حرف "ي" (عربی)
نتیجه 65700 یافته
جستجوی عبارت "وبلاگ فارسی" با حرف "ی" (ی بدون نقطه)
نتیجه جستجو 276000 یافته
نگاهی به نتیجه جستجو نشان میدهد که عبارت "وبلاگ فارسی" که معمولا توسط وبلاگنویسان در وبلاگشان به کار میرود اگر با حروف "ی" (بدون نقطه) جستجو شود اختلافی دویست و هفتاد هزارتایی دارد.
راه حل مشکل:
باید توجه داشت این مشکل اختلاف کاراکترها فقط در بین فارسی و عربی وجود ندارد. بلکه زبانهای اروپایی هرکدام دارای کاراکترهای متفاوت هستند و در ضمن در انگلیسی حروف بزرگ و کوچک با هم تفاوت ماهیتی در کاراکتر دارند.
اما موتورهای جستجوگر و مهمتر از همه آنها گوگل (که در بین فارسینویسان جزء محبوبترین است) این نکات را در نظر داشته و مشکل پیش رو در این زمینه را حل کرده است. گوگل بین حروف بزرگ و کوچک تفاوتی قائل نیست. و همین طور بین حروفی نظیر ö و é و à با o و e و a که در دیگر زبانهای اروپایی استفاده میشود تفاوتی قائل نیست. در واقع اگر شما دنبال عبارت "googlé" در سایت گوگل بگردید علاوه برای پیدا کردن سایتهایی که عبارت googlé در آنها وجود دارد عبارت google را هم جستجو میکند. (میتوانید امتحان کنید.)
پس در این زمینه بهترین راهحل برای گذر از چنین مشکلی پیشنهاد میشود موتورهای جستجوگر نظیر گوگل این موارد را در هنگام جستجوی فارسی در نظر بگیرد و هنگام جستجو تفاوتی بین حروف "ك" و "ک" و یا "ي" و "ی" قائل نشوند.
برای انتقال این بحث به سایتهایی نظیر گوگل چه پیشنهادی میکنید؟
لطفا نظرات خودتان را راجع به این مطلب بنویسید و در صورتی که پیشنهادی در زمینه دارید مشتاق خواندن آنها هستم.
Posted by motahari at | Comments (6)
دوباره
چه قدر راحت گذشته ها را راحت و بي دغدغه فراموش کرديم. راحت تر از آن چيزي که فکرش را مي کرديم. راحتتر از آني که آن روزها به آينده فکر مي کرديم.
کودکي هايمان پر است از خاطراتي که وقتي امروز به آنها نگاه مي کنيم جز لبخند چيزي نصيب صورتهاي خاک گرفته نمي شود. حتي لحظات سخت کودکي امروز جزء بخشهايي از زندگيست که جهت آرامش خيال و اندکي فراغت از سختي زندگي به ياد مي آوريمشان و يادآوري آنها را به جاي جک و لطيفه مصرف مي کنيم.
لحظات گذشته من همه اش پر است از اينها.
بچه آدم، کوچک که باشد برايش خيلي چيزها ارزشمند است. جمع کردن سکه، تمبر، يادگاري ها و کلي آت و آشغالها که شايد براي هميشه برايش ارزشمند باشد. اما خيلي هاي ديگر ارزشش را از دست مي دهد.
بزرگتر که شد خيلي از آنها را به بچه هاي کوچک تر مي بخشد و مي رود. مي رود تا دنياي جديدي را درست کند.
آن موقع ها خيلي چيزها برايم ارزشمند بودند. خيلي. و امروز نگاه که به آنها مي کنم ميبينم که واقعا چه قدر بچگي کردم.
و امروز که نگاه مي کنم خيليها ديگر برايم آن ارزش را ندارند که بعضي هم بي ارزشتر از آن چيزيست که فکر مي کردم.
تنها چيزي که غبطه آن را مي خورم از دست دادن روزها و سالهاييست که مثل آن خوردن از دستشان دادم.
من يک روز کودکي ام را رها کردم و رفتم. و گمش کردم. آن روزها همه اش تلف شد. اگر همه عمرم را نگاه کنم پرت زماني آن فقط همين روزهاست.
و امروز دارم سعي مي کنم دوباره کودک درونم را بيدار کنم. سعي کنم دوباره آن حسهاي کودکي را در وجود خودم زنده کنم...
دوباره...
Posted by motahari at | Comments (0)
داستان يك بيناموسي!
تا حالا شده يه خانم به طرز عجيبي به شما نزديك بشه؟ زيادتر از حد اظهار لطف كنه و خيلي بيشتر از قبل زنگ بزنه يا از سر كوچه رد ميشيد حالتون رو بپرسه؟ يه روز بياد سراغت با يك صداي جذاب بيست تني بگه "آق ماشال" بيا ميخوام ببرمت يه جاي خوب يا بيا بريم خونه دوستم!؟
آقا ماشال احتمالا قند تو دلش آب ميشه و با خودش ميگه:
يعني ماجرا چيه؟ دمش گرم. يعني ما هم اين قدر خوش تيپيم و نميدونستيم؟ يعني اينا با اين قيافههاي عجيب و غريب سراغ ما هم ميان؟ چي فكر ميكرديم چي شد! ديدي ماشال؟ ديدي گفتم صبر داشته باش بالاخره نوبت تو هم ميرسه، بالاخره اين قدر كوچه و خيابونا رو وجب كردي تا زمونه دلش رحم اومد!
آقا ماشال قصه ما راه ميافته و و با دختر خانم ميره خونه دوستش، توي راه ماشال سناريوي صدتا فيلم هندي رو تو ذهنش مرور ميكنه خلاصه كلي كارگردان ميشه واسه خودش. زير لب هم با خودش زيرزيركي ميخنده!
يه كم حوصله داشته باشيد تا آخر داستان همراه من باشيد!
خلاصه آقا ماشال و خنم ميرسند به در آپارتمان كه به نظر هم خيلي شيك مياد، آقا ماشال كه مثل شما نيشش باز بوده به خودش ميگه: "پسر نيومد نيومد يكي اومد سراغت با چنين خونهاي. اين رفيقاش هستند، كاشكي اون تيشرت آديداسه رو ميپوشيدم يه ذره كلاس ميذاشتم."
همين طوري كه پلهها رو ميرفتن بالا آقا ماشال قلبش تندتر ميزد و خون با فشار زياد توي رگهاش پمپاژ ميشد. اضطراب داشت و البته احساس خوبي هم داشت.
خلاصه مثل اين سريالهاي طولاني نميخوام لفتش بدم. در ميزنند و ميرن تو خونه. چشمتون روز بد نبينه، نيشه آقا ماشان همونجوري رو صورتش خشك ميشه. عرق سرد از پيشانيش ميچكه و آب دهنش رو قلمبه قورت ميده. وقتي همه آدم سبيل كلفت يه جا روبرو ميشه با خودش ميگه: "بدبخت، ديدي به خاطر هيچي آبروتو ازت گرفتن. خاك بر سرت كنن. آخه اولاغ تو رو چه به اين غلطا؟!"
همين موقع دختر خانم ميگه: بچهها آق ماشال از دوستاي خوب منه، تحويل شما پرزنتش كنيد تا حسابي پولدار شه. من بايد برم. ماشال با صداي بلند ميگه خاك بر سرم كنم، پرزنتم كنيد! همه جورشو شنيده بيديم، پرزنتيش ديگه چه آبروريزيه؟ من اين كاره نيستم!!
القصه ريختن سره آق ماشال و شروع كردن به پرزنت كردن. هي پرزنت كردند. از سمت چپ و راست. آي سمت چپ رو برسون به فلان، سمت راست رو برسون به بيسار.
- ماشال جون تو سمت چپتو برسون به راستيه بعد بشين خونه لنگتو هوا كن و پولارو بشمار. البته بچهها اينجا بهت كمك ميكنن كه اولش شروع كني. ماشال فكر نكنا اونجوريهها اين جوريه، آراه بابا تازه اگر هم آخرش پولدار نشي چيزي نشده كه، تو در برابر پولت يه چيز با ارزش گرفتي!
بله ديگه خودتون بقيه قضيه آق ماشال رو ميدونيد. ماشال ضرر نكرد كه هيچ، خيلي بيشتر از اون چيزي كه داده بود گيرش اومد و بسيار خوشحال بود. ماشال با پرداخت مقدار ناچيزي پول به درصد زياد خريت خودش پي برده بود كه از هزاران چيز مادي بهتر بود!
اين واقعيت تلخيه كه روزانه صدها آق ماشال به خاطر هوسراني و اين جور چيزا به دام اين شبكههاي كثيف گلدكوئست و امثالهم ميافتند، يه سري بچه سوسول كه سر همديگه كلاه ميگذارند و چيزي به نام بازاريابي و پولدار شدن و اين حرفها به خورد هم ميدهند.
جالبش اينه كه يه سريشون برات استدلال عقلي و رياضي و منطقي هم ميارن كه خيالت تخت باشه. قسم و آيه و حكم مرجع هم واست نشون ميدن. دو هزار برگ روزنامه هم نشونت ميدن كه بگن كارشون درسته!
والا كلاهبرداريهاي قديم به اين جديدا شرف داشت، حداقل بدش ميزدي تو سرت و به غلط كردن ميافتادي. بعد از چند مدت هم يادت ميرفت ديگه خيالت جمع بود و مثل الان نميافتاد تو پاچت كه كلاه رو سر يكي ديگه هم بگذاري و بچپوني به يكي ديگه و شب و روز از اين و اون آويزون بشي!
بايد اضافه كنم كه به جاي اظهار نظر فلسفي سياسي علمي در مورد حكومت، تاريخ و تمدن، قيافه رئيسجمهور و دموكراسي، يه فكري به حال خودمون بكنيم همه چيز حل ميشه!
Posted by motahari at | Comments (8)
چند نظر راجع به بحث فيلترينگ!
چند تا نظر در مورد فيلتر و رفع فيلتر مطرح شده بود بعضيها رو ببينيد بد نيست:
- سلام، شما اگر ميتونيد پيگير سايتهاي فيلتر شده باشيد به نظرم سايت Blogrolling و Filker بهترين گزينهها براي برداشتن فيلتر باشند، همه هم يه عمر دعاگوت ميشند!
- يك وساطتي بكن اين سايت غيراخلاقي ما هم از فيلتر دربياد... خيلي جالبه! وقتي سايت ركوردداران بين المللي مملكت فيلتر بشه (اصلا خودم رو هم نمي گم...) ديگه چه انتظاري داري از ساير سايتها؟
- سلام نمي دونم من رو ميشناسي يا نه وبلاگ فارستك
دقيقا هم من همين مشكل رو پيدا كردم - حدود 2 هفته تمام هم اينقدر اينور اونور زنگ زدم اصلا فايده نداشت. وبلاگ من فقط راجع آي.تي است و نه چيز ديگر حتي يك لينك هم به سايتهاي فيلتر شكن ندادم. حقيقتش هم دليل فيلتر شدن من فقط و فقط به خاطر اين بود كه از مخابرات نقد ميكردم و مشكلات را ميگفتم (شايد اين باشد) به هر حال ميدانم كه جواب نميگريم از اين قضيه فقط خواستم بگم كه به اون دوستات بگي كه دليل فيلتر شدن بهترين وبلاگ آي.تي در دور دوم مسابقات چي هست!؟ من فقط ميخوام اينو بدونم همين....
- اگه چپی بودی قضیه فرق میکرد . حوصله چونه زدن ندارم . شاد باشی
(خودم: طرف مثل اين كه سمت چپش فيلتر شده نه راستش!)
- تا آنجا که من می دانم کسی بی دلیل با صرف اینکه کسی در مورد او انتقادی بکند نمی تواند درخواست فیلتر شدن وبلاگ کسی را کندو حتما باید رسما شکایت کندو بعد هم حکم بگیرد. پس الکی نیست. انتقاد هم دلیل فیلترشدن نیست. البته استفاده از پراکسی که شاید منطقی باشد اما ما که در وبلاگ پراکسی ای نمی بینیم ! پس می مونه همون احتمال سومیه ! دیگه پول و دنیا و هزار دردسر ! یا حق
- آقای Amir massoud Farahmand ایمیل های خود را در سایتش اینگونه Email: Farahmand[at]XXXipmXXX.ir and SoloGen[at]XXXSoloGenXXX.net درج کرده و می خواهد سایتش فیلتر نشود. آقای فارس تک به سایتهاس مبتذل حاوی لینک های با متن و محتوای مستهجن لینک می دهد می خواهد فیلتر نشود. اما احسان مگر از جنس شماها است ؟
- میشود بفرمایید که چطوری از فیلتر در آمدید؟! و چطور شد که فریاد شما به جایی رسید ولی فریاد من به جایی نرسید؟
اگر لطف کنید و حداقل بگویید در این موارد به کجا میشود اعتراض کرد من و خیلیهای دیگر ممنون میشویم. فکر کنم حق ما است که بتوانیم اعتراض کنیم.
***
آقاجون من گفتم هركي فكر ميكنه سايتش مشكل نداره و فيلتر شده به من بگه. نه اين آدمهايي كه سرش با يه جاش يك قل دو قل بازي ميكنه بياد بگه سايت من چرا فيلتر شده.
گور پدر هرآدمي كه سايت غيراخلاقي درست كرده و ادعا ميكنه كه سايت من علميه و از اين جور حرفها.
بر پدر مردم آزار هم لعنت.
در اين مكان آشغال نريزيد.
مريضي مگه زنگ مردمو ميزني در ميري.
بر چشم بد لعنت.
...
Posted by motahari at | Comments (4)
قبولي كنكور، ببر، سمنو و شاخ بز مقدس!
احتمالا حداقل در اينترنت خبرهاي جالبي از خرافات رايج در بين عدهاي برخورد كردهايد. بد نيست بعضي از آنها را بخوانيد:
قبولی صددرصد در كنكور با دستور قرآنی و دعا نويسی»!
اين، تيتر يك آگهی كنكور است. شايد برايتان جالب باشد كه متن اين آگهی را بخوانيد:
«بسمهتعالی
تاكنون همه كسانی كه اين برنامه را از ما دريافت كردهاند تكتك آنها بدون استثناء در كنكور و برای دانشگاه دولتی قبول شدند، به جز يك شهرستانی كه برای شهرستان قبول شد، بقيه همگی برای تهران قبول شدند.
جهت تهيه اين برنامه میتوانيد مبلغ ۷۰ هزار تومان به شماره حساب ... واريزكنيد تا دستور قرآنی و دعا توسط شيخ ... به آدرس شما راسال گردد.»
خرافههای دينی در حال گسترش است. ابداع كنندگان خرافهها اغلب شيادانی هستند كه به دنبال كسب سود از اين روشاند اما ترويج آنها را افراد ناآگاه و سطحی به عهده میگيرند.
درست است كه اوليا الهی و آنان كه در مدار شريعت به مدارج و مراحل عاليه رسيدهاند، اگر بتواند در برخی از مسائل و قوانين فيزيكی دخل و تصرف كنند، دور از پذيرش نيست و كشف و كرامات مردان خدا پيوسته مورد توجه بودهاست، اما انعكاس و ترويج اينگونه امور تا جايی صواب است كه به وجهه عقلگرايی اسلام لطمه وارد نكند. به ويژه در شرايطی كه اقبال غرب به اسلام هر روز در حال افزايش است، انتصاب امور غيرعقلانی و ترويج آن در سطوح گسترده قطعاً به اين اقبال لطمه خواهد زد.
هر چند كه به طور كلی ميان كشف و كرامات مردان خدا با خرافهها و موهومات تفاوت ماهوی هست و اين تفاوت از همان ابتدای نيت آغاز میشود و تا مراحل پايانی آن، كاملاً قابل درك است.
خرافههای دينی قدرت برانگيزانندگی بسيار بالايی دارند. اين قدرت، نشان دهنده ناآگاهی همگانی از اصول اسلامی است. يك خرافه دينی حتی میتواند منجر به يك آشوب شود و اگر به موقع كنترل نشود، مشكلات بزرگتری را ايجاد كند. اين مسائل نشان میدهد كه عالمان دينی و رسانههای كشورمان بايد دست در دست هم به سوی پاك كردن ساحت دين از گزارههای خرافی و غيرعقلانی، گام بردارند تا بيش از اين زمينههای ضد تبليغی برای اسلام در جهان عقل گرای امروز فراهم نشود.
قدرت برانگيزانندگی خرافههای دينی را در ماجرای زير بخوانيد:
زنی كه ببر شد
مدتی پيش عكسی از صورت يك زن كه نيمی از آن ببر و نيمی ديگر انسان بود، در يكی از شهرهای مذهبی كشور توزيع شد. شايع شده بود كه صاحب اين عكس قرآن را پاره كرده و بلافاصله به اين روز افتاده است.
پس از آن، شايعه بال و پر بيشتری گرفت:
ـ زن اهانت كننده به قرآن را را دستگير كردهاند.
شاخ و برگهای بيشتر پس از آن اضافه شد:
ـ زن دستگير شده در پاسگاه ... نگهداری میشود.
تا مسئولان خبر شوند و واكنش نشان دهند، موج جمعيت جلوی پاستگاه اجتماع كرده بود و خواهان تحويل گرفتن زن ببر نما و به مجازات رساندن آن بود.
در ميان انبوه جمعيت، باز كلاغ شايعه به پرواز درآمد و معلوم نشد كه چه كسی و از كجا نقل كرد كه: زن ببرنما روز جمعه اعدام میشود. مردم پاسگاه را ترك میكنند و روز جمعه به ميدانی میروند كه قبلاً حكم يك اعدامی در ملاءعام در آنجا اجرا شده است.
بعضی از افرادی كه ذهن فعالتری دارند، خيابانهای اطراف را میگردند و سرانجام جرثقيلی را كه در گوشهای پارك شده، پيدا میكنند. اعدام زن ببرنما با جرثقيل، شايعه را باورپذيرترمیكند و موج جمعيت از تأخير در اين اقدام به خروش میآيد و سرانجام عدهای به شكستن شيشههای اماكن عمومی میپردازند و ...
چه كسی پابرهنه توی ديگ سمنو قدم زده است
سال گذشته اين خبر، ابتدا در قم و سپس در مناطق ديگر شايعه شد كه در روستای "ونارج" نزديك قم، داخل ديگی كه در آن سمنو میپختهاند، جای پايی ظاهر شده كه احتمالاً جای پای يكی از ائمه است. اين خبر، به سرعت منتشر شد و دسته دسته مردم برای تماشای ديگ سمنوی مقدس (!) به روستای ونارج قم رفتند و حتی هيأتهای مذهبی در كنار آن به اجرای مراسم پرداختند و مبالغ هنگفتنی هم برای ساخت جايگاهی ويژه جمعآوری شد.
ماجرايی كه دراين مورد نقل میشد، از اين قرار بود؛
مردم روستا كه به طور معمول در اين ديگ سمنو میپختهاند، پس از آنكه بار آخر در آن سمنو پخته شده بود و مشغول شستوشوی آن بودهاند اين اثر پا را كف ديگ ديدهاند.
شاخ بز مقدس!
يك ماجرای ديگر از وارد كردن موهومات و خرافات در دين، ماجرای مقدس روستای "شيبان" بود.
در اين ماجرا نيز صاحب يك بز، ادعا میكرد روی يكی از شاخهای بزش، نقشی از ذوالفقار مولاعلی(ع) حك شده است. او در ميان انواع خطوطی كه روی شاخ بز ديده میشد، به انبوه بازديدكنندگانی كه دل به خرافههای دينی سپرده بودند، نقشی را نشان داد كه شبيه شمشير اميرالمومنينعلی(ع) بود. صاحب آن بز نذورات قابل توجهی را جمع آوری كرد. شايع شده بود چاقو، گلوی اين بز را نمیبرد، اما صاحب بز امتحان اين كار را توهين به بز مقدس میدانست. حتی عدهای به فكر جمع آوری پشكل بز افتاده بودند، اما به هر حال گذشت و زمان باعث شد كه صاحب بز از صرافت اين تقدس بيفتد و موضوع كمكم به فراموشی سپرده شود.
منبع: خبرگزاري قرآني ايران
Posted by motahari at | Comments (7)
مقاله اشپيگل واقعا طنز بود!!
يك عده آدم علاف كه bbc قبلهشون شده و هرچي بيبيسي مينويسه چشم و گوش بسته قبول ميكنند، تا bbc حرف از طنز بودن مقاله نويسنده آلماني در مجله اشپيگل در مورد پيشنهاد احمدينژاد در ارتباط با انتقال دولت صهيونيستم به آلمان يا اتريش زده، ذوق زده اين مطلب را انعكاس دادند.
اما یک سیاست تبلیغاتی زیرکانه در مقابله با این موضع مقاله نویس آلمانی صورت گرفت. از یک سو او در رسانه های غربی مورد حملات تبلیغاتی قرار گرفت و در آینده باید تاوان این موضع خود را بپردازد و صهیونیستها او را نخواهند بخشید و شاید در اینده مورد تحریم رسانه ای قرار گیرد. از سوی دیگر رادیو بی بی سی در بخش فارسی خود مدعی شد که مقاله او یم مقاله طنز بوده است و انی مطلب هم در ایران انعکاس یافت. در حالی که نوشتار مذکور به هیچ وجه بوی طنز نمی داد. نامبرده به سایت بی بی سی اعتراض هم کرده است ولی بی بی سی اعتراض او را منعکس نساخت تا اینکه خود خبرگزاری مهر در مصاحبه مجدد با او متوجه این ترفند تبلیغاتی غرب شد.
خب ديگه. نتيجهگيري هم با خود شما...
Posted by motahari at | Comments (0)
شب يلدا
" یلدا " واژه ای سریانی است به معنای میلاد و تولد. این را دهخدا می گوید. همه چیز از ایران و آیین مهر و جشن ظهور میترا آغاز می شود که در گردشی به وسعت کل تاریخ ، دوبار به ایران بازگشته است.
به روایتی، یلدا، روز تولد میترا و مسیح است اما شهرت این شب در ادبیات به دلیل همان طولانی ترین شب سال بودن آن است.
در این بلندترین شب سال، افراد دور و نزدیک خانواده در منزل بزرگان قوم گرد آمده ، با خوردن آجیل و میوه شب را به شادی می گذرانند.
از دیرباز، یکی دو روز پیش از فرا رسیدن شب چله ، مردهای جوان، خوانچه های آراسته میوه را به منزل نامزدهای خود فرستاده ، خود به میهمانی خانه عروس می رفتند. خانواده دختر نیز لباس و پارچه نبریده ای به جای آن هدیه می فرستادند.
اولین اشاره ها به مراسم یلدا مربوط به دوران پیش از زرتشت است یعنی شب زاده شدن ایزد مهر.
ایزدی که خورشید گردونه اوست. هنگام رواج آیین مهر در اروپا، مراسم شب یلدا با شکوه هرچه تمامتر برگزار می شد. هنگامی که مسیحیت از کشتار بی رحمانه پیروان مهر، در اروپا رواج یافت، اولیای دین پی بردند که برانداختن برخی سنتها و آیین ها مهر غیر ممکن است. از این رو شب میلاد ایزدمهر را به میلاد مسیح در 25 دسامبر بدل کردند. فاصله مختصری که میان این دو جشن وجود دارد، حاصل اشتباه در محاسبه تقویم است. در حقیقت میلاد مسیح همان شب یلدای پیروان مهر است که در ایران نیز گرامی داشت آن با رواج دین زرتشت از میان نرفته ، هنوز نیز مردم آن را بزرگ می دارند. رومیان نیز این شب را ناتالیس انویکتوس یعنی روز تولد مهر شکست ناپذیر می نامند و آن را گرامی می دارند.
Posted by motahari at | Comments (0)
ارزيابي دو سال عملكرد ديپلماسي هستهاي در برره
پخش برنامه سهشنبه شب هفته گذشته «شبهاي برره» كه به ارزيابي دو سال عملكرد ديپلماسي هستهاي جمهوري اسلامي پرداخت.
در اين برنامه «شبهاي برره» ساخت يك كارخانه توليد كنسرو نخود به عنوان تمثيلي از نيروگاه اتمي بوشهر به كار گرفته شده بود و با مخالفت و دخالتهاي يك قدرت بانفوذ (كنايه از آمريكا و اروپا) و بخشداري مركز، كه به عنوان نماد آژانس بينالمللي انرژي اتمي معرفي شده بود، مجوز ساخت اين كارخانه را در برره صادر نميكرد.
بخشداري مركز با توسل به بهانههايي همچون ناامني بر اثر خشونت «كيوون»، نقض حقوق بشر «كيوون» در زندانهاي برره، امنيت برره براي خلافكاران و مجرمان مشهور (خبرهاي ضد و نقيض) كه اشاره به طرح پرونده نقض دمكراسي، نقض حقوق بشر و تروريسم عليه جمهوري اسلامي از سوي كشورهاي غربي دارد، همچنان با ساخت كارخانه بررره مخالفت ميكند.
در اين برنامه همچنين مسائلي چون مصاحبههاي مطبوعاتي زندانيان و اظهارات ضدونقيض آنان از داخل زندان نيز به طنز كشيده شده است.
در ادامه اين طنز تلويزيوني، كيانوش (سيامك انصاري) و شيرفرهاد (مهران مديري) كه تيم مذاكرهكننده با بخشداري مركز را تشكيل ميدهند، با دادن باج به بخشدار مركز (كنايه از آژانس)، مجوز ساخت كارخانه را دريافت ميكنند، اما بخشدار مركز اظهار ميكند، بنا بر فشار قدرت بانفوذ (اشاره به آمريكا و اروپا) بخشي از فراوري نخود بايد توسط اين قدرت انجام شود.
مذاكرهكنندگان نيز براي جلوگيري از اطلاع افكار عمومي برره از عدم موفقيت كامل آنان، فراوري نخود در خارج از برره را به شكلي غيرمستقيم مطرح كرده و كسب مجوز ساخت كارخانه را يك موفقيت بزرگ ارزيابي ميكنند.
سكانس پاياني اين بخش از طنز تلويزيوني به استثمار برره توسط قدرتهاي بانفوذ اختصاص دارد كه صد درصد ارزش فعاليت آنان را به عنوان حق فراوري دريافت كرده و مذاكرهكنندگان نيز اظهار بياطلاعي ميكنند.
منبع
Posted by motahari at | Comments (4)
همچنان در فيلتر
نزديك به دو ماه است كه وبلاگ "احسان و هزاره سوم" وبلاگ رتبه اول بخش سياسي اجتماعي نخستين جشنواره دانشجويان وبلاگنويس سراسر كشور هنوز در فيلتر به سر ميبرد. (لينكهاي مرتبط جشنواره (1) (2) (3) (4)) (لينك مرتبط با فيلترينگ (1))
ديروز در جلسه علني مجلس محمد رضا باهنر نایب رئیس مجلس كه در غیاب غلامعلى حداد عادل ریاست جلسه را عهده دار بود، ضمن قرائت تذكرات مكتوب نمایندگان گفت: ۱۲ نفر از نمایندگان نیز در تذكرى به رئیس جمهورى از محمود احمدى نژاد خواسته اند دستور تسریع در رفع فیلتر از سایت هاى اینترنتى مجاز را براساس اصول صریح قانون اساسى صادر كند.
به نظر شما هزاره سوم هم جزء سايتهاي مجاز خواهد بود؟؟!!
Posted by motahari at | Comments (2)
اعتياد به چاي
مصاحبه با دكتر خدادادي را در نسل 3خوانده بودم. زياد جدي نگرفتم. موضوع مصاحبه در مورد طب قرآني بود و در بخشي از مصاحبه صادق اشاره كرده بود به اين كه خدادادي اصلا چاي نميخورد. دليلش را هم اين طور گفته بود كه چاي يك ماده سمي است كه هيچ آفتي سراغش نميآيد و هيچ حيواني هم حاضر نيست آن را بخورد.
اين گذشت.
هفته گذشته صادق ميهمان ما بود. اصلا لب به چايي نزدند. جريان مصاحبه مفصلش با خدادادي و همنشين بودن يك ماه و نيم خودش را با او برايم تعريف كرد. و كلي داستان و ماجراي ديگر كه در تحريريه كيهان با خدادادي گذشت. ميگفت اين جريان باعث شده دكتر غفراني هم حتي چاي نخورد. چه برسد به خانوادهاش. و البته به اين نكته تاكيد داشت كه اغلب ما چاي رو ميخوريم براي اين كه معمولا سردردمون رفع بشه درحالي كه چاي سردردي رو كه خودش باعث شده ايجاد بشه تسكين ميده!
اگر اين طور بود پس بايد در صورتي كه چاي نخوريم نخوردن چاي نشانههاي خودشو بروز بده. به اين موضوع تا به حال فكر نكردم. تصميم گرفتم چاي نخورم. اين نخوردن چاي باعث شد كه دو روز پشت سر هم سرم به شدت درد ميكرد و شقيقههام تير ميكشيد. خب! اين نشونه آشكاري بود كه نشون بده كه چاي معتاد شده بودم!
به همين خاطر كنارش گذاشتم. خيلي راحت.
به شما هم توصيه ميكنم كه خوردن چاي رو كنار بگذاريد. البته به جاي اون توصيه شده از شرب عسل+آبليمو استفاده كنيد. (يك كم آب جوش ته ليوان ميريزيد. كمي عسل اضافه ميكنيد و هم ميزنيد تا حل بشه. با آب خنك يا ولرم پرش ميكنيد. كمي هم آب ليمو اضافه ميكنيد). جايگزين خوبيه.
توصيه ميكنم مصاحبه خدادادي رو با صادق مهدي غفراني بخونيد.
SMS: قراره سي ديهاي خدادادي هم به دستم برسه. رسيد خبرتون ميكنم.
فعلا ميتونيد اين دسترسيها رو به مهندس خدادادي داشته باشيد:
سايت ايشان:
http://www.tebbeghorani.com
شماره تلفن موسسه خيريه مرتبط با ايشان در اصفهان:
03112251333
Posted by motahari at | Comments (3)
كشف آثار تاريخي از فيلترينگ هزاره سوم
پس از بررسيهاي كارشناسي و باستانشناسي رد آثاري از فيلترينگ "احسان مطهري" در اينترنت مشاهده شد.
بنا به همين گزارش در سنه 17/9/83 نوشتهاي بر روي پاپيروس كشف شد كه بر روي آن مطالبي مبني بر توطئه براي فيلترينگ نام "احسان مطهري" مشاهده گرديد. متن مذكور بدين شرح است:
مطلب آخر هم اين كه هر تيمي سايت ها را فيلتر مي كند، كمي بيشتر دقت كند. مثل اين كه حضرات قرار است همه سايت ها را فيلتر كنند! الان اسم احسان مطهري را در google بزنيد، نمي آيد.
منبع: http://www.kayhannews.ir/830917/10.htm#other1004
همچنين در ارتباط با فيلترينگ سايت من كيهان اقدام به افشاگري كرد:
http://www.kayhannews.ir/840817/10.htm#other1008
بر و بچ تعيين مصاديق فيلترينگ موفق و پيروز باشيد كه بايد بگويم اين بار زديد به كاهدان!
Posted by motahari at | Comments (0)
فيل ترين فيل ترينگ!
خب خب خب! بالاخره با تلاش بي وقفه مخابرات و همين طور همكاران آنها در سازمانهاي ديگر سايت هزاره سوم هم فيلتر شد.
در شرايطي كه بسياري از سايتهاي غيرفرهنگي و غيراخلاقي و سايتهاي مخالف نظام به راحتي قابل دسترس هستند نميدانم چه توجيهي وجود دارد كه سايت من فيلتر شود. من نميدانم واقعا افرادي كه دست به فيلتر اين سايت زدند، چه دليل و توجيهي جز خالي كردن عقدههاي سياسي و رفاقتبازيهاي پشت پردهاي براي كار خودشان دارند؟
يادآوري ميكنم فيلتر شدن سايت هزاره سوم به فاصله چند روز پس از انتشار اطلاعيه ديوان محاسبات اداري در مورد تخلفات استانداري همدان در سايت صورت گرفته است.
آيا كميتههاي سياستگذاري فيلترينگ براي اين سايتها را تا به حال دقت كردهاند:
بيبيسي فارسي: در شرايطي كه سايتهايي چون بي بي سي فارسي به راحتي قابل دسترسي است، در حالي كه در لابلای خبرهاي درست و غلط خود سیاست کهنه تفرقه بیانداز و حکومت کن را پیگیری میکند. خبرهای مهمی چون راهپیمایی حمایت مردمی از فناوری هسته ای و راهپیمایی روز قدس و دهها و صدها دستاورد مردم ایران برای این سایت و خبرنگاران آن در ایران به چشم نمی آیند ولی کمترین و بی اهمیت ترین اتفاقات فرهنگی سیاسی و اجتماعی آنچنان بزرگنمایی میشود که خواننده باور میکند ایران کانون بحران است. گردانندگان این سایت از قتل عام مردم بیگناه اهواز به سادگی عبور میکند و در صفحات طنز خود پیگیری پرونده آدمکشان و قاتلان مردم روزه دار ایران را به سخره میگرند.
هودر: حسين درخشان يكي از جمله ضد انقلابهايي است كه چندسالي هرچه به ذهنش ميرسيد و هرچه به پاچهاش ريختن عليه نظام و مملكت و رهبر و امام نوشته و توهينهايش را حتي به ائمه رسانده است. كسي كه خاطرات عرقخوريهايش را در سايت شخصياش مينويسد. كسي بيشتر اراجيف را نسبت به منتخب ملت ايران مينويسد. كسي كه عضو شبكه ضدانقلابي است كه سازمان سيا دائما كيسههايشان را پر ميكنند تا بتواند خذعبلات خود را منتشر كند. با اندكي جستجو در اينترنت ميتوان به مجموعهاي از سايتهايي كه مربوط به وي است دسترسي پيدا كرد:
http://www.flickr.com/photos/hoder/
http://news.gooya.com/hoder/
http://www.flickr.com/photos/hoder/
http://stop.censoring.us/
http://blogsbyiranians.com/
http://vagrantly.com/
http://bilakh.h0der.com/
http://h0der.com/
http://hoder.ws/
http://i.hoder.ws/
http://hoder.ws/weblog/
http://h0der.com/weblog/
http://www.hoder.us/
http://www.hoder.ir/
http://i.hoder.us/
http://www.editormyself.info/
http://www.hoder.info/
گويا: سايت گويا هم كه معرف حضور هست. هر آدم عاقلي با اولين نگاه به سايت گويا متوجه جهتگيري سايت و ترويج مطالب ضدانقلاب و تبليغ فوجي از سايتهاي ضدانقلاب ديگر ميشود. به نظر شما سياستي كه 7 ميليارد تومان هزينه تهيه نرمافزارهاي مختلف امنيت از جمله فيلترينگ ميشود بايد صرف چه چيزي بشود. صرف بستن سايتهاي شخصي كوچك يا شبكههاي بزرگ ضد انقلاب!!؟
صبحانه: سايت گروهي صبحانه كه توسط حسين درخشان راهاندازي شده و جهتگيري آن نيز كاملا مشخص است.
گزارشگران بدون مرز: اين سايت مملو از توطئهچيني ضد انقلاب و توهين و افترا و دروغ است. و همين طور سايت مملو از اطلاعات مختلف و شيوههاي مختلف گذر از فيلترينگ است.
سايتهاي ضد انقلابي نظير http://www.iran-efshagar.com
http://www.radiohamseda.com/
http://biphome.spray.se/radiohambastegi/
http://www.womeniniran.org/
http://zananiranfarda.blogfa.com/
http://artenexil.net http://behnoudonline.com/
http://behnoudonline.com/
http://www.shahrvand.com/FA/
http://www.payam.nu/
http://www.iranfocus.com و ... (كه به راحتي با يك جستجو قالب دسترسي است)
اين سيستم فيلترينگ نميتواند سايتهاي كه مخل امنيت اقتصادي كشور هستند مانند https://goldquest.com/ و https://my7diamonds.com/ را فيلتر كنند اين به كنار سايتهاي ديگري نيز به راحتي قابل دسترس هستند: http://www.goldbiz.com/ و نماينده فارسي اش http://www.goldbiziran.com/.
و الا ماشاا... سايتها و وبلاگهاي مختلف سياسي، غيراخلاقي (كه نميشود به آنها اشاره كرد!) و ضد امنيتي هم وجود دارد كه روز به روز سر بر ميآورد و به راحتي قابل دسترسند.
معلوم نيست در اين آشفته بازار چه خبر است.
Posted by motahari at | Comments (1)
ابن ملجم ها فراوانند باز
باز بوي باورم خاكستريست
واژه هاي دفترم خاكستريست
پيش از اينها حال ديگر داشتم
هر چه مي گفتند باور داشتم
باز هم بحث عقيل و مرتضي است
آهن تفتيده مولا كجاست
نه فقط حرفي از آهن مانده است
شمع بيت المال روشن مانده است
با خودم گفتم تو عاشق نيستي
آگه از سر شقايق نيستي
غرق در دريا شدن كار تو نيست
شيعه مولا شدن كار تو نيست
بين جمع ايستاده بر نماز
ابن ملجم ها فراوانند باز
دست ها را باز در شبهاي سرد
ها كنيد اي كودكان دوره گرد
مژدگاني اي خيابان خوابها
ميرسد ته مانده بشقابها
سر به لاك خويش بردي اي دريغ
نان به نرخ روز خوردي اي دريغ
صحبت از عدل و عدالت نا بجاست
سود در بازار اين الوقتهاست
گير خواهد كرد روزي روزيت
در گلوي مال مردم خوارها
من به در گفتم وليكن بشنوند
نكته ها را مو به مو ديوارها
Posted by motahari at | Comments (0)
اعتراض به بازي ضد ايراني Assault on Iran، که در آن ايران توسط آمريکايي ها فتح مي شود
سلام.
همونطور که ممکنه خيلي هاتون بدونيد يه شرکت آمريکايي به نام Kuma War که کارش ساختن بازي هاي جنگي سياسي به نفع دولت آمريکاست تازگي ها يه بازي در مورد حمله آمريکا به تاسيسات هسته اي ايران به نام Iran Assault درست کرده. (لينک خبر از بازتاب)
توي اين بازي سربازاي آمريکايي ضمن حمله به تاسيسات هسته اي نطنز و کشتن نگهبانان يکي از مامورينشون که اونجا اسير شده هم نجات ميدن.
به نظر من اين قضيه اي نيست که بشه به اين راحتي ها ازش گذشت. در واقع اين شرکت آمريکايي با اين کارش داره ميزان علاقه مردم دنيا و به خصوص آمريکا براي حمله به ايران و همينطور ميزان حساسيت مردم ايران به اين قضيه رو مي سنجه.
بهترين کاري که ما فعلا مي تونيم انجام بديم اينه که اعتراض خودمونو به وسيله ايميل به اين شرکت و همچنين نهادهاي بين المللي اعلام کنيم. بيايد تا اين بازي رو از سايتشون حذف نکردن دست برنداريم! بيايد بهشون بفهمونيم که ايران با افغانستان يا عراق خيلي فرق داره که هر کاري خواستن بتونن توش انجام بدن!
به خدا اين قضيه از تغيير نام خليج فارس يا زير آب رفتن مقبره کورش خيلي مهم تره! اين بار ديگه پاي کل ايران در ميونه. ما که به اون قضايا اين قدر اهميت ميديم نبايد به اين مساله بي اهميت باشيم! لطفا از اين قضيه سرسري نگذريد! اگه مي تونيد لينک اين مطلب رو براي دوستاتون بفرستيد يا همين ايده رو توي وبلاگ هاتون مطرح کنيد!
ايميل شرکت : support@kumagames.com
لطفا ضمن امضای این اعتراضنامه یک ایمیل به این شرکت بزنید و توي ايميل ضمن اعتراض به ساختن بازي از شرکت بخواهيد که اونو از سايتش حذف کنه.
ما در این صفحه ( که آدرسش رو این زیر گذاشته ام ) در حال جمع آوری امضاهای ایرانیان در اعتراضی خطاب به مسئولان این شرکت هستیم . لطفا در صورت تمایل متن این اعتراض رو امضا کنید و اين اعتراض رو برای سایر دوستانتان نیز ارسال کنید!
http://www.persianpetition.com/send.aspx?id=b17bf44e-292e-40ed-9967-d151a2c093fb
Posted by motahari at | Comments (1)
خبري از انتخاب استاندار احتمالي همدان
یک منبع آگاه در دفتر وزیر کشور اعلام کرده است : انتخاب امیر محمد خانی به عنوان استاندار همدان قطعی شده است و وزیر کشور حکم وی را ظرف چند روز آینده امضاء می کند.
امير محمد خاني که از مدیران سازمان فرهنگی هنری و مدير مشاركتهاي مردمي شهرداري تهران است و گفته ميشود حمايت آبادگران ايران اسلامي را نيز با خود همراه دارد، داراي مدرك کارشناسی ارشد در رشته معماری است. ریاست حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی استان همدان و مدیریت فرهنگی دانشگاه شهید رجایی از جمله سوابق کاری امیر محمد خانی است.
وي تاكنون پروژه هاي متعددي در سطح ملي در زمينه عمراني و شهرسازي اجرا نموده و استاد دانشگاههاي نيز تهران بوده است.
شنيده ها حكايت از آن دارد كه شانس امير محمدخاني با توجه به ارتباط نزديك وي با تيم مشاوران احمدي نژاد و حضور وي در تيم شهرداري تهران بيشتر از رقبا ديگر است.
در همين ارتباط روزنامه توسعه و همين طور سايت نوانديش، آريا، سايت البرز، آفتاب نيوز و خبرگزاري مهرنيوز خبر از قوت گرفتن انتخاب محمدخاني در سمت استاندار همدان داشته اند.
از طرفي نگاه جوانگرايانه احمدي نژاد حكايت از آن دارد كه به احتمال زياد محمدخاني (كه در ميان رقباي ديگر از همه جوانتر است) گزينه مناسب تري براي تصدي پست استانداري باشد و به خصوص توجه و تمركز دولت احمدي نژاد بر انتخاب استانداراني عمراني به عنوان نمايندگان عالي دولت در استانها و قافله سالاران كاروان توسعه در استان مويد اين امر است.
ويرايش:
لينكهاي ديگري در اين زمينه:
خبر روزنامه قدس (6/7/84)
خبر روزنامه هموطن سلام (9/7/84)
Posted by motahari at | Comments (1)
اعتراض هستهاي
بمب گوگلي "خليج فارس" را همه يادشان هست. و اعتراض نامههايي كه باعث شده مجله نشنال جئوگرافيك از موضوع خود عقب نشيني كند و با معذرت خواهي نام خليج فارس را به درستي به كار ببرد.
اين بار هم همه با هم همت كنند و به "تلاش گسترده كشورهاي قدرتمند جهان براي محروم نگه داشتن ايران از دانش هستهاي اعتراض كنند.
Posted by motahari at | Comments (1)
دوباره درس و مشق شروع شد!
دوباره كلي تريپ كلاس و عينك و كيف و كتاب و پز و اين حرفها!!!
دوباره كلي سياسي بازي و فوق برنامه و كارهاي فرهنگي و اجتماعي و نشريه و ...
دوباره كلي شيطنت و رفيقبازي و جزوه ننوشتن و از ديگران گرفتن يا جزوه نوشتن و بعضيها!! را تحويل گرفتن و جزوه دادن!
خلاصه دوباره دانشجوري براي همه چيز غير از درس. جور همه چيز به غير از دانش جور بودن!
حسودي بعضيها كه درسشون تموم شد و حالا هي غصه دانشگاه را بخورند. حالا هي خودشان را بچسبانند به دانشگاه و خبرنگار دانشگاه بشوند و هي فرت و فرت از دانشگاه خبر بنويسند!! و زير آب فلان رئيس رو بزنند و گوني بهمان را بدهند گرده و تبليغ يكي ديگر را بكنند. كه چي؟ كه مثلا يك روز دانشگاه بودند!!
آره داداش! ما اينيم.
برم يه كم واسه خودم اسفند دود كنم چشمم نكنن اين حسودا...
راستي يك ماهي ميشه كه ننوشتم نه؟ دليلش بماند براي بعد!
Posted by motahari at | Comments (0)
