تست هوش

حالا كه داري اين مطلب رو مي‌خوني یادت باشه به خاطر این نیست که من فکر می کنم تو از من باهوش تری، OK؟
در ادامه این مطلب 4 تا سوأل هستش. باید اونها رو سریع جواب بدی. حق فکر کردن نداری، حالا بزار ببینیم، چقدر باهوش هستی.

آماده ای؟

ادامه مطلب رو كليك كن تا سوالات رو بگم.




برو پایین تر.....



سوأل اول :
فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟







پاسخ:
اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.

سعی کن تو سوأل دوم گند نزنی.
برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی.


سوأل دوم:
اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟








جواب:
اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون می خواهید سبقت بگیرید؟؟؟؟)

شما در این مورد خیلی خوب کار نمی کنید، نه؟

سوأل سوم:
ریاضیات فریبنده!!! این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید.






عدد 1000 رو فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید. 1000 تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟



به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است.
باور ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید.
مشخصتاً امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید. تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره!!!



پدر ماری، پنج تا دختر داره: 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono. اسم
پنجمی چیه؟






جواب: Nunu؟





نه! البته که نه. اسم دختر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید.

بابا ایول، مارو باش رو دیوار کی داریم یادگاری می نویسیم. آبرومونو بردی که بابا.
اینو برای امتحان اونهایی که فکر می کنید باهوشند ايميل كنيد.
--------

Posted by motahari at | Comments (5)

توليد تي شرت‌هاي ضد اسرائيلي

اتحاديه سازمان‌هاي غير دولتي حامي حقوق مردم فلسطين اقدام به توليد تي‌شرت‌هايي با مضمون تحريم كالاهاي صهيونيستي كرد.


--------

Posted by motahari at | Comments (0)

رفتی ولی از یاد ما هرگز نرفتی

درجاهليت قرن بيستم، نهضت تو بعثتي بود، براي كاشتن بذرايمان و اعتماد وآزادي واستقلال در ذهن و دل امت اسلام.
صدايت، فريادي بود، عليه بتهايي جديد ومشركان مدرن اين روزگار!
وكلامت، آيه هايي كه در حرا ي خودسازي، بردلت تابيده بود.
و پانزده خرداد، جلوه اي از فاصدغ بما تومر كه خشم طاغوتها را برانگيخت.
زنداني شدنت، دوران تلخ شعب ابي طالب بود.
و تبعيد تو و يارانت، هجرت به حبشه!
سالي كه مصطفايت را دادي، عام الحزن توبود.
وعزيمت به پاريس، هجرت مجددي بود كه در آنجا ياران مهاجر و انصارت در عقبه هاي هولناك، با تو تبعيت كردند.
امت درايران، انصار تو بودند كه نزول و آمدنت را به يثرب انقلاب ، انتظار مي كشيدند.
انتظار به سرآمد.
از ثنّيه الوداع مهرآباد، بدر سيمايت درافق ايران تابيد و در قبا ي بهشت زهرا، نماز عشق خواندي و هفتاد هزار شهيد گلگون كفن در آن روز به تو اقتدا كردند.
و... بدينگونه ولايت تو برمؤمنان، در شكل نظام اسلامي تحقق يافت و پيامت نافذ، وسخنت الفت آور و خانه ات قبله دلها شد.
مدينه انقلاب، پيام تو را به خارج ازمرزها صادر كرد.
قبايل و احزاب، براي خاموش ساختن اين نور، ائتلاف كردند. غزوات و سراياي تو آغازشد. ده سال از هجرت تا وفات، با منافقان درگير بودي، احبار و رهبان و اهل كتاب، كارشكني كردند. متحجران بي درد، دلت را خون ساختند.
پيام برائت تو، سوره توبه اين انقلاب بود و سالي كه آن جام زهر را دردمندانه سركشيدي و آخرين حرفهايت را درآن پيام شگفت گنجاندي، به ياد حجه الوداع افتاديم.
و... آه ازآن وصيتنامه كه كاش هرگز گشوده و خوانده نمي شد!
و درد از آن رنجنامه كه براي چندمين بار، ما را به ياد رنجهاي علي(عليه السلام)در حكميت و دردهاي امام مجتبي(عليه السلام) درصلح با معاويه انداخت و مظلوميت عترت را تجديد كرد.
اينك، ماييم و درد فراق و داغ هجران.
ماييم و رنج يتيمي و غم بي پناهي و اندوه بي پدري.
حسينيه جماران ، مسجد مدينه انقلابمان بود و امت تو مهاجران و انصاري بودند كه بارها با تو بيعت رضوان كرده بودند.
دريغا كه ديگر خطبه هاي رسول انقلاب، به گوش نمي رسد.
اينك، آن صندلي كه بر آن مي نشستي و موعظه مي كردي و رهنمود مي دادي، در فراق تو همچون ستون حنانه ناله سرمي دهد.
ديگر بلال پس از تو اذان عشق نمي گويد و سايه دستانت بر سر ما چتر نوراني نمي شود.
ما شيفتگان، پنجه نياز به شبكه ضريح كلامت مي افكنديم. پاي پنجره ولايت تو، دخيل مي بستيم. و ازكرامت تو، درد بيدردي خود را شفا مي گرفتيم.
حكومت اسلامي ما، زاييده جهاد اكبر تو بود. حوزه ها را جان دادي واسلام را درسطح جهان آبرو بخشيدي.
اي عزيز!... اي يوسف به سفررفته!
ما يعقوب وار، چشم انتظار فرج هستيم.
چه كنيمه پس از تو، غم، خانه اي جز دلهاي ما را سراغ نمي گيرد.
اماما!... ما غريب و دلسوخته ايم و همه چيز برايت عزادار است.
دستي كه تو را شستشو داد و كفن كرد و به خاك سپرد، شاعري كه در سوگ تو شعر سرود، خطّاطي كه نام تو را بر كتيبه هاي عزا نوشت، خطيبي كه در ياد بود تو منبر رفت، صفحه روزنامه اي كه در سوگ تو ويژه نامه منتشر ساخت، چاپخانه اي كه اعلاميه مجالس تو را چاپ كرد، نوجواناني كه سر كوچه ها، برايت حجله آراستند، اسيراني كه در زندانهاي بغداد، به اميد ديدار تو اسارت را تحمل مي كردند، همه و همه... درسوگ تو داغدار و دلشكسته و غمگين اند.
حتي آن قرآن كه روز و شب آن را تلاوت مي كردي، آن سجّاده كه سحرگاهان، خود را به پاي تو مي افكند و بوسه مي زد.
حسينيه جماران، جايگاه خالي تو، قلمي كه با آن، پيام مي نوشتي، شمدي كه روي پا مي انداختي،
چه غربت سوزناكي!...
اماما!... اين داغ، داغ جدايي است كه بر دلمان نشسته است،
اين سوز، سوز عشق است كه به آتشمان كشيده است، اين درد، درد فراق است كه بي تابمان كرده است.
دلي كه در سوگ تو نسوزد، دل نيست، پاره گوشتي بي خاصيت است.
چشمي كه در عزاي تو نگريد، چشم نيست، روزن بي روشنايي است.
اي روح قدسي!
اي جان جانها، اي جلوه آرمانها، اي عصاره پيدا و پنهانها!
سايه پرمهر الهي بودي كه بر سرمان سايه عزّت افكندي،
نوحي بودي، منجي ما در طوفانها،
ايوبي بودي، صبرآموز امت در بلاها،
يعقوبي بودي، الهام بخش شكيبايي در فراق يوسف هاي جهاد و شهادت.
ابراهيمي بودي، كه ما را آيين تبرداري و بت شكني آموختي و خود، تبرزن توحيد بودي و خليل حادثه انقلاب و فدا كننده اسماعيل در قربانگاه رضاي حق.
امامي بودي كه با امت عشقي متقابل داشتي،
رهبري بودي كه راه سعادت را به رهروان مي آموختي.
اي كوچ شبانه ات مصيبت عظمي! آيا براستي براي هميشه رفته ايه
خوشا به حال شهيدان كه در بهشت زهرا، همسايه ديوار به ديوار تواند.
اي امام!... اي نگين افتاده از انگشتر امت، اي جان رفته از پيكر ايران، اي گوهر در خاك نهفته، اي پدر شهيدان و فرزندان شهداء، اي سالار بسيجيان عاشق!
دريغ از پرچم پر سخاوت دستانت، كه ديگر از فراز جايگاهت در جماران، بر سرمان در اهتزار نيست.
اينك مرقد پاك تو، پناهگاه دلهاي داغدار و جانهاي بي قرار و چشمهاي اشكبار است و سخنانت، نه تنها در صحيفه نور بلكه در صفحه جان هر شيفته صادق و با معرفتي است كه قدر آن گوهرهاي تابناك را مي شناسد.
اي روح بلند خدايي! اي منادي اسلام ناب محمدي!
رحلت جانگدازت، روز رحلت پيامبر را در ذهنها تداعي كرد و شور دلدادگانت، كربلايي مجدد آفريد و غم رفتنت، عاشورايي برپا ساخت.
چرا نسوزيمه... كه هر سنگ سنگ اين سرزمين، هر برگ برگ درختان، هر ستاره و هر سپيده تو را به ياد ما مي آورد.
اماما!... اي كلامت موزون، اي پيامت ميزان،
اي حاضر عصر غيبت، اي بار يافته به حضور!
بعد از تو، خاطره محزون است
بعد از تو، خاطرمان خون است
بعد از تو، واژه تهيدست است
در سوگ تو عقل مجنون است
عجيب نيست كه خرداد داغ ما را در آن سوگ بزرگ تازه كند و همواره دست در دامن حسرت و غم داشته باشيم و در فراق تو، كه معجون عرفان و جهاد و آميخته اي از اشك و سلاح بودي، همچنان غمي سنگين و جاني غمگين داشته باشيم!
اما... شكر خدا كه وارثان خط امام با غروب خورشيد وجودت از افق ديدگان ما (نه از دلهايمان) به خورشيد ديگري روي آوردند و دست بيعت در دست ولايت نهادند و با پيشوايي از سلاسه پاكان و فرزندان فاطمه كه همان راه را ادامه مي دهد و به همان منهج و خط، رهبر است پيمان جان بستند.
و مگر جز اين روا بود، امت عاشق راه مردم همچنان به اسلام و انقلاب و ولايت فقيه، وفا دارند و ما، در سالگرد نيمه خرداد بار ديگر ياد تو را زنده مي داريم و عشق و ايمان خويش را نثارت مي كنيم.
اماما! از آن جهان، دلهاي داغدار ما را به دعاي خيري تسلابخش.
منبع: همشهري
--------

Posted by motahari at | Comments (0)

دو خبر كوتاه

- ديشب همزمان با پخش مصابه زنده احمدي نژاد از شبكه دو، برق بسياري از استان‌هاي كشور قطع شد! دولت گرماي هوا را در آن ساعت از شب علت اين اتفاق اعلام كرد!
- همچنين از اولين لحظه آقاي گفتگوي احمدي نژاد تا 2 ساعت بعد، sms تمام موبايل‌هاي ايران قطع شد.
--------

Posted by motahari at | Comments (0)

هي دنياي دوربين‌دارها!!


همدان که بودیم بر دیوارهای دانشگاه پلاکاردهایی با مضامین این شکلی زیاد پیدا می شد. من خیلی البته دوست داشتم در مورد همین یکی هم که شده در سالن اجتماعات حضور پیدا کنم و ببینم دوستان گرامی چه ربطی میان این دو مقوله می خواهند پیدا کنند.
منبع: (وبلاگ شرح)
ميگم ما تو همدان باشيم و يه بچه دوربين دار بياد از اينجا عكس بگيره و ببره تو ديار غربت بزنه تو وبلاگش...
آخه اين انصافه؟
--------

Posted by motahari at | Comments (0)

ثبت نام رياست جمهوري

اين ثبت نام رياست جمهوري هميشه حكايت‌هاي جالبي به همراه داره. آدم‌هاي مختلف و تفكرهاي و عقايد خاص و جالب براي رئيس جمهور شدن و يا هرقصد ديگه‌اي ثبت نام مي‌كنند و مي‌شوند سوژه كلي عكاس.
مثلا يكي كه شكل صدام بوده با كلاه شاپو رفته ثبت نام كرده و گفته اميدوارم چون شكل صدام هستم بهم راي بدم. عكس از ايسنا
يكي ديگه با لباس عربي رفته ثبت نام كنه و ادعا كرده اسم من مهدي موعوده. بيچاره به خاطر اين كه شناسنامه‌اش مخدوش بوده ازش ثبت نام نكردند و او هم تهديد كرد در صورت ثبت نكردن مي‌رود و ظهور مي‌كند، به خاطر همين هم دستگيرش كردند. عكس طرف!
يه خانمي ادعا كرده كه در زمان طاغوت عضو حزب رستاخيز بوده. سه دوره پيش هم ثبت نام كرده و رد شده.
يك پيرمرد 86 ساله كه ادعا كرده بود بنيانگذار تهران بوده گفته است كه 3 سلطان، 22 نخست وزير و 6 رئيس جمهور را تجربه كرده است.اين مرد 86 ساله كه مدعي است در سه دوره انتخابات تائيد صلاحيت شده، در پاسخ به سؤال خبرنگاري كه پرسيد چه طرحي براي فرآيند هسته‌اي ايران به ويژه كيك زرد و سانتريفيوژ داريد، گفت: اولاً من قنادي بلد نيستم تا كيك زرد درست كنم ولي سريع مشكلات هسته‌اي ايران را حل مي‌كنم و اين مسائل به خودم مربوط است و به شما ربطي ندارم.
پديده اولين روز ثبت نام داوطلبان نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، يك شير فروش تربت حيدريه‌اي بود كه مسير شهر خود تا تهران را شب گذشته پيموده وصبح زود خود را به وزارت كشور رساند.
گزارش تصويري از ثبت نام داوطلبان نهمين دوره رياست جمهوري:

تصاوير ديدني از اولين روز ثبت‌نام نامزدهاي رياست‌جمهوري (بازتاب)/گزارش تصويري/‌٢ /دومين روز ثبت نام انتخابات رياست جمهوري (ايسنا)/گزارش تصويري/‌٣ / دومين روز ثبت نام انتخابات رياست جمهوري (ايسنا)گزارش تصويري/‌١ / سومين روز ثبت نام انتخابات رياست جمهوري (ايسنا)/گزارش تصويري/‌٢ /سومين روز ثبت نام انتخابات رياست جمهوري (ايسنا)گزارش تصویری / اولین روز ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری -1گزارش تصویری / اولین روز ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری -2 گزارش تصویری / اولین روز ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری -3 گزارش تصویری / دومین روز ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری -1 گزارش تصویری / دومین روز ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری -2 گزارش تصویری / سومین روز ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری -1 گزارش تصویری / سومین روز ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری -2
--------

Posted by motahari at | Comments (0)

بمب گوگلي خليج فارس

آقا پس شما چه كار داريد مي‌كنيد؟ اين سايت خليج عربي arabian gulf چرا رفته تو رده دوم. سايت جشنواره خليج فارس هم راه‌اندازي شده بهتره تو اين سايت اعلام بشه باز هم رتبه اين سايت رو ببرند بالا.بهتره شما هم بريد اين سرچ رو انجام بديد و رو سايت http://www.arabian-gulf.info/ كليك كنيد.
--------

Posted by motahari at | Comments (1)

اختتاميه جشنواره


جشنواره دانشجويان بلاگر هم به پايان رسيد. همين!

من خيلي ارادت دارم!!

عكاس: علي اكبر عسگري - عكاس تنديس: ليلا شهمراد
وبلاگهاي برتر اين جشنواره را ببينيد.

Posted by motahari at | Comments (0)

توليد محتواي فارسي

با خودم فكر مي‌كنم براي بزرگ‌ترها چه قدر توليد محتواي فارسي اهميت‌ دارد كه كوچك‌ترها را تشويق به اينكار در وبلاگ‌هاي فارسي مي‌كنند؟ يا اين كه چرا اين قدر به اين موضوع اهميت مي‌دهند.
قبل از اين موضوع چند نمونه آماري از محتواي فارسي (طبق آمار گوگل) را مثال مي‌زنم:
كلمات زير را جستجو كردم و آماري آن به دست آمد.
مولانا 57600
سعدي 58200 - سعدی 17800 (دو جستجو اختلاف در ي و ی)
حافظ 296000
خب. چه طوره همين‌ها رو به انگليسي هم جستجو كنيم:
rumi: 683000
hafez: 439000
saadi: 775000

خب. حالا متوجه اهميت توليد محتواي فارسي شديد؟
به نظر من فقط يك دليل دارد كه بزرگ‌ترها به توليدمحتواي فارسي توسط وبلاگنويسان اهميت زيادي مي‌دهند و آن هم تنبلي آنهاست.
شما بگيد چند تا دايره المعارف جامع در اينترنت داريم. چند سايت جامع تفسير و شرح اشعار فارسي داريم. چند تا دايره المعارف مقالات فارسي زبان و پايان نامه‌ها و تزهاي دانشگاهي داريم؟
همه اينها از تنبلي دولت‌مردان ماست. وبلاگنويسان خيلي هنر كنند تعداد حروف و كلمات فارسي را زياد مي‌كنند. اما مطالب جامع و مستند و با سند و مدرك و رسمي را چه كسي بايد منتشر كند؟
--------

Posted by motahari at | Comments (0)

در حاشيه جشنواره - پايان هولناك خواستگاري در دانشگاه بوعلي‌سيناي همدان

صبح بيرون از سالن نمايشگاه جشنواره كلي خبر بود. كلي دانشجو جلوي در دانشگاه جمع شده بودند و به عدم وجود امنيت در دانشگاه و شكستن حرمت دانشگاه اعتراض داشتند.
قضيه از اين قرار بود كه يه پسره عاشق وقتي جواب رد از دختر همكلاس مورد علاقه‌اش شنيد قمه در آورد و طرف رو تو كلاس شل و پل كرد.
خبرگزاري ايسنا در اين مورد خبري منتشر كرد:
دانشجوي زبان و ادبيات فارسي دوره نيمه حضوري دانشكده ادبيات دانشگاه بوعلي سيناي همدان روز گذشته يكي از دختران همكلاسي خود را به ضرب چاقو شديدا مجروح كرد.
به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا به گفته دوستان «سپيده » دانشجوي مضروب، «مرتضي» دانشجوي ضارب، در پايان نيمسال تحصيلي گذشته به صورت مكتوب به وي پيشنهاد ازدواج داد و سپس همراه خانواده‌اش به خواستگاري «سپيده» رفت؛ اما وقتي با مخالفت پدر سپيده مواجه شد، در روز عاشورا به تنهايي به كرج رفت و با خانواده دختر تماس گرفت.
وي در زماني ديگر با پدر سپيده در مترو درگير شد و سپيده نيز تا مدتي از رفتن به دانشگاه خودداري كرد تا اين كه پنجشنبه 8 ارديبهشت مجددا راهي دانشگاه شد.
مرتضي، خواستگاري كه از رسيدن به سپيده نااميد شده بود، زمانيكه سرانجام او را در دانشگاه مشاهده كرد، پس از جر و بحث با وي چاقويي را از ميان كتابش درآورد و سپيده را از 14 ناحيه به شدت مضروب كرد.
با برخاستن صداي فرياد سپيده و مشاهده پيكر خونين او، برخي دوستانش به طرف مرتضي رفتند و وقتي با تهديد او مواجه شدند، صحنه را ترك كردند.
با اطلاع حراست دانشگاه و انتقال سپيده به بيمارستان، مرتضي نيز دستگير و حين برخورد و مقاومت در برابر حراست، دچار جراحت شده و به بيمارستان انتقال يافت و پس از درمان سرپايي تحويل مقامات قضايي داده شد .
گزارش خبرگار ايسنا حاكيست بر اثر اين حادثه يك چشم سپيده تخليه شده و اكنون وي تحت عمل جراحي قرار دارد.
لينك ايسنا
--------

Posted by motahari at | Comments (0)

عکسهايی از برگزاری افتتاحيه جشنواره وبلاگنويسان

ابطحی
دکتر غلامی رئيس دانشگاه
دکتر غلامی - ابطحی - جهانگرد
مغازه
سردبيران جشنواره
--------

Posted by motahari at | Comments (0)

صحبت‌هاي ابطحي در افتتاحيه جشنواره

مجري جلسه مي‌گويد محمد علي ابطحي كسي است كه مي‌خواهد در وبلاگش تنها «محمد علي ابطحي» باشد. او امروز بيش از هرچيز يك بلاگر است.
ابطحي به بالاي سن مي‌آيد و پشت ميكروفون بدون ميز مي‌ايستد و مي‌گويد: ما تا به حال ابعاد وجوديمان را اينگونه شفاف نشان نداده‌ايم! وي در حالي كه به خاطر بالا آمدن از چند پله سن نفس نفس مي‌زد مي‌گويد: اين جلسه براي من شاداب و پرنشاط است و احساس لذت مي‌كنم. من اگر چيزي مي‌نويسم يكي از صدها بلاگر مانند شما هستم. يك مسئول اگر بخواهد براي جامعه برنامه‌ريي كند بايد بفهمد جامعه چه مي‌خواهد و يكي از راه‌هاي آن ديدن وبلاگهاست.
ابطحي معتقد است وبلاگ‌ها يك تهديد نيستند و مي‌گويد: ما يك تهديد نيستيم و واقعيت اين است كه در فرهنگ سياسي كشور هنوز وبلاگ‌نويسان يك تهديد محسوب مي‌شوند و مشكلات زيادي را طي كرده‌اند تا امروز چنين اجتماعي را تشكيل دهند. ابطحي به عنوان يك بلاگر از همه وبلاگ‌نويسان تقدير مي‌كند و اظهار مي‌كند: من اوايل كه سايت را راه‌انداختم به طور جدي مي‌ترسيم اسم سايت را وبلاگ بگذارم اما امروز به جايي رسيده‌ايم كه كانديداهاي رياست جمهوري فهميده‌اند بايد وبلاگ بنويسند و سايت داشته باشند تا با جوانان ارتباط برقرار نمايند. اين گام بزرگي است كه به همت همه شما برداشته شده است. توصيه مي‌كنم سعي كنيد بيشتر بنويسيد و اين كار را جدي بگيريد و اين كار را براي فرصت‌هاي آرام نگذاريد.
(با تشكر از سركار خانم شهمراد در تهيه خبر)
--------

Posted by motahari at | Comments (0)

برگزاري افتتاحيه نخستين و سياسي‌ترين جشنواره دانشجويان وبلاگنويس

سلام!
امروز اولين جشنواره وبلاگنويسان دانشجو كليك نه كليد خورد. ساعت 5 تا 6 پذيرش بود. بعد از آن در سالن ابن سيناي اداره ارشاد هم افتتاحيه برگزار شد.
سخنران اول جلسه آقاي جهانگرد بود. جهانگرد رو كه خيلي‌ها مي‌شناسند. وزير احتمالي دكتر معين (در صورت پيروزي!). مهندس جهانگرد خيلي عالي و علمي صحبت كرد. در مورد وبلاگ، تاثير وبلاگنويسي و توليد محتواي فارسي در وب، اثر و نتايج آنها و كلي از اين حرفها كه الان فرصت نوشتنش نيست.
بعد از آن دبيران جشنواره با اجراي جالب برنامه (سخنراني به صورت جفتي!) به معرفي جشنواره و همين طور بيان دغدغه فكري برگزاري جشنواره پرداختند. ابتكار جالبي بود كه دو نفري به روي سن رفتن و به نوبت صحبت كردند.
بعد كليپي در مورد وبلاگنويسي نمايش داده شد كه خوب كاملا هويت جشنواره را در ارتباط با سياسي بودن يا نبودن جشنواره بيان مي‌كرد!! خلاصه پيام كليپ اين كه من مورد داشتم، همه بهم گير مي‌دادند، ديگه نمي‌تونستم و كاري از دستم بر نمي‌اومد، روزنامه رو تعطيل كرده بودند، به خاطر همين هم وبلاگ نوشتم. من وبلاگ مي‌نويسم پس هستم! البته از روي انتخاب داورها هم ميشه كاملا مشخص كرد كه جشنواره سياسي هست يا نيست!
دكتر غلامي رئيس دانشگاه بوعلي سينا سخنران بعدي مراسم بود كه صحبت كوتاهي داشت.
كليپ بعدي در مورد جناب ابطحي بود كه تبليغ و گذر به مطالب ايشان و همين طور در بين كليپ اشاره به بد و بيراه‌هاي ثنار شده به ابطحي و زنده باد مخالف من ابطحي و تعطيل شده اوركات و سانسور و كلي از اين مطالب باحال!!
بعد مجري از محمد علي ابطحي فارغ از همه مسئوليت‌هايش دعوت كرد به روي سن بياد. انصافا هم آقاي ابطحي سنگ تمام گذاشت و فضاي مفرحي براي افتتاحيه جشنواره ايجاد كرد. (فضاي مفرح را كساني متوجه مي‌شوند كه در حضور ايشان شرفياب شدند!) اين لحظات به اندازه كافي سوژه عكاسان حاضر در جلسه بود و حسابي از فرصت پيش آمده استفاده كردند. ايشان هم راجع به نمايش در آمدن ابعاد وجودي و سايز خود!! در مقابل جمعيت صحبت كردند و قس علي هذا. خلاصه جايي براي متلك انداختن ديگران به خودش نگذاشت.
اما جدا از همه اينها اجراي برنامه به خوبي و شايد بشود گفت در شان اولين جشنواره بود. بچه‌ها سعي خودشان را در ابتكار عمل به خرج داده بودند و ظاهرا هم حسابي خرج كرده بودند.
در حاشيه خبرها: هيئت اجرايي جشنواره از لباس متحدالشكل استفاده كرده بودند. همگي كت شلوار يك رنگ و خانم‌ها هم از مانتو و مقنعه يكرنگ استفاده كردند.
طبق شنيده‌هاي بنده بودجه جشنواره 35 ميليون تومان است. يكي از دوستان مي‌گفت قرار است به هركدام از بچه‌هاي اجرايي جشنواره نفري يك ميليون تومان بدهند. البته يكي ديگه هم مي‌گفت نفري 300 هزار تومان.
جناب محسن خسروي از بچه‌هاي انجمن كه به قول خودش نفر چهارم جشنواره بود كارت بزرگي كه هيئت اجرايي جشنواره از گردن خود آويزان كرده بودند رو داخل جيبش گذاشته بود. مي‌گفت من از اين سوسول‌بازي‌ها خوشم نمياد!
مراسم شام‌خوران در هتل وسط استخر عباس آباد برگزار شد و جناب ابطحي سوژه جالبي براي خبرنگار خبرگزاري ايسنا بود!! فكر كنم تا آخر شب خودشو بكشه.
sms: اين چند روزها وبلاگ رو از بلاگر به ام تي انتقال دادم. به خاطر همين هم هست كه كامنتها همه خاليه‌. بعضي از قالب‌هاي فرعي رو هم هنوز درست نكردم. اگر فرصت بشه همين روزها درست مي‌كنم.
--------

Posted by motahari at | Comments (0)

جشنواره دانشجويان وبلاگنويس

چند روز پيش رفتن دانشگاه بوعلي. سري به علي اكبر (سردبير ايسنا در همدان) زدم. باهم رفتيم دبيرخانه جشنواره دانشجويان وبلاگ‌نويس. اتفاقا جلوي در آقاي صفي‌آريان رو ديدم و سلام و احوال پرسي و از اين تعارف. جالبي مساله اينه كه دو تا آدم كه مي‌دونند زياد عقايد سياسي نزديك به همي ندارند ولي هردوتاشون (به نظر من) علاقه‌مند هستند باهم آشنا بشوند، چرا كه يك نقطه مشترك بينشان هست!
خوبه. بچه‌هاي زحمت‌كشي هستند. به عنوان اولين جشنواره بلاگرهاي دانشجو ابتكار جالبي بوده و اميدوارم موفق باشند.
به گفته دبير جشنواره از بين 1000 وبلاگ شركت كننده قرار 100 تا انتخاب بشوند و احتمالا اين صد نفر هستند كه به جشنواره و دانشگاه دعوت مي‌شوند.
دبير مي‌گفت تو وبلاگهاي سياسي بيشتر بچه حزب‌الهي‌ها شركت كردند و تصرف كردند اون قسمت رو. البته نظرش اين بود كه به دليل ناامن احساس كردن فضا، بلاگر‌هاي اون‌طرفي شركت قابل توجهي در اين بخش نداشتند.
ديگه اين كه از آماده نبودن امكانات و فضاي دانشگاه براي جشنواره گله كرد و گفت هنوز هم سعي بر اين داريم تا امكاناتمان را بيشتر كنيم تا حداقل بتوانيم نشريات الكترونيكي را هم دعوت كنيم.
توي ذهنم اولين روزهايي كه شروع به وبلاگ نويسي كردم را مرور مي‌كنم. دوراني بود... هي جواني..كجايي كه يادت بخير...
به هرحال اميدوارم شما رو تو جشنواره ببينم.
--------

Posted by motahari at | Comments (0)

و تنها چراها باقي مي مانند...

چرا سر كلاس حساب به ما ياد ندادند كه حساب هر دو دو تايي چهار تا نمي‌شود؟!
چرا سر كلاس املا به ما ياد ندادند مي‌شود بعضي كلمات را سرهمبندي كرد يا از هم جدا نوشت؟!
چرا سر كلاس ادبيات به ما الفباي سكوت را ياد ندادند؟!
چرا سر كلاس فيزيك به ما ياد ندادند براي هر عمل خوبي عكس العملي است نا مساوي با آن و در جهت خلاف آن؟!!!
چراها خيلي‌اند...
--------

Posted by motahari at | Comments (0)

انتظار

مدتي است كه توي ايستگاه اتوبوس نشسته ام.
وقتي از دور اتوبوس را مي بينم، بلند مي‌شوم، داخل اولين مغازه مي‌روم، چند سلام و سوال و...
وقتي مطمئن مي‌شوم اتوبوس رفته برمي‌گردم و سر جايم مي‌نشينم.
--------

Posted by motahari at | Comments (0)

spy agent

Spy agent يك نرم افزار جاسوسيه كه هم توي خونه و هم محل كار خيلي به درد ميخوره. اين نرم افزار تقزيبا از همه كارهائي كه در طول روز انجام ميشه گزارش ميگيره و گزارش ها رو هم جائي مخفي ميكنه تا وقتي كه مدير سيستم اونها رو بررسي كنه. به كمك اين نرم افزار ميتونيد سايت ها و نرم افزارهاي مختلف رو هم فيلتر كنيد. امنيتش هم خيلي بالاست و كاملا مخفيانه عمل ميكنه. هيچ كاربري غير از شما نميتونه اون رو غير فعال كنه يا حذف كنه. اينم يه قسمت از متن كتاب با جرح و تعديل:
Spy agent مي تواند از تمام فعاليت هاي انجام شده در كامپيوتر گزارش گيري كند. كافي است اين برنامه را فعال كنيد تا از همه سايت هاي ديده شده ، نرم افزار هاي اجرا شده ، محتواي چت ها ، فايل هاي پرينت شده و خلاصه همه فعاليت هاي انجام شده گزارش بگيرد و در اختيار شما قرار دهد. همچنين به كمك Spy agent مي توانيد سايت ها و نرم افزار هاي مورد نظرتان را فيلتر كنيد و از ديده شدن يا اجراي آنها جلوگيري كنيد. در اينجا ليستي از توانائي هاي اين نرم افزار را در اينجا مي بينيد:
گزارش گيري از دكمه هاي تايپ شده در صفحه كليد
گزارش گيري از پنجره هاي باز شده در ويندوز
گزارش گيري از نرم افزار هاي اجرا شده
گرفتن snapshot از صفحه نمايش با زمان بندي دلخواه شما
گزارش گيري از clipboard يا حافظه موقت
گزارش گيري از فايلهاي متني خوانده شده
گزارش گيري از اي ميل هاي ارسال و دريافت شده
گزارش گيري از اتصال به اينترنت
گزارش گيري از سايت هاي ديده شده
گزارش گيري از چت ها
فيلتر كردن سايت‌هاي نا مناسب
فيلتر كردن نرم افزارهاي مورد نظر شما
قفل كردن كامپيوتر در ساعات خاصي از روز
توانائي ارسال همه گزارشات به اي ميل شما
خود نرم افزار و كركش رو مي تونيد از اينجا بگيريد.
منبع: رسانه
--------

Posted by motahari at | Comments (0)

ثبت رسمی دامنه‌های فارسي

ثبت دامنه‌ی اینترنتی فارسی در این دوره رایگان است. دامنه‌های ثبت شده در این دوره تا پایان مرداد ماه ۱۳۸۴ قابل استفاده‌اند، ولی بدون استثناء در آن تاریخ لغو خواهند شد. حفظ دامنه‌های ثبت شده در دوره‌ی آزمایشی پس از این دوره فقط به طور محدود و تحت شرایطی که در ‌دوره‌ی رسمی ثبت دامنه‌های فارسی درج شده است میسر خواهد بود.
هدف از اجرای دوره آزمایشی، یافتن اشکالات احتمالی سامانه‌ی جدید دامنه‌های فارسی، آگاهی از نظرات استفاده‌کنندگان، و مقایسه‌ی استقبال از دامنه‌های مرتبه‌ی دوم پیشنهادی است. با این حال برای ایجاد انگیزه‌ی مشارکت در دوره‌ی آزمایشی، اولویت‌هایی برای شرکت کنندگان در این دوره در نظر گرفته شده است. شرکت کنندگان در دوره‌ی آزمایشی خواهند توانست در مرحله‌ی دوم ثبت رسمی دامنه‌های فارسی، قبل از عرضه‌ی عمومی ثبت دامنه‌های فارسی، اقدام به ثبت دامنه کنند.
پس از دوره‌ی آزمایشی، پیش‌بینی می‌شود که ثبت رسمی دامنه‌های اینترنتی فارسی در سه مرحله انجام شود:

مرحله‌ی اول: به مدت ۴۵ روز مخصوص اشخاص حقوقی، شرکت‌ها، سازمانهای دولتی و رسمی، و سایر مؤسساتی که نسبت به نام دامنه‌ای حقوق ثبتی دارند.

مرحله‌ی دوم: به مدت ۱۵ روز برای شرکت کنندگان در دوره‌ی آزمایشی. در پنج روز اول این مرحله، شرکت‌کنندگان در دوره‌ی آزمایشی می‌توانند حداکثر تا ۵ دامنه از دامنه‌هایی را که در دوره‌ی آزمایشی ثبت کرده بودند، رسماً ثبت کنند مشروط بر این که:

۱. پسوند مورد استفاده در دوره‌ی رسمی ارائه شده باشد.

۲. دامنه در مرحله‌ی اول دوره‌ی رسمی توسط دیگری ثبت نشده باشد.

۳. چنانچه دامنه تحت پسوندی به جز ایران است، باید مدارک لازم ارائه شود. (برای اطلاعات بیشتر به دامنه‌های مرتبه‌ی دوم مراجعه کنید).

۴. دامنه نباید جزو اسامی ممنوع یا محدودشده باشد.

دامنه‌های مرتبه‌ی دوم

ایران: عمومی. محدودیتی جز عدم استفاده از اسامی ممنوع و محدودشده ندارد.

آموزشی: آموزشگاه‌ها، مدارس، مهدکودک‌ها، ...

پزشکی: بیمارستان‌ها، مطب‌ها، داروخانه‌ها، آزمایشگاه‌های پزشکی و رادیولوژی، ...

تفریحی: سینماها، تئاترها، پارک‌ها، اماکن تفریحی مجاز، ...

دولتی: سازمانهای رسمی دولتی

دینی: نهادهای رسمی دینی مانند مساجد، معابد رسمی، حسینیه‌ها، ...

رسا: ارائه‌کنندگان رسمی خدمات اینترنتی

سازمان: سازمانهای غیر انتفاعی، بین‌المللی، انجمن‌های علمی، ...

شخصی: نام و نام خانوادگی شخص متقاضی

شرکت: دارندگان مجوز رسمی شرکت (ثبت‌شده)، تجارتخانه، ...

فروشگاه: فروشگاه‌های دارای مجوز

علمی: دانشگاه‌ها، مؤسسات آموزش عالی ارائه‌کننده‌ی مدرک کاردانی به بالا، پژوهشگاه‌ها، و مراکز تحقیقاتی دارای مجوز

فرهنگی: مؤسسات، انجمن‌ها، و سایر تشکل‌های فرهنگی و هنری

نشریه: نشریات دارای مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

ورزشی: باشگاه‌ها، سازمان‌ها، و تشکیلات ورزشی

دوستان علاقه مندي كه آشنايي با ثبت دامنه فارسي ندارند مي توانند با ارسال ايميل به من دامنه را برايشان ثبت كنم.
--------

Posted by motahari at | Comments (0)

انقلاب پنج ضلعي

مهندس عليرضا مازوچي؛ مدير کل مدير پشتيباني و هماهنگي اينترنت و اينترانت سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، و مدير اينترنت و انفورماتيک بسيج سازمان صدا و سيما:
به اعتقاد اينجانب براي گسترش انديشه انقلاب اسلامي ايران در دنيايي که نماد کامل و بارز دهکده جهاني است، لازم است راهکارهاي ذيل دنبال شود:
1- حضور فعال، متعامل و اثرگذار نيروهاي مخلص، متعهد و متخصص در بحث ها، ارتباطات و تعاملات اينترنتي مانند: حضور فعال و کارآمد در فروم ها (forums)، چت روم ها (chat rooms) و گروههاي ياهو و گوگل و شرکت فعال در نظرسنجي ها و ارائه پيشنهادات و انتقادات ارزشمند.
2- سعي دولت در ارائه اينترانت ملي و تقويت آن در کنار اينترنت جهاني از طريق اقتصادي کردن و جذاب کردن شبکه ملي، ارائه خدمات شهري و کارا کردن اينترانت ملي با سياست هاي حمايتي.
3- حمايت هاي مستقيم و غيرمستقيم از تشکل هاي ارزشي غير دولتي توسط سازمانها و نهادهاي دولتي در زمينه توليد محتوا بر روي اينترنت و اينترانت.
4- ايجاد وب سايتها و فضاي ارتباطاتي کنترل شده براي سطوح مختلف از نيروهاي ارزشي گرفته تا کاربر عادي، و تعريف سطوح دسترسي و عضوگيري از روش دعوت اعضا مانند Gmail و orkut .
5- ايجاد زمينه و پشتيباني براي حضور نخبگان ارزشي به گونه اي اثرگذار، کارآمد و خلاق، در راستاي حمايت از تشکلهاي غيردولتي و استفاده از توان و خلاقيت آنان در راهبري توليد محتوا، تقويت اينترانت ملي و افزايش مخاطبين و جذابيت، کشف افق هاي جديد و کارا و کمک به رشد و توسعه نقش کليدي نيروهاي ارزشي.
منبع: ارتباطات
--------

Posted by motahari at | Comments (0)

احمقترين انسانهاي زمين

احمقترين انسانهاي زمين تو آمريكا هستند ، بابا ديگه چيزي كه عيان است چه حاجت به بيان است از همين پرزيدنت جرج دبليو سي بوش بگير برو جلو ، ميگي نه ؟ حالا الان بهت ثابت ميكنم ، البته فقط چندتا مثال اگه بخوام از حماقت اين ملت بگم كه بايد بگم مولانا بياد يه مثنوي ديگه بنويسه ، بيشين گوش گن ببين چي ميگم پس ...
فقط تو آمريكا ميتوني ببيني كه هنوز و در همين لحظه خيليها نميدونن آمريكا با عراق جنگيده و ... اصلا وقتي بگي ميگن عراق چي چي هست ؟؟!!!
فقط تو آمريكا ميتوني ببيني كه آب از بنزين گرونتره !
فقط تو آمريكا ميتوني ببيني كه يه دختر هفده سالگي حامله ميشه ، هجده سالگل ميزاد ، بيست سالگي ازدواج ميكنه و بيست و دو سالگي هم طلاق ميگيره !
فقط تو آمريكا ميبيني كه پيتزا تلفني سريع تر از امبولانس برسه !
فقط تو آمريكا ميتوني ببيني كه دو تا چيز مجاني باشه يكي كبريت يكي هم خانم ! ( البته اين يكي خوب بد نيست حالا ميشه يه كاريش كرد )
فقط تو آمريكا ميتوني ببيني كه يه جنسي روش زده باشه دو دلار بعد پشت جعبش نوشته باشه سه دلار تخفيف !
فقط تو آمريكا ميتونين ببينين كه روي جعبه لباس مرد عنكبوتي كه براي بچهاست نوشته باشه : اخطار : اين لباس قدرت پرواز نميدهد !! خوب اگه ننويسن كه ملت ميپوشن و باهاش از پشت بوم ميپرن پايين !!
فقط تو آمريكا ميبينين كه رو كيوسك تلفن نوشته باشه بستن زرافه در اين مكان غير قانونيست !!!
فقط تو آمريكا ميتونين ببينين كه جلوي درياچه تابلو زده باشه كه با كاپشن وارد آب نشويد !
فقط تو امريكا ميتونين ببينين كه يكي از قوانين كتاب ايين نامه رانندگي بدين مضمون ميباشد كه : رعايت نكردن قانون خلاف قانون است !! ( فكر كنم خيلي روي اين مساله فكر كردن تا به اين نتيجه رسيدن )
فقط تو آمريكا ميتونين ببينين كه كسي نام چهار تا كشور رو بيشتر بلد نباشه البته اين در صورتيست كه دبيرستان رو تموم كرده باشه وگرنه فكر ميكنه همه دنيا دو تا كشوره يكي آمريكا يكي هم مكزيك !
فقط تو آمريكا ميتونين ببينين كه پرزيدنت وقتي ازش ميپرسن اسپلينگ سيب زميني رو بگو مثل خر تو گل بمونه !
فقط تو آمريكا ميبينين كه جلوي پيست اسكيت پاركينگ مخصوص معلولين داره !
فقط تو آمريكا .... بابا بيخيال از اين فقط تو آمريكاها زياده گفتم كه يه مثنويه حالا اگه زيادي حال كردين از اين به بعد يه بيست ، سي تاشو مينويسم ، فكر كردن هم نميخواد بسيار هم كار راحتيست ولي ميدونين ناپلئون يه جمله اي داره كه " آن چيزي كه حدي ندارد خريت است " و با يك دقيقه نگاه كردن به چشمان پرزيدنت جرج ذبليو سي بوش واقعا به درستي اين جمله پي ميبريد ، به قول يكي از بچه ها فكر ميكنين بوش براي چي هي به عراق خورد خورد فرصت ميداد ، اول بيست و چهار ساعت بعد چهل و هشت ساعت دوباره بيست و چهار ساعت ، خوب اين بوش بنده خدا ميخواسته دو هفته وقت بده ولي بلد نبوده مجبور بوده خورد خورد با صدام حساب كنه كه با انگشتاش بتونه بشماره .
منبع: وبگرديهاي يك انديشمند
--------

Posted by motahari at | Comments (0)

فركانس خميني و پديده رزونانس

فيزيكيها يك قانون دارند كه مي گويد هروقت دو تا سيم كشيده شده را كنار هم و بدون هيچگونه ارتباطي با هم قرار دهيد و يكي از اين سيم ها را مرتعش كنيد، سيم بغل دستي هم شروع مي كند به نوسان! هر چقدر فركانس لق لق زدن اولي بيشتر باشد، سيم دومي هم تندتر فك مي زند. اگر اشتباه نكنم اسم اين قانون هم پديده تشديدي رزونانس است!نمي دانم چرا دوست دارم اين پديده فيزيكي را تعميم اش بدهم روي دنياي آدمها. آدمهايي كه فركانس اكتيو بودنشان مي تواند بدون سيم ربط و دنگ وفنگ، پخش شود در هوا، در فضا، در دنيا و تار دل چهارنفر ديگر راهم ببرد روي ويبره!يعني يكجورهايي مي توانند در زمان و در اتمسفر دور و بر «طنين» ايجاد كنند، تكان ايجاد كنند، موج بياندازند.بعد اين خودش مي شود يك معيار براي مشخص كردن مولارتيه قدرت و انرژي يك آدم!تاريخ را كه ورق بزني، چشمت روي اسم هايي گير مي كند كه مي داني نمي تواني به راحتي بي خيالشان شوي. نمي تواني زيرلب بگويي اين نيز بگذرد، اسمهايي كه ساده نبودند و ساده نرفتند.هيتلر، مائو، كيم ايل سونگ، استالين، چگوارا، گاندي، ماندلا، صدام، كاسترو و ... و...
بقيه اش رو هم مي خواي بخوني، خب كليك كن!


صادق مهدي غفراني
--------

Posted by motahari at | Comments (0)

حامی کداميک هستيد؟

فكر مي‌كنيد شركت‌هايي صهيونيستي كه شما از محصولات آنها استفاده مي‌كنيد كدام‌اند؟

در ذيل تعدادي از اين شركتها كه حامي صهيونيست هستند را معرفي مي‌كنيم.
توضيحي كوتاه قبل از معرفي:
جوبيلي (Jubilee) جايزه ويژه‌اي است كه دولت اسرائيل براي قدرداني از افراد و شركت‌هايي كه به خاطر سرمايه‌گذاري و روابط تجاريشان موجب تقويت اقتصاد اسرائيل مي‌شوند اهدا مي‌كند.


Cocacola
محصولات و شركتهاي وابسته:
Coca-Cola, Dr Pepper, Fnta, Fruitopia, Kia ora, Litt, Sprite, Sunkist, Schweppes
توضيحات:
در حال 1997، نماينده دولت اسرائيل از اين شركت به دليل حمايت مستمر از رژيم صهيونيستي در 30 سال گذشته و امتناع از پذيرفتن تحريم اتحاديه عرب قدرداني نمود.
اين شركت ضمن حمايت آشكار و مستمر از دولت اسرائيل، اعلام كرده بود كه حاضر است چندين ميليارد دلار براي سقوط نظام جمهوري اسلامي نيز سرمايه‌گذاري كند.

Sara Lee
توليدات و شركت‌هاي وابسته:
(توليد پوشاك Hanes)، (توليد گوشت Farm Hillshire)، (توليد پوشاك Playtex)، (توليد لباس ورزشي Champion)، (توليد جوراب Leggs) (توليد قهوه Douwe Egberts)، (توليد گوشت Bryan)، (توليد قهوه Pilao)، (توليد چاي Pickwick)
توضيحات:
اين شركت مالك 30 درصد از سهام كارخانه‌هاي توليد پوشاك (Delta Galil مهم‌ترين شركت نساجي در اسرائيل) است. Sara Lee يكي از بزرگ‌ترين توليد كنندگان پوشاك در جهان است. در سال 1998، نتانياهو جايزه جوبيلي را به اين شركت اعطا كرد.

MARKS & SPENCER
توليدات و شركت‌هاي وابسته:
M&S Stores, St. Michaels
توضيحات:
اين شركت در بدو تاسيس ارتباط نزديكي با صهيونيسم داشته است. يكي از اهداف اصلي M&S كمك به توسعه اقتصادي اسرائيل است.
M&S همه ساله حدود 233 ميليون دلار به اسرائيل كمك مي‌كند. بنا بر گزارش JTA سفير اسراديل در انگليس اخيرا از M&S به دليل حمايتهاي مستمرش از اسرائيل قدرداني نموده است.
شركت مذكور در سال 1998 جايزه جوبيلي، مهمترين جايزه اقتصادي دولت اسرائيل را دريافت كرد.

NESTLE
شركت توليد محصولات غذايي
توليدات و شركت‌هاي وابسته:
Smarties, Polo, Aero, Lion, After Eight, Perrier, Vittle, Lippy's Milkybar, Kitkat, Nescafe
توضيحات:
اين شركت سوئيسي كه توليد كننده محصولات غذايي مي‌باشد، مالك 1/50 درصد شركت توليد محصولات غذايي Osem Investment مي‌باشد. در سال 2000 Nestle اعلام كرد براي راه‌اندازي مركز جديد در اسرائيل ميليون‌ها دلار سرمايه‌گذاري خواهد كرد.
اين شركت در سال 1998 جايزه جوبيلي را دريافت كرد.

INTEL
توليدات و شركتهاي وابسته:
Processors, Celeron, Pentoum, Itanium, Motherboarde, Chipsets, Adapters, Controllers, Network Products, Wireless Components, Embeded, Products, Software Development Tools
توضيحات:
Intel توليد كننده قطعات الكترونيكي و كامپيوتري و يكي از بزرگ‌ترين حاميان اسرائيل است. نخستين دفتر اين شركت خارج از امريكا، در سال 1974 در حيفا شروع به كار كرد. از آن زمان تاكنون Intel سرمايه گذاري‌هاي كلاني در اسراديل نموده است. در سال 2000 اين شركت بيش از 4000 اسرائيلي را به استخدام خود درآورد. مدير اين مجموعه اعلام كرده است كه 1/6 ميليارد دلار در اسرائيل سرمايه‌گذاري خواهد كرد.

DELTA
GALIL INDUSTRIES LTD.
توليدات و شركت‌هاي وابسته:
فروشگاه زنجيره‌اي Marks & Spencer
عرضه كننده پوشاك Hema
پوشاك و جوراب زنانه، مردانه Carrefour
توضيحات:
Delta Galil بزرگ‌ترين توليد كننده و عرضه كننده پوشاك و پارچه در اسرائيل و يكي از توليد كنندگان بزرگ لباس در جهان است. رئيس اين شركت از دوستان نزديك و حاميان ايهود باراك نخست وزير سابق اسرائيل است. نصف فروش Delta به M&S اختصاص مي‌يابد. مركز رسيدگي به حقوق كارگران، Delta را به دليل استثمار كارگران عرب تقبيح نموده است.

McDonald's

Marlboro

ESTEE LAUDER

Disney

Timeberland

REVLON

Kotek

Hugo Boss

Calvin Klein

TOMMY HILFIGER

LOREAL

GARNIER

AOL

--------

Posted by motahari at | Comments (2)

عيدتان مبارک...

ای عاشقان ای عاشقان دل را چراغانی کنيد
ای می فروشان شهر را انگور مهمانی کنيد
معشوق من بگشوده در روی گدای خانه اش
تا سر کشم من جرعه ای از ساغر و پيمانه اش

بزم است و رقص است و طرب مطرب نوايی ساز کن
در مقدم او بهترين تصنيف را آواز کن
مجنون بوی ليلی ام در کوی او جايم کنيد
همچون غلام خانه اش زنجير در پايم کنيد

ای عاشقان ای عاشقان دل را چراغانی کنيد
ای می فروشان شهر را انگور مهمانی کنيد
معشوق من بگشوده در روی گدای خانه اش
تا سر کشم من جرعه ای از ساغر و پيمانه اش


--------

Posted by motahari at | Comments (0)

دنياي IT كودكان

دوست دارم مرتبا ايميل‌هايم را چك كنم، به راديو گوش بدهم و آشپزي كنم. در نتيجه كامپيوترم بيشتر وقت‌ها در آشپزخانه است و بازهم در نتيجه پسر دو ساله‌ام مرتبا دست‌هاي كثيف‌اش را به آن مي‌زند. خوشبختانه برخي سازندگان مكينتاش نيز همين مشكلات را با بچه‌هاي خودشان داشتند، در نتيجه براي سرگرمي آنها هم فكرهايي كرده‌اند.
برنامه مورد علاقه پسرم پارسال بي بي بنگر (baby banger)، برنامه كوچك با مزه‌اي بود كه نمي‌گذاشت بچه‌ها به برنامه‌هاي مهم روي صفحه نمايش كامپيوتر دسترسي پيدا كنند تا بتوانند خرابكاري كنند. او مي‌توانست هر چه قدر كه دلش مي‌خواست روي صفحه كليد بزند و با زدن هر كليد، يك شكل رنگي روي صفحه ظاهر مي‌شد و صدايي نيز مي‌داد. آن قدر با اين برنامه بازي كرد كه كم كم از آن خسته شد و بازي ديگري خواست.
آلفا بي بي (Alpha baby) هم چيزي شبيه به آن است، آن قدر كه پسر كوچكم فكر كرده بود همان بي بي بنگر است. فقط كمي شكل به آن اضافه شده است، حروف را مانند اشكال پرينت مي‌كند، و وقتي كليد موس را مي‌زنند ستاره‌هاي با مزه‌اي روي صفحه نمايش پخش مي‌شوند.
اين بازي براي بچه‌هاي كمي بزرگ‌تر هم كه تازه مي‌خواهند الفبا ياد بگيرند مناسب است. اگر كمي هم پيشرفته‌تر باشند مي‌توانند از كيدز پلي (kidsplay) استفاده كنند.
وقتي پسرم با تاكس پينت (tux paint) بازي مي‌كزد خيلي از آن لذت مي‌برد، چون اين بازي مخصوص بچه‌هاي بزرگ‌تر است كه مي‌دانند چه طور با ماوس كار كنند. در اين حالت بچه‌ها خيلي از آن لذت مي‌برند و اصلا از آن نمي‌ترسند. بچه‌ها دوست دارند نيم ساعت يا بيشتر از وقت‌شان را با اين برنامه ساده بازي كنند و ظاهر آن آن قدر ساده است كه حتي يك نوجوان هم اگر مراقب آنها باشد كافي است.
حتي بچه‌هاي كمي بزرگ‌تر هم از كار كردن با اوكي‌رايتر (Okwriter) براي نوشتن يك داستان يا شعر و يا حتي بازي در محيط چند رسانه‌اي كيدويجت (Kidwidget) لذت مي‌برند.
براي اين كه نحوه استفاده از اينترنت را به بچه‌هاي كوچك ياد بدهيد مي‌توانيد از يك برنامه سرويس دهنده ايميل مخصوص بچه‌ها به نام كيدزميل (Kidzmail) استفاده كنيد. اين برناخه جلوي نامه‌هاي هرز را مي‌گيرد. (مي‌توان آن را طوري تنظيم كرد كه فقط از آدرس‌هاي به خصوصي ايميل دريافت كند) و يك ظاهر بسيار ساده‌اي دارد. يك جستجوگر ديگر نيز به نام كيدزبرازر (Kidzbrowser3) هست كه از موتور جستجوي سايت سفري (safari engine) استفاده مي‌كند و ميزباني با خصوصيات ويژه دارد.
در اينجا مساله‌اي وجود دارد كه عده‌اي عقيده دارند بايد به بچه‌ها از همان كودكي ياد دارد چطور با نرم‌افزارهاي مخصوص بزرگسالان كار كنند تا با نحوه كار كرد برنامه‌هاي پيچيده‌تر آشنا شوند و من نيز تا حدودي با آن موافقم. اما براي اين كه به بچه‌هاي خيلي كوچك ياد بدهيم كه يك كامپيوتر چگونه كار مي‌كند و اين كه چرا بايد با سخت‌افزارها با احتياط رفتار كنند و از يك نرم‌افزار به عنوان يك ابزار استفاده كنند، اين برنامه‌هاي مخصوص كودكان نقطه شروعي خوبي به حساب مي‌آيد.
منبع: عصر ارتباط

sms: مي گن مغز انسان مثله چتر نجات مي مونه وقتي كه باز مي شه تازه كارش رو شروع مي كنه.
--------

Posted by motahari at | Comments (0)

يدالله فوق ايديهم

در حالي كه‎‎‎‎ در منطقـه فـاجعـه‌زده «آچه»‎‎ زمين‌لرزه و سونامي‎ شهرهاي‎‎ زيـادي را از صفحه‎‎ زمين‎ پاك‎ كرده است‎ منابع‎ خبري‎ از برپاماندن‎‎ مساجد اين منطقه‎ حكايت‎ مي‎ كنند.
خبرگزاري فــرانـســه گزارش داد، در روستـاي كاجو كه صدها خانه بـه طور كـلـي ويران شـده است مسجد روستا به طور معجـزه آسايي سالـم مانده است.
آب‎ دور تادور مسجد را فراگرفته‎ امـا حتي‎ يك‎ قطره‎‎ آب‎ در پلكان‎‎ آن نفوذ نـكـرده است‎.
شبكه‌هاي‎‎ مختلف‎ تلويزيـون‎ انـدونـزي نيــز سـخنـان‎ چنـد نفــر از نـجــات‎‌يـافتـگـان‎ سونـامـي‎ را پخش‎ كرده‎‌اند كه نجات‎ خــود را مـديـون‎ مسجدهايي‎‎ مي‌دانند كه‎‎‎ در آنها پناه گرفتـه بودند.
دو خبـرنگــار خبــرگــزاري‎ رسـمــي‎ «انتــاراي»‎‎ اندونزي نيـز از مـعجـزه‎ سالـم‎ ماندن‎‎ ساختمـان مسجد منطقه‎‎‎ فاجعه ديـده و ويران‎ شده‎‎ ملابـو خبر داده‌اند.
در منطقه‎‎‌اي‎ كه اين‎ مسجد واقـع‎ اسـت،‎ همـه‎ ساختمان‌ها حتـي‎ سـاخـتمــان‎ سـتــاد ارتـش‎ و خوابگاه‌هاي‎ پليس‎، كاملا ويران‎ شـده‎ و تـنهـا مسجد پا بر جا مانده‎ است‎.
عكس‌هايي‎ كه‎‎ خبرگزاري‎ فرانسه از اين‎‎ منطقه‎‎ كه دسترسي‎‎ زميني بـدان مـقـدور نيست‎‎ منـتشـر كرده‎ است، نشان‎ مي‎‌دهد مساجد تنهـا مــاننــد لكـه‎ هـاي‎ سـفيـد رنـگ‎ و ساختمانهايي‎ هستند كه‎‎ در ميــان‎ انـبــوه گـل‎ و لاي‎ و ويـرانـه‎‎‌هـا سربـرافـراشـتـه‌اند.
در منـطقـه‎ «پـاسـي‎ لــهـــوك»‎ در 20 كيلومتري‎‎ شرق‎ شهر سيگلي‎ در بخش‎ پـيـدي دو مسجد در سـاحـل‎ دريا سالم‎ مانـده‎‌انـد در حالي كه‎‎ خانه‌هـاي‎ اطراف‎ آن‎‎ هـمگـي‎ ويـران شده‎‌اند.
اين‎ دو مسجد يكي‎‎ قديمـي و بـا چــوب‎ سـاختـه‎‎‎ شده و ديگري‎ كـه جـديـد اسـت‎ بـا بتـون‎ احـداث شده‎‎ است‎ و هر دو سالم‎ مانده‌اند و حـدود يك‎ صد نفراز ساكنان‎ روسـتـا با پناه‎‎ بردن‎‎ به اين دو مسجد از مرگ‎ نجات‎ يافته‎‌اند.

--------

Posted by motahari at | Comments (0)

بوقهاي كامپيوتر!

گاهي مواقع سيستم شما ممكن است ايراد پيدا كند و بالا نيايد!! معمولا در اين طور موارد اگر ايراد قابل شناسايي توسط دستگاه باشد با بوقهايي اين خطاها را به شما گزارش مي دهد.
پيامهاي خطاي صوتي هنگام بوت شدن رايانه كه در شناسايي ايراد سيستم بسيار گره گشا مي باشند:



عدم وجود صوت قطع منبع تغذيه
سوت ممتد اشكال در منبع تغذيه
سوتهاي كوتاه‌بسيار اشكال در بورد اصلي
1 سوت بلند تازه سازي رم
1 بلند- 1 كوتاه ايراد در برد اصلي يا رام بيسيك
1 بلند- 2 كوتاه خطاي كارت ويدئ
1 بلند- 3 كوتاه خطاي كارت گرافيك
2 بلند- 1 كوتاه خطاي همزماني كارت مانيتور
 2 كوتاه چك سام نادرست حافظه
3 كوتاه خطا در 64 كيلوبايت اول حافظه
4 كوتاه عيب در تايمر
5 كوتاه مشكل در پردازنده يا رم ويدئو
6 كوتاه خطا در پردازنده كي برد
7 كوتاه تنظيم حالت پردازنده مجازي
8 كوتاه خطا در نوشتن نادرست در رم ويدئو
9 كوتاه چك سام نادرست رام بايوس

تهيه: حسن كريمي تبار
بهتره از اين به بعد سعي كنيد كم كم مهندس كامپيوتر خودتان هم بشويد!

sms: اندر آداب گاز زدن سيب!!!
شکسپير مي گه:
اگر يك سيب رو گاز زدي و با يك كرم كامل و تپل مپل و خوشگل برخورد كردي اصلا ناراحت نشو، بلكه موقعي ناراحت شو كه بعد از گاز زدن سيبت با يك كرم نصفه و آش و لاش برخورد كردي!!
--------

Posted by motahari at | Comments (0)

امواج تسونامي: نشان قدرت الهي

زلزله تسونامي و امواج سهمگين آن در كشورهاي آسياي جنوب شرق از جمله آيات الهي بود.

عبارتي را خبرگزاري AFP (23 دسامبر) در وصف اين واقعه عظيم مخابره كرد، گوشه اي از آين آيه خداوندي را نماياند:

With entire coastal villages disappeared under the wall of water

يعني ديواره اي از آب كه حاصل امواج مرتفع اين زلزله بود به يكباره بر مناظق ساحلي كوفته شد و چند دهكده را شست و ناپديد كرد. من كه به ياد آيات قرآن و عذاب هاي خداوند افتادم كه بر امت هاي پيشين فرو فرستاده بود و عظمت طوفان نوح (ع) اندكي برايم ملموس شد و دانستم كه وقتي قرآن كريم مي فرمايد: «اخذناهم بغته» يعني چه. گويي زمين به ديگر بار اجازه يافت سكنه اش را فروگيرد. من پيش از اين بارها خوانده بودم كه اذا زلزلت الارض زلزالها و تاكنون مي پنداشتم كه زلزله فقط در خشكي مي آيد. اما بخشي از زمين را آب ها پوشانده اند و اين بار اين نقطه از زمين بود كه لرزيد و آنهم به سختي.

و شگفتا كه چنين واقعه اي بايد در ايام تعطيلات و تفريحات كريسمس روي دهد و همگان از ملل مختلف در كنار سواحل خوش آب و هواي آسياي جنوب شرق گرد آمده باشند تا نوار فاجعه از سطحي منطقه اي به اقصا نقاط جهان كشيده شود و مردمان هيچ نقطه اي در روي زمين از خسارات جاني و مالي و البته روحي آن بي نصيب نمانند. خب، عصر عصر جهاني سازي است و سنن الهي هم دست به كارند!

در خبرها بود كه هزاران جهانگرد غربي هم در ميان كشته هاي اين واقعه هستند. غربي ها كه براي هر شهروند خود كه در نقطه اي از اين كره خاكي تلف مي شود نوحه ها سر مي دهند، حالا بايد تيم هاي كارشناس تشخيص هويت به مناطق فاجعه زده گسيل كنند تا شهروندان خوش گذرانشان را بازشناسي كند تا مبادا در كنار آسيايي هاي جهان سومي و فقير در گورهاي دسته جمعي دفن شوند!

در تصاوير زير كه از ماهواره گرفته شده، سواحل مناطق آسيب ديده را قبل و بعد از طوفان می بينيد.

---------

با اين همه، من به شخصه دوست دارم كه اين واقعه را بيش از آنكه نشان قهر خدا ببينم، نشان قدرت خدا بدانم. آري، دست قدرت خدا از پس اين رخداد عظيم عيان شد و ديديم كه بشر مدرن با همه ساز و برگش چه اندازه در برابر دست قدرت الهي مفلوك و ذليل است و دانستيم كه كه در عصري كه ديپلماسي نوين سياسي، موازنه قوا را بر مدار قدرت اتمي و توان هسته اي تعريف مي كند، دست قدرت خداست كه موازنه قوا را به حقيقت تعيين مي كند و يك چشمه اش زلزله تسونامي بود كه بنا بر نقلي از خبرگزاري فاكس نيوز، هزار برابر بمب اتمي هيروشيما انرژي آزاد كرد. لمن الملك اليوم لله الواحد القهار.
منبع: مطالعات ترجمه
--------

Posted by motahari at | Comments (0)

عبور از رمز setup سيستم

تا به حال شده بخواهيد رمز setup سيستمي را پاك كنيد يا از آن به راحتي رد شويد. (البته وقتي كه رمز را نمي دانيد!)
براي برداشتن پسورد setup، (در صورتي كه وارد سيستم شده ايد) داس پارامت (dos prompt) يا command شده و با تايپ دستور زير پسورد بايوس را پاك كنيد :


Debug
O 70 10
O 71 10
q

و يا

Debug
O 70 2E
O 71 0
q


اگر password را اول سيستم مي پرسيد چه كار كنيم؟
برای دزدی از يک مکان ساده ترين و اولين کار استفاده از شاه کليد است تا آبرومندانه و ترو تميز وارد شويد و آخرين راه حل بالا رفتن از ديوار است. در اين مورد هم اينچنين است برای مارک ها و مدلهای مختلف Bios رمزهای عبوری معرفی می کنم که امدوارم مشکل شما را حل کند و نيازی به بالا رفتن از ديوار نداشته باشيد.

AWARD BIOS

AWARD SW, AWARD_SW, Award SW, AWARD PW, _award, awkward, J64, j256, j262, j332, j322, 01322222, 589589, 589721, 595595, 598598, HLT, SER, SKY_FOX, aLLy, aLLY, Condo, CONCAT, TTPTHA, aPAf, HLT, KDD, ZBAAACA, ZAAADA, ZJAAADC, djonet

AMI BIOS

AMI, A.M.I., AMI SW, AMI_SW, BIOS, PASSWORD, HEWITT RAND, Oder

رمزهای عبور زير را بر هر نوع Bios ميتوانيد امتحان کنيد

LKWPETER, lkwpeter, BIOSTAR, biostar, BIOSSTAR, biosstar, ALFAROME, Syxz, Wodj

توجه داشته باشيد که هنگام وارد کردن رمزهای عبور حروف بزرگ را بصورت بزرگ و حروف کوچک را بصورت کوچک وارد کنيد.

sms: جاي شما خالي هفته گذشته رفته بوديم كيش! خيلي صفا داد و كلي خوش گذشت. هواي خوبي هم بود. شبها نم نمك باران هم مي آمد. به عنوان سفر سياحتي و تجارتي كيش را به همه شما توصيه مي كنم.
--------

Posted by motahari at | Comments (5)

خليج فارس

چند مطلب مرتبط در رابطه با خليج فارس:
اول حسين درخشان:
خليج عربي بخورد توي سرشان. بر اساس ايميلي که گرفته‌ام نشنال جئوگرافيک در نقشه‌ي تازه‌اش گندهاي ديگري هم زده است:
۱- عنوان خليج فارس را در يک پرانتز خليج عرب آورده است.
۲- سه جزيره هميشه ايراني تنب بزرگ و کوچک و ابو موسي را در پرانتز اشغال شده توسط ايران آورده است.
۳- درياي هميشه مازندران را با عنوان کاسپين آورده است.
۴- اروند رود را با عنوان شط العرب آورده است.
۵- مرواريد خليج فارس را با نام عربي قيس به جاي کيش آورده است.
۶- جزيره لاوان را با نام شيخ شعيب آورده است.

دوم بمب گوگلي اثرلگو ماهي:

گوگل بمب چيه؟
به زبود ساده: اگه تعداد زيادي لينک از صفحات مختلف به يک وبسايت خاص و با استفاده از يک عبارت خاص داده بشه، رده بندي اون سايت تو فهرست گوگل مياد بالا و اگه لينک ها به اندازه ي کافي زياد باشه، حتي به رده ي اول ميرسه. مثلا: اگر تعداد زيادي از ما وبلاگ دار ها با عبارت انگليسي arabian gulf لينک بديم به يک وبسايتي که درمورد خليج فارس هست، هر کسي که تو گوگل عبارت arabian gulf رو جستجو کنه اولين نتيجه اي که ميگيره اون صحفه ي مربوط به خليج فارس خواهد بود. در گذشته وبلاگر ها از اين براي اعتراض هاي مشابهي استفاده کردند. کاري هست که فقط با همبستگي ميسر ميشه و براي همين وسيله ي خيلي خوبيه براي ابراز همبستگي همه ي ما ايراني ها در مورد اين مساله و همچنين اعتراض به استفاده از اسم مسخره ي خليج عربييکي از نمونه هاي استفاده ي قبلي از اين بمب هنگام جنگ عراق و براي عبارت weapons of mass destruction بود. اگه ميخواين بيشتر بودنيد مقاله ي ويکي درباره ي بمب گوگلي رو بخوانيد.

ما چي کار کنيم؟
متاسفانه وبسايت persiangulfonline.org که سالهاست حفاظت از اسم خليج فارس رو بر عهده داره هنوز که هنوزه در باره ي اين آخرين مساله ي نقشه ي نشنال جئوگرافيک هيچي ننوشته. به علاوه، الان صفحه ي اولش يک عکس از خيابان وليعصر داره به علاوه ي يک مقاله ي نامربوط. واسه همين خيلي انتخاب خوبي براي ايده ي گوگل بمب کردن ما نيست به خصوص الان که ما ميخواهيم يک دهن کجي اساسي به همه ي عربها و کسايي که براي arabian gulf جسجتجو ميکنند کرده باشيم.

با مسوولين سايت سعي کردم تماس بگيرم که صفحه شون رو عوض کنند ولي ايميلم برگشت خورد و به نظر ميرسه که فعلا سايت رو به امان خدا ول کرده اند. بنابراين تصميم گرفتم arabian gulf رو درست کنم. که ...سوزي بيشتري هم به وجود بياره و در اون صفحه به persiangulfonline.org هم لينک دادم به اميد روزي که صفحه شون رو درست کنند - چون به هر حال سازماني هستند تشکيل شده مخصوص همين موضوع.

پس يه سر به اون صفحه که درست کردم بزنيد. اگر موافق هستيد، دفعه ي بعد که وبلاگتون رو آپديت ميکنيد، به اون آدرس، يعني:
http://legofish.com/arabian_gulf.htm

با استفاده از عبارت انگليسي arabian gulf لينک بديد. يادتون باشه فقط با تعداد زياد صفحات و وبلاگ هاي لينک دهنده (و نه تعداد زياد لينک در يک صفحه ) هست که اين کار عملي ميشه، پس همه مون بايد اينکار رو انجام بديم. ولي در عوض تو دهني بزرگي به همه ي کسايي که از اين خليج به اسم خليج عربي نام ميبرند خواهد بود.

سوم: محاسباتي در باره گوگل بمب Persian golf و arabian gulf

چهارم: لينكهاي مرتبط ديگر در اين رابطه
petition پرشين بلاگ
يک petition انگليسي ديگه


sms: اي بابا! پيدا كردن يك پسوورد blogger كه دليل هك شدن نمي شود جانم! طرف خودش را كشته فكر كرده خيلي حرفه اي است. تهديد هم مي كند!
--------

Posted by motahari at | Comments (1)

نمايشگاه الکامپ

چهارشنبه و جمعه با دوستان رفتم نمايشگاه الکامپ. دارم سعی می کنم دستاوردی از نمايشگاه برای شما مثال بزنم.
هی بدک نبود. البته اسمش خيلی دهانپر کن تر است. شايد به خاطر اين زياد جذاب نبود که عادت کرديم که هميشه در نمايشگاه ها خريد کنيم و در اين نمايشگاه هيچ فروشی انجام نمی شد.
اين همه هم به خيال خودمان زرنگی کرديم و رفتيم ثبت نام کرديم در سايت الکامپ برای بازديد ولی ورود با کد و ثبت نام الکی تر از اين حرفها بود! آنهايی هم که ثبت نام نکرده بودند بعضیها پول می دادند و بعضی ها هم همين طوری می رفتم تو!
نمايشگاه به درد دو گروه می خورد. يکی کسانی که می خواستند نمايندگی در استانهای ديگر بگيرند يکی هم برای آدمهای حرفه ای که در زمينه های تخصصی کامپيوتر و الکترونيک فعاليت دارند. برای مردم عادی نمايشگاه به نظر زياد جالب توجه نبود. البته برای کسانی که از "غرفه دارها" بازديد می کردند جالب بود ها!!
--------

Posted by motahari at | Comments (0)

بازار کساد

سلام!
بله بله. خودم هم می دونم. نياز به تذکر نيست. که نيستی و کجايی اين چند وقت و از اين حرفها. چند وقتی نبودم. نياز به استراحت و برنامه ريزی داشتم. کارم هم يک مقداری تغيير کرده بود. زندگی و اين حرفها هم که خودتون می دونيد ديگه گرفتار می کنه آدم رو. به خصوص واسه روزهای اول.
دارم يک تغييراتی تو وبلاگ می دم. همين دو سه روز آينده. ببينم می تونم برم تو مود mt.
بعد در خدمت همتون هستم.
--------

Posted by motahari at | Comments (0)

گفت وگو با شريعتمداري!

«حسين درخشان» در سايت خودش يادداشتي نوشته است با عنوان «گفت وگو با شريعتمداري» و در آن بخشي از آنچه را كه در تماس او با مديرمسئول كيهان گذشته، آورده است.
هودر در حالي كه نگران است مبادا خوانندگان نوشته اش شيرين كاري او را باور نكنند نوشته خود را چنين آغاز كرده است: «باورتان مي شود؟ همين الان زنگ زدم تهران و با حسين شريعتمداري، سردبير كيهان(؟!) تلفني صحبت كردم. اول اينكه اصلاً مرا نمي شناخت. دو ساعت توضيح دادم من هماني هستم كه...» درخشان جمله اول را راست مي گويد. او روز دوشنبه 13مهرماه حوالي ساعت 9 شب تماس گرفت و با مديرمسئول كيهان چند جمله صحبت كرد. البته كل اين تماس بيش از دو دقيقه طول نكشيده و لذا قاعدتاً او نمي توانسته طي آن «دو ساعت» درباره اينكه كيست و چيست به مديرمسئول كيهان توضيح بدهد! در ادامه مطلب درخشان تلاش كرده است متن مكالمه اش با مديرمسئول كيهان را بازسازي و نقل كند. اما در اين كار چنان كه كاملاً طبيعي است و اصلاً از كسي -و كساني- چون او انتظاري جز اين نمي رود، جانب انصاف و امانت نگاه نداشته و مطالب را چنان نوشته كه اگر به سودش تمام نمي شود لااقل او را مغبون و متضرر نيز نشان ندهد. اكنون براي مزيد اطلاع خوانندگان -و همچنين خود آقاي درخشان و دوستانشان(!)- صورت دقيق آنچه در تماس او با مديرمسئول كيهان گذشته را مي آوريم.
درخشان در ابتدا پس از معرفي خود از مديرمسئول كيهان مي پرسد كه آيا عقيده دارد فعالان سايت ها و وبلاگ هاي اينترنتي درصدد براندازي نظام جمهوري اسلامي هستند. مديرمسئول كيهان در پاسخ مي گويد، به هيچ وجه. بيش از 25 سال است كه نظام سلطه جهاني به سركردگي آمريكا همه نيرو و توان خود را بسيج كرده تا شايد بتواند نظام جمهوري اسلامي را سرنگون كند و در اين كار كاملاً ناكام مانده است. با اين حساب چگونه مي توان معتقد بود كه چند پايگاه بي مشتري اينترنتي توان چنين كاري را داشته باشند. درخشان پس از شنيدن اين پاسخ جملاتي مي گويد كه در سايتش نياورده اما خواندنش خالي از لطف نيست. او مي گويد، ما خودمان هم مي دانيم كه براندازي نظام جمهوري اسلامي نشدني و غيرممكن است. يك ديوانه اي به نام بوش در آمريكا پيدا شده و از اين حرف ها مي زند!
سپس دوباره درخشان مي پرسد چرا فكر مي كنيد من و كسان ديگري نظير من عضو شبكه اي هستيم كه «سيا» كنترلمان مي كند؟ مديرمسئول كيهان در جواب يادآوري مي كند كه در يادداشت «خانه عنكبوت» جايي هم براي اين احتمال باز كرده بوده كه بعضي از اعضاي اين شبكه از هويت واقعي سازمان دهندگان و برنامه ريزان آن بي خبر بوده و ناآگاهانه در خدمت سازمان هاي اطلاعاتي غربي قرار گرفته باشند.
در ادامه درخشان از مديرمسئول كيهان سؤال مي كند آيا مطمئن است اطلاعاتي كه درباره اين شبكه در اختيار دارد، صحيح است؟ و پاسخ مي شنود، بلي، مطمئن هستم.
اين همه آن چيزي است كه ميان اين وبلاگ نويس متوسط الحال ايراني و مديرمسئول كيهان گذشته است. البته كساني چون او كه مي گويند مگر مي شود ما عامل سيا باشيم و خود بي خبر؟ بايد بدانند اساساً ارزيابي كه خود دارند اشتباه است و آنها اصلاً در سطحي نيستند كه CIA مستقيماً با آنها تماس بگيرد. بنابراين كاملاً طبيعي و قابل پيش بيني است اگر چنين عناصري، عوامل دون پايه به حساب آيند و به طور غيرمستقيم خط دهي و كنترل شوند، با اين حساب فهم اين نكته نيز دشوار نخواهد بود كه چنين موجوداتي مطلقاً «طرف حساب كيهان» نيستند!

--------

Posted by motahari at | Comments (0)

فقر و فحشا

وحشت از ماشينيسم
شب است و تاريکی همه جا را فرا گرفته است. مردانی کناز "روشنايی کپسول گاز پيک نيک" ايستاده اند و عبور اتومبيلها را با حسرت نگاه می کنند. يکی از آنها مشغول چاق کردن قليان هايی است که در کنارش به خط رديف شده اند. سياهی شبانه و شعله گر گرفته روشنايی يک پيک نيک در کنار اتوبانی که اتومبيلها در آن بی اعتنا به سرعت می گريزند وحشت حلقه فکری "مرحوم سيد احمد فرديد" را از ماشينيسم به ياد می آورد. اين تصوير، نخستين تصويری است که مسعود ده نمکی در مستند خود "فقر و فحشا" می خواست به مخاطب خود ارائه دهد.

از حلقه فرديد تا فقر و فحشا
چهل سال پيش مرحوم جلال آل احمد، با نگارش و انتشار مخفيانه "غربزدگی" وحشت حلقه فرديد از ماشينيسم را به تصوير کشيد. او در مقدمه غربزدگی اعتراف می کند که خلق عنوان "غربزدگی" تراوش ذهن فرديد است. اما سير تحولات کتاب بیش از آن که فرديدی باشد يادآور "مانيفست کمونيست" مارکس - انگلس است. (برای خواندن مانيفست می توانيد از کتاب مدرنيسم تا پست مدرنيسم کمک بگيريد.) جلال با همان شتاب خطابه گونه ای که در مانيفست آمده است از ماشين بد می گويد. البته او به جای تضاد دو طبقه بورژوا - کارگر در غربزدگی تضاد مردمان شرق و غرب را به تصوير می کشد. با اين رويکرد که مردمان غرب با تکنيک و ماشين شرف را مسحور خويش کرده است.
البته لحن پرخاشگر مرحوم جلال هرچند حاکی از کاوش او برای بازشناسی عوامل زخم ناسور غقب ماندگی ايران است اما کورسويی از نقطه اميد هم در تاليف او ديده می شود. مرحوم فرديد بيش از جلال فصت حيات يافت و انقلاب اسلامی را درک کرد و در گفتارهای پراکنده خود نقطه اميد نسبت به آينده را بيش از غربزدگی جلال می نماياند. او البته به شدت به انقلاب علاقه مند بود و اين "انفجار نور" را آغاز جلوه "رحمانيت" خداوند در برابر جلوه جباريت غرب مدرن می دانست. (مرحوم فرديد هيچ نوشته تاليفی نداشت اما برای آشنايی با نظريات وی می توانيد رجوع کنيد به کتاب "ديدار فرهی و فتوحات آخرالزمان" گردآوری آقای محمد مددپور)

آخرين بازمانده؛ آغاز مستند "فقر و فحشآ"
گرچه با قطعاتی از سخنان دلسوزانه آقای حسن رحيم پور ازغدی به تصوير در می آيد اما در ميانه راه مخاطب را از پای دس رحيم پور بر می خيزاند و با گشت و گذاری در تهران او را به پای سخنان آقای يوسفعلی مير شکاک می برد. ميرشکاک از آخرين بازماندگان حلقه شاگردان مرحوم فرديد است که برای مخاطلبان ده نمکی تکه هايی از مقاله "دوزخ پايتخت" را می خواند. دوزخ پايتخت که در برابر تعبير "ام القرای جهان اسلام" لقب خشنی برای روسياهی های تهران است با همان ادبيات شتابان "غربزدگی و گفتارهای فرديد از سوی ميرشکاک خوانده می شود. مير شکاک با آن هيبت معنادار و دستار سبزی که بر سر بسته بدون آن که سيگار کشيدن پی در پی اش را به مخاطب نشان دهد، دوزخ پايتخت را همراه با دود سيگارش که جلوی دوربين جلوه گری می گند برای مخاطب تصوير می شود.
مير شکاک حال و روز تهران را در اين سی سال اخير - بخوانيد 25 سال پس از پيروی انقلاب اسلامی به علاوه 5 سال پيش از آن به اژدهای تکنيکی و ماشين مانندی تشبيه می کند که مردمان خود را با اشتهايی ناتمام می بلعد و می خورد. در ضمن روايتی منسوب به امام صادق(ع) درباره وضع تهران در آخرالزمان را می خواند اما مستندی از آن را برای مخاطبان ده نمکی ذکر نمی کند. وی پس از بازگويی "دوزخ پايتخت" از منظر خويش به مخاطب توصيه می کند که از اين دوزخ به کوه ها و دشتها بگريزند و ايمان خود را نفروشند! البته وی اشاره ای نمی کند که چرا خود در تهران مانده است. سوختن و ساختن ابنای بشر را در اين دوزخ تماشا می کند. تصويری که وی از دوزخ پايتخت ارائه می دهد به رغم اميدی که فرديد از انقلاب اسلامی می نماياند جز تباهی و سياهی و نکبت و بدبختی نیست؛ تصويری است که آقای ده نمکی هم کوشيده است آن را از پنجره دوربين به نمايش در آورد.

پناه بر کفر!
تصوير فقر و فحشا که تا حدی از دوزخ پايتخت است حاکی از مغلوبه شدن حکومت در نبرد باظلم است. گويی ظلم در عرصه امنيت اجتماعی با پشتيبانی از سوی فقر و نداری چنان زورآور است که پناه بردن به کفر به جای ماندن در سايه اين نظام مغلوب و در آستانه فروپاشی بهتر است. "دوبی" مظهر يکی از ظواهر کفر در آن سوی آبهای خليج فارس انسانسهای فراری از ظلم فقر را پناه می دهد. آيا اين تصوير کاملا منطبق بر واقعيت است؟
--------

Posted by motahari at | Comments (1)

حکايت طرفداران خانه عنکبوت

به نقل از کلانتر:

هر چند روایت خانه عنکبوت، افراطی و به اصطلاح، دقیقا کیهانی نوشته‌شده ولی مطلبی است که نمی‌شود به آسانی از کنارش رد شد. بخصوص وقتی دستپاچگی حسین درخشان رو می‌بینی.

هودر با تیتر اعلان جنگ رسمی کیهان به اینترنت در ایران به این مطلب لینک داده. با دو دیدگاه می شه به این تیتر نگاه کرد (البته در مورد حرفه‌ای نویس‌هایی مثل هودر می‌شه تا اين حد ريزبين بود):
۱.هودر اینترنت رو محدود به خودش و هم فکرانش می‌بینه و هرگونه مخالفت با خود و همفکرانش رو خیلی راحت به کل اینترنت (ونه فقط اینترنت فارسی زبان) تعمیم داده‌است، و با این گونه تیترزنی این اعتقاد خودش رو غیر مستقیم به خواننده القاء می‌کنه، که البته این هم از اصول حرفه‌ای نویسی است. و صد البته این اولین بار هودر نبوده و آخرین بار هم نخواهد بود.
۲. هیچ کدام از ما دوست نداریم به هیچ ترتیبی اینترنت در ایران محدود بشه (اون هم به طور غیر معقول و افراطی و نه معقول و متعادلش). هودر هم بالاخره حرفه‌ای است. با این تیتر احساسات کسانی مثل من و شما که علاقه‌مند به اینترنت و فضای باز و راحت اون هستیم، ناخود آگاه علیه کیهان و مطلب نوشته‌شده اون تحریک مضاعف می‌شه و از موضوع منحرف.

از آن جالب‌تر توضیحی است که برای موضوع انتخاب کرده‌است. هودر در توضیحات نوشته:
همه‌ی کسانی که اسمشان آمده به نظر من باید در سریع‌ترین فرصت جواب بدهند، وگرنه دیر می‌شود. جواب این چیزها را اگر ندهی، مردم کم‌کم باورش می‌کنند. کسی می‌تواند این نوشته را به انگلیسی ترجمه کند؟ ( لینکدونی ۲۹ سپتامبر)
هودر همیشه خیلی محکم و با اعتماد به نفس کامل می‌نویسه، این دستپاچگی از ایشان غیر طبیعی به نظر می‌رسه!

چیزی که باعث شد این مطلب کیهان با تمام کیهانی بودنش برای من مهم بشه، علاوه بر دستپاچگی هودر، ذهنیاتی بود که برای خودم همیشه وجود داشت. نوع روابطی که بین بعضی از بلاگرهای معروف وجود داره، هماهنگی فوق العاده زیبایی که بین ایشان در بعضی موضوعات دیده‌ام، هماهنگی که بین ایشان و بعضی مطبوعات داخل ایران به وضوح دیده‌شده، قدرت و نفوذ ایشان در وبلاگستان فارسی که گاهی به بیرون هم کشیده‌شده، اینکه خیلی زود و راحت یکدیگر رو پیدا می‌کنند، و با کمک همدیگر خیلی زود در وبلاگستان فارسی جا می‌افتند، همه اينها، همیشه برای من يک مقدار عجیب به نظر می‌رسيد. البته در جواب، این موضوعات رو به حساب دنیای مرموز و تاریک مجازی می‌گذاشتم ولی خوب، این جور مسائل گوشه ذهن آدم می‌مونه و در موقع مناسب خودش رو بروز می‌ده.

يک مورد سوال برانگيز ديگر هم حمايت بی دريغ و همه جانبه هودريون (=هودر و اعوان و انصارش) از سايت‌های (به اصطلاح خودشون) اصلاح‌طلب امروز، رويداد و ... است که البته با اسم حمايت از آزادی بيان در اينترنت و اينها انجام می‌شه، ولی خوب از قديم گفته‌اند ... هيچی بی‌خيال!

sms: عيدتون مبارک باشه. چند روزی نبودم چه خبرا شده تو اين دهکده کوچک جهانی!!
--------

Posted by motahari at | Comments (0)

بترکه چشم حسود

گفتم اسفند واسه خودم دود کنم ها!
اين چند روز نبودم علت داشت. مساله اول اين که دنبال مقدمات امر خير!! دوم هم اين که هفته قبل با موتور تصادف کردم و چند روزی حال و حوصله نت و مت و اين حرفها رو نداشتم.
چش حسود کور شه ايشالا که چش ندارند ما رو ببينند. بريد تو چاه نگاه کنيد شايد خشکی چشمتون در بياد. (خطاب به چشم حسودهای مشکل دار با من!!)
از فردا شروعی دوباره خواهم کرد!!
فردا روز ديگريست...
--------

Posted by motahari at | Comments (0)

فردا روز ديگريست...

روزگار ما روزگار غريبی است که در آن عشق تمنای صداقت دارد!
فردا روز ديگريست... و ميتوان هر لحظه و در هر جا عشق را تجربه کرد.
عشق را پايانی نيست... به روزی نخواهيم رسيد كه پايانی باشد بر عشق ...
عشق اغازی هم نداشت... از همان ابتدا بود و هست ...
آغاز و پايان فقط از آن ماست و من فردا آغازی دوباره خواهد کرد! انگار که الهامی زندگی را به من خواهد بخشيد!
زندگی را بايد از درختان آموخت که هر بهار باز شکوفه ای نو هديه خواهند داد. ديگر وقت آن رسيده که از نو آغاز کنيم و فردا همان روز است!
و باز هم من
فردا
طلوع چشمان تورا انتظار می کشم...
و چشمانت به من خواهند گفت... فردا روز ديگريست...
--------

Posted by motahari at | Comments (0)

نظر ديگری در ارتباط با طرحی از تائيس

نقدي ضد انساني!
آنچه در ذيل مي‌آيد مطلبي است جهت آگاهی دوستان و مي‌توان گفت نقدي است بر نقد يكي از خوانندگان مطلب «طرحي از تائيس» كه به عنوان برداشتي ضد آمريكايي منتشر شده است.
دوست بزرگواري كه بر خود تكليف داشته نقدي در دفاع از آزادي و سمبل ينگه دنيايي آن بنويسد و با حرارت و انگيزه فراوان به نوشتن نقدي! دست زده و از روي پاكي نگاه مشرقي خود چشم بر تمام بدي‌هاي موضوع بسته و نگاهي زيبا و غرب پسندانه به داستان نموده، چه زيبا بود قبل از چنين احساس تكليفي قدري مطالعه مي‌فرمود و عنايت به گفته سازندگان فرانسوي مجسمه مي‌نمود كه صراحتاً آن را تنديس تائيس معشوقه اسكندر مي‌دانسـتند، نه يك خنثي يا برداشت بسيار پسنديده دوست بزرگوارمان يك انسان يا يك فرشته و قديس؛ و با دقت در شعر استاد معلم بيانگر موضوع و محتواي شخصيت و چگونگي و چرائيت انتخاب اين موجود خاص به عنوان سمبل آزادي و آزادي‌خواهي در غرب، با قدري تأمل در فلسفه هنر و حكمت نظري و سير تطور اين حكمت از يونان باستان تا دوران رجعت به مكاتب باستاني در دوران رنسانس مي‌توان به اين جواب رسيد. خارج از اين مسأله گويا منتقد محترم اومانيسم را مكتبي ديني تلقي كرده و ساخته شدن يك مجسمه بر پايه تفكر اومانيستي را عين خداپرستي و دين‌مداري دانسته‌اند!! بايد گفت اومانيسم كه در اين شعر از آن ياد شده يكي از پايه‌هاي اساسي شكل گرفتن رنسانس در غرب است. رنسانس با تفكر و بطن و ماهيت دين ستيز و مكتب گريز سه پايه اساسي دارد كه با جمله بسيار خاص و مهم ماكياول شكل گرفت.
داستان از اين قرار است كه كليسا براي ادامه حاكميت خود بر غرب چند شعار اساسي پايه‌ريزي كرده بود كه از جمله شعارها اين بود: »رضايت خدا در گرو رضايت بنده خداست.« و منظور از بنده خدا كشيش بود كه هم اكنون هم در فيلم‌هاي غربي به وفور مي‌توان موارد آن را ديد كه گناه‌ها در اتاق اعتراف توسط كشيش شنيده شده و بخشوده مي‌شود. و مردمي كه موارد نقض گفته‌هاي كليسا را در 1000 سال حكومت بلامنازع آن ديده و شنيده‌اند و آماده هرگونه موضع‌گيري عليه كليسا مي‌باشند، ناگهان با جمله‌ خاص ماكياول با چنين مضموني مواجه مي‌شوند كه به گفته كليسا رضايت خدا در گرو رضايت بنده خداست و همه انسان‌ها بندگان خدايند، پس رضايت خدا در گرو رضايت انسان است. و اينجا آغاز دوران رجعت به مكاتب باستاني يونان نظير هيومنزيم يا انسان محوري است. پس انساني كه رضايت بي‌قيد و شرط او شرط رضايت خداست، اراده مي‌كند چند كار انجام دهد. اولاً دين را كه مجموعه‌اي از بايدها و نبايدها دانسته و قيدي بر پاهاي خويش براي انجام كارهاي خودكامانه‌اش مي‌داند پس صلاح را در اين مي‌بيند جايگاهي براي دين درست كند و در آن جايگاه آن را حبس كند و هفته‌اي يك بار براي سر زدن به آن به سراغش برود و پايه تفكر سكولاريسم يا جدايي دين از شئون زندگي شكل‌ مي‌گيرد.
خب! عرصه زندگي خالي از دين شده، اما اين انسان غربي را عوض نمي‌كند. او مي‌خواهد آزادي بي‌قيد و شرطي داشته باشد و لذا مي‌خواهد هركاري كه مي‌تواند و دلش مي‌خواهد انجام دهد، تفكر و مكتبي ديگر خلق مي‌كند و ليبراليسم يا اباهي‌گري را مي‌آفريند.
و همين انسان براي تعيين مرزهاي اين آزادي خود را محور تمام مسائل خويش قرار مي‌دهد و اومانيسم را مي‌آفريند و به آن پايبند مي‌شود. اومانيسم يا »من محوري« مكتبي است كه تفكرهايي چون پراگماتيسم يا سودمحوري و يوتيليتاريسم را در بطن خويش براي انسان دوران مدرنيته به ارمغان مي‌آورد.
و اين سه مكتب كه عرض شد يعني سكولاريسم، ليبراليسم و اومانيسم پايه‌ها و ريشه‌هاي اساسي درختي مي‌شوند كه نام آن درخت ماشينيسم است و دنياي مدرنيته ما را شكل مي‌دهد.
دقت داشته باشيد تمام مكاتب فوق‌الذكر به نحوي تباين اساسي با دين و مرجع و ملجع هستي دارند. پس ميوه چنين درختي چگونه مزه‌اي مي‌تواند داشته باشد.
پاسخ نمي‌گويم! فقط سؤال مي‌كنم كه مگر نه اين است كه آزادي و حدود و صغور آن را خداوند متعال براي انسان تعيين مي‌كند و مگر نه اين است كه بستر دنياي مدرنتيه غرب مطلقاً دين گريز است؟ پس آزادي كه غرب از آن در دوران ماشينيسم نام مي‌برد چه جنسي دارد؟ آيا رهيافتي در سعادت انسان دارد؟ و اگر اين گونه است چگونه است مكتب مورد نظر جوان امروز در غرب شيطان پرستي و دين ستيزي است؟
و آيا اين